ویرگول
ورودثبت نام
Ivy
Ivyدر این جهان مه های کبودِ خروشان،شب ها کابوست میشوند، پیچک ها دور پاهایت می‌پیچند و بنفشه جیغ کشان، سموم ِ بنفشی را به رویت می‌پاشند! اما،این فقط هنگامی است ک آنان را هنوز نشناخته ای !
Ivy
Ivy
خواندن ۲ دقیقه·۴ روز پیش

آرزوی خاطره!

[این روزا بیشتر اینو باخودم تکرار میکنم :کاش این روزها خاطره بشن!...]

ساعت ۳ شب هست و طبق معمول این ساعت ها دلم میخواد درعین خوابالو بودن،بنویسم بخونم .

بخودم توی اینجا خوش آمد میگمو باید بگم باوجود عدم تعامل توی این پلتفرم ک یکی از دلایلی بود ک بخاطرش اومده بودم،از رابط کاربری ای ک داره و فضاش ،خوشم اومده.

مدتهاست دنبال مکان و جایی هستم ک توش افراد هم نظر خودم رو پیدا کنم و درگیر چنین تعاملاتی توی زندگیم بشم .چ قبل جنگ چ الان ک فضا عجیبه ..!

توی بلاگ اسکای قرار بود آشنا پیداکنم که یهو فیلترش کردن و من طبق تقدیر موندم با احساسات قدیمیم و تصویری از گذشته که داستان روان‌شناختی و ماجراجویانه ی غیر قابل وصفی توی زندگیم بود . ماجرایی ک پیش بینیش کردم،و وجودش رو حدس و امتحان کردم ،بطور روانی،زندگیش کردم و توش شکست خوردم و روانی باقی موندم.ماجرایی ک توی بالا بردن روان تنی هام و علتی ک چند قدم نزدیکترم کرد به تحت درمان بودن و دارو خوردن ،برای اعصاب و روانم.

زندگی عجیبه .امشب که داشتم پادکست مورده علاقه ام از کتاب کار عمیق رو توی شنوتو گوش میدادم ، هرچقدر که به قسمت هایی ک درمورد افزایش تمرکز و قدرت ذهنی و توانایی در عدم پرت اندیشی صحبت میکرد،بیشتر تحریک میشدم برای اینکه تکنیک هایی رو یادبگیرم برای بهبود وضعیت ذهنیم .امشب اینطوری شروع شده بود هیجاناتم ،ک دلمم نخواست صرفا خلاصه بشه به چند ساعت دوپامین و بعد دوباره،بی برنامگی.

با گَپ جی پی تی فارسی صحبت کردم که_چندانم بدک نیست و اطلاعات و سرعتش خوبه_بهم راهکارهایی ک توی کتاب کارعمیق بود رو برای ذهن توضیح داد،و ازش چندتا راهکار دیگه ام برای خلاصه نویسی کتابهایی ک میخونم،بخصوص کتاب بدن فراموش نمی‌کند ک یکم گاهی پیچیده میشه ،میگرفتم.


تکنیک کاخ حافظه چیزی بود ک توی فیلم شرلوک هم نشون میداد .چیز جالبیه.وقتی راهکارهای مختلفی برای بهبود ذهن رو خوندم،دیدم خیلی وقتها ک درس میخوندم از چنین راهکارهایی استفاده می‌کردم و اگر ادامه میدادم،شاید با انگیزه ی بیشتری ،درس رو میخوندم و ادامه ش میدادم.هرچند ،برای درس، هیچوقت دیر نیست.ولی برای کار،همیشه دیره .بخاطر همین دانشگاه رو به وقت گل نِی موکول کردم.

گل قشنگم ک برای عید خریدم .
گل قشنگم ک برای عید خریدم .

دوست داشتم همراه یا دوستی واقعی ای می‌داشتم که همه چیزایی ک یادمیگیرم ،و دنیام رو ،باهاش به اشتراک بذارم ،عمیقا ،ولی کسی

عمیقا

مثل خودم

ندارم .هوف.

زندگی هجیب

جنگخاطرهنوشتنآرزواینترنت
۷
۰
Ivy
Ivy
در این جهان مه های کبودِ خروشان،شب ها کابوست میشوند، پیچک ها دور پاهایت می‌پیچند و بنفشه جیغ کشان، سموم ِ بنفشی را به رویت می‌پاشند! اما،این فقط هنگامی است ک آنان را هنوز نشناخته ای !
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید