
برخلاف دیگران من باور دارم اگر گذرت به اینجا افتاده، شاید بهتر باشد که برگردی؛ من آدمی دلچسب برایِ همراهی نیستم
اینجا ایستگاهِ آخرِ افکارِ من است؛ جایی که کلمات را از سرِ ناچاری بیرون میپاشم تا شاید از سنگینیِ دیوارهایِ ذهنم لحظهای خلاص شوم.
نوشتههایِ من، سایههایِ کشیدهیِ رویِ دیوارند؛ چرا که نوشتن برایِ من نه یک سرگرمی، که راهی برایِ تنفس در هوایِ مسمومِ روزمرگی است ، من در جستجویِ کلماتیام که بتوانند بارِ این تنهاییِ بیانتها را کمی سبکتر کنند.
در اینجا قرار نیست از تصویرهایِ رنگارنگِ زندگی چیزی بخوانی؛ من تنها لحظههایِ خاکستری را روایت میکنم که برایِ من، مهربانتر از هر نوری هستند.
میتوانی مرا «لیان» صدا کنی؛ نامی به زیباییِ آن نیلوفرِ آبی که در دلِ لجنزار میروید.