𝐿𝒾𝒶𝓃·۵ روز پیشژرفای ظلمتگاهی به این فکر میکنم که هوش نیز نوعی بیماری است.تبِ خاموشی که آرامآرام ذهن را از درون میسوزاند.آنقدر در پیچوخم اندیشهها و واژهها سر…
𝐿𝒾𝒶𝓃·۸ روز پیشغربتِ وجودآدمیزاد از همان نخستین دمِ آفرینش، موجودی تبعیدی بوده است.مسافری بیهمراه که او را در سرزمینی ناشناس رها کردهاند، بیآنکه راه بازگشت را نش…
𝐿𝒾𝒶𝓃·۹ روز پیشتسلیِ نیستیتنها چیزی که گهگاهی چون نسیمی سرد بر پیشانی تبدارم میوزید و اندکی از سنگینی این زیستن را سبک میکرد، امیدِ نیستیِ پس از مرگ بود...
𝐿𝒾𝒶𝓃·۱۲ روز پیشملالِ صبحبیدارشدن خطرناکترین حادثهای است که هر روز تکرار میشود.لحظهای که آدمی از مردابِ خواب سر برمیآورد و ناچار میشود بار دیگر چشم در روی جها…
𝐿𝒾𝒶𝓃·۱۳ روز پیشمغاکِ آدمیجایی که جهان قعرِ عدم، توخالیستدلها همه افسرده و بس پوشالیستدر کوچهپسکوچهی این شهرِ سیهپوشِ غبارنَفَس از فرطِ ملال و مِحَن، اِضمحلال…
𝐿𝒾𝒶𝓃·۱۴ روز پیشلبخندِ پوسیدهتلخترین قسمت زندگی آنجایی نیست که چیزی تمام میشود؛ آنجاست که میفهمی از اول هم شروعی در کار نبوده.یکهو، بیهیچ مقدمهای، انگار دستی از…