لادن شایانفر·۵ روز پیشبا رنجم چه کنم؟با رنجم چه کنم؟ این رنجی که از فرق سر تا قوزک پایم را گرفته، این رنجی که ازش خلاصی ندارم، که سنگین است و سنگینم کرده و دارم میزایم زیر ب…
لادن شایانفر·۷ روز پیشتف سربالاتوی گلویم چیزیسر جایش نیست پروانه پر میزندبزنگاه را میآشوبدو نمیبینمآنچه این همه منتظرش بودممحو میشومدر تیکوتاک ساعتزمانی که کارد به ا…
لادن شایانفر·۹ روز پیشانتقادِ ملالپنج شش سال بعد از شروع کارمندی بود که نوشتن و نقاشی را دریافتم. و دیدم جای خالی پیله و آزارندهی وجودم را خوب پر میکنند. پیش از آن هم این…
لادن شایانفر·۱۰ روز پیشفریادرسامروز زمین زیرپایم از فرط فشار مدام گسلید. آن زیر، سیاهی مفرطی هار و گرسنه، با دهان باز انتظارم را میکشید. در تقلای مذبوحانه برای فرونغلت…
لادن شایانفر·۱۳ روز پیشبافتناز اولین شبی که موهایت را بافتم، سه سال میگذرد. موهایت و صدایت و قدوبالایت و قعروقوس اندامت ...از وقتی با ملاحظه گفتی: «ما واسه هم ساخته ن…
لادن شایانفر·۱۳ روز پیشخولیامیروم و میآیم در دلگیری. در رفتوآمدم. بیچمدان. یکلاقبا. گیج میخورم. سوالم بیجواب مانده روی زمین. کسی برایش تره خرد نمیکند. بسکه س…