ویرگول
ورودثبت نام
Mahshid
Mahshidمن هیچ تر از هيچ تر از هیچ ترینم:)
Mahshid
Mahshid
خواندن ۱ دقیقه·۲ ماه پیش

او آبی را دوست داشت...

آبیِ من.....

از وقتی بودنت را حس نمیکنم،دنیا رنگ خودش راباخت

انگار آسمان هم دیگر آن آبیِ همیشگی نیست. تو همان آسمان بودی وسیع، آرام، اما پر از طوفان‌های پنهان.

چشم‌هایت مثل دریا بود… عمیق و بی‌انتها. هر بار که نگاهم می‌کردی حس می‌کردم موجی آرام مرا با خودش می‌برد تا جایی که فقط عشق بود و سکوت.

آبی من...

تو خود، رنگ آرامش بودی

مثل دریا در یک غروب دلگیر

وقتی خورشید آرام آرام در آغوشش فرو می‌رود.

اما حالا دلتنگی مثل باران سردی روی شانه‌هایم می‌بارد.

هر قطره‌اش یادآور خنده‌های توست

همان خنده‌هایی که آسمان دلم را صاف می‌کرد.

می‌دانی؟

عشق با تو معنی شد. قبل از تو

فقط واژه‌ای بود ساده و بی‌صدا.

اما با توعشق طعم بوسه‌ای آرام زیر باران را داشت؛ بوسه‌ای که گرمایش هنوز روی لب‌هایم مانده، حتی حالا که فاصله مثل دریایی طوفانی بینمان کشیده شده.

آبی من…

دلتنگی برایت شبیه لمس ممنوعه دریاست،هستی اما نیستی...

فقط چشم هایم تو را میبینند،

فقط نفس می‌کشم فقط می‌سوزم

آسمان هر شب به رنگ چشمانت در می‌آید و من زیر باران خاطره‌ها، نامت را آهسته صدا می‌کنم:او آبی را میپرستید....

اگر روزی دوباره خواهان آمدن باشی

بگذار اولین بارانِ بعد از آمدنت، شاهد بوسه‌ای باشد که تمام این دلتنگی را از دلم بشوید....

تا آن روز، من و آسمان و دریا، هر سه، بی‌تو غمگینیم…

هر سه بی تو غمگینم....

💙....
💙....

🌧️

آسمان شبآبی
۸
۰
Mahshid
Mahshid
من هیچ تر از هيچ تر از هیچ ترینم:)
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید