ویرگول
ورودثبت نام
محمدامین آزادبخت
محمدامین آزادبختسعدیا عمر عزیز است به غفلت مگذار
محمدامین آزادبخت
محمدامین آزادبخت
خواندن ۱ دقیقه·۳ سال پیش

شعرهایی از الف. بامداد

احمد شاملو(الف. بامداد)
احمد شاملو(الف. بامداد)
آثار من، خود اتوبیوگرافی کاملی ست. من به این حقیقت معتقدم که شعر، برداشت هایی از زندگی نیست؛ بلکه یک سره خود زندگی است.
احمدشاملو

-نظر در تو می کنم ای بامداد

که با همه ی جمع چه تنها نشسته ای؟

-تنها نشسته ام؟

نه

که تنها فارغ از من و از ما نشسته ام.

*

-نظر در تو می کنم ای بامداد

که چه ویران نشسته ای!

-ویران؟

آری،

و به چشم انداز امید آباد ِ خویش می نگرم.

*

-نظر در تو می کنم ای بامداد، که تنها نشسته ای

کنار دریچه خردت.

-آسمان من

آری

سخت تنگ چشمانه به قالب آمد.

*

-نظر در تو می کنم ای بامداد، که اندهگنانه نشسته ای کنار دریچه ی خردی که بر آفاق مغربی می گشاید.

- من و خورشید را هنوز

امید دیداری هست،

هرچند روز من

آری

به پایان خویش نزدیک می شود.

*

-نظر در تو می کنم ای بامداد....

شامگاهی- 1347




از این فریاد

تا آن فریاد

سکوتی نشسته است.

لب بسته در دره های سکوت

سرگردان ام.

من می دانم

من می دانم

من می دانم

اصرار




شب از ارواح سکوت سرشار است

و دست هایی که ارواح را می رانند

ودست هایی که ارواح را به دور

به دور دست

می تارانند.

*

شب از ارواح سکوت

سرشار است

ریشه ها

از فریاد و

رقص ها

از خستگی.

دوشبح

مطالب مرتبط:

https://vrgl.ir/P91v3


https://vrgl.ir/lAhO7


شاملوشعرشعر نوادبیاتفرهنگ
۱
۰
محمدامین آزادبخت
محمدامین آزادبخت
سعدیا عمر عزیز است به غفلت مگذار
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید