بعضی شب ها چند سال میگذرند!

و من!
و من!

کی گفته شب برای خوابه؟ شب برای من آغاز بیداری است.

شب بخیر گفتن ما محض ادای ادب است

ورنه چون شب برسد اول بیداری ماست.

شب یعنی آغاز زندگی. انگار تمام روز مثل جوجه اردک گم گشته ای هستم که با رسیدن شب، گویی مادرش را یافته است.

سکوت شب چه بسیار معنا دارد.

عالم و آدم خواب رفته اند و تو در انزوای خود، چشم روی چشم نمیگذاری . در ستایش صبحگاهان و سحرخیز باش تا کامروا باشی بسیار خوانده ام اما چه کسی میداند که نوای سوز ساز شب چه بسیار اعجاب برانگیز است.

و شب را برای آرام گرفتن قرار دادیم.

قسم به سیاهی شب که ز هزاران روز، روشن تر است.

آسمان شب مثل سفره ی وسیع گسترده شده ای است به سرو ستاره و صورت فلکی.

شب مثل شمع خاموش است. شب صدای ناله و شیون های بسیاری را در دلش جای داده است.

برای همین است که در سکوتی خیره کننده فرو رفته است.

شب نماد مطرب گری است. شب شرابی است بر سرابی پر ز مستان خدایی!

شب ندارد حتی همخوابی و غمخواری!

شب پر است از شعر، شوق، شور.

شب آهنگی است به درازای قصه ی نرسیدن کوه ها به هم ...

شب چراغی است پر از چلچراغی. آیا چلچراغ همان چهل چراغ است؟ چنانکه سیمرغ، سی مرغ است؟

شب پر از راز نهفته است پر از رمز های ناشکفته.

جو شب سنگین است و در عین حال هوایش سبک.

آنقدر قدرتش زیاد است که ضعیفان را تسلیم خواب میکند و بر زمین خاکی میزند.

هر کس زور بازو و نور چشمانش چنان فانوس دریایی بیشتر باشد، پا به پای شب، تا صبح در بیداری میجنگد فقط.

شب ندارد هیچ رقیبی، کو روز رسد به گرد پای آن؟

جنس آدم های شب بیدار فرق میکند. انگار که آنها از یک شهر و دیار دیگرند.

محال است پای صحبت هایشان بنشینی و دم از آرامش نزنند.

وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ لِبَاسًا

https://vrgl.ir/WKgpk


کاش شب، آغوش تیره و تاریک و تاب دارش را به روی هرکسی باز نکند.

کاش مهرِ شب بر دل هرکسی نیفتد.

هرکسی طاقتش را ندارد.

آنان که زندگی در شب را برگزیده اند مدت هاست که از روز و های و هوی و شلوغی هایش دلزده شده اند و قطع امید کرده اند. آغوش شب اگرچه نرم است اما به بُرندگی شمشیر است.

در این ماراتن اگر نتوانی شب ها را به صبح گره بزنی، بازنده ای!

بازی پلیدی است اگر کمی غفلت کنی، چشمانت روی چشمانت میرود و درحالیکه خورشید وسط آسمان است خود را بیدار درمیابی!

شب اعتیاد آور است. اگر نسخ جرعه ای نوشیدن از شب شوی، باید تمام روز خود را به در و دیوار بزنی و مثل دیوانه ها آه بکشی تا شب از راه برسد بلکه کمی آرام بگیری!

شب باید نوشت؛ از هر آنچه که نگذاشته تا به الان بخوابی.

شب را باید کشید؛ سیگار برای آدم های ضعیف است.

شب را باید نوشید؛ شاید کمی ترکیبی از الکل چشم و شراب خنده ها.

شب را باید رقصید؛ با صدای نفس کشیدن و تیک تاک ساعت.

شب را باید تا صبح سحر کرد.

شب را باید شنید و بویید.

شب را باید زد به دل جاده.

شب را باید با کهکشان خیال فتح کرد.

بوی تن شب خاص است، برای هرکس عطر شبدر و شب بو دارد.

و خلاصه شبی هست که نباشد پس از آن فردایی


پست قبلی

https://vrgl.ir/7CHG9
https://soundcloud.com/younaahmadi/shab-ke-mishe?ref=clipboard&p=a&c=0&si=36ab133a9ece4440b9d5ff642b5c1f0a&utm_source=clipboard&utm_medium=text&utm_campaign=social_sharing