ویرگول
ورودثبت نام
Lina
Linaغرق در دنیای درون و گمشده در خود؛
Lina
Lina
خواندن ۱ دقیقه·۱۵ روز پیش

نامه ي يك

عزيزترينم

روزهای بسیار دردناکی را میگذرانم …من به شما فکر میکنم نمیدانم در این لحظه که این چیزها را می نویسم در کجا هستید ولی میدانم از من بسیار بسیار دور هستید و شاید من را فراموش کرده باشید و من دلم می خواهد هر کجا هستید خوشبخت باشید آن روزهای شادی که با شما گذراندم هرگز فراموش نمیکنم،که تنها در آن روزها احساس خوشبختی میکردم.احساس عجیبی مرا وادار می‌کند که این چیزها را بنویسم و در برابر این احساس نمیتونم مقاومت کنم گمان نمیکنم بتوانم مدت زیادی این درد و دلتنگی مداوم را تحمل کنم شب ها تا صبح بیدارم عذاب میکشم در دوری شما حتی نفس کشیدن برایم دشوار شده است.پنیک های مکرر امانم را بریده اند .دائما استرس دارم از من خواسته شده است که بیشتر مراقب حال خود باشم و چیزی ننویسم. در واقع نوشتن خاطرات برای من فایده ندارد جز آن که حال مرا بدتر می کند… اما بدان هنوز هم خیلی دوستتان دارم دلتنگتان هستم و در دلتنگی شما چه اشکها ریخته ام.

دلتنگيعشق
۱۳
۰
Lina
Lina
غرق در دنیای درون و گمشده در خود؛
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید