
(درس: نظم و وقتشناسی)
پیکو دید برگهای پاییزی هر روز کمی دیرتر میریزند. با خودش گفت: «شاید کسی باید وقتشان را یادآوری کند!»
او ساعت کوچکی از برگ و سنگ ساخت.
هر روز صبح، وقتی سایهی خورشید روی سنگ میافتاد، میدانست وقت کار است، و وقتی شب میرسید، وقت استراحت.
دوستانش از او یاد گرفتند که زمان را بشناسند.
از آن روز، پاپیون گفت: «وقتی پیکو ساعت میسازد، حتی پرندهها هم وقت آوازشان را میدانند!» 🕰️🍂
🍂 خلاصهی اخلاقی:
نظم یعنی هر چیز در زمان خودش. حتی برگها هم برنامه دارن!