ویرگول
ورودثبت نام
Ivy
Ivyجهانِ بنفشِ نوشته های من |دیوانه ی نوشتن◇ یه بنفشه ی ماهِ درونگرا _intj _ک تو دنیای خودشه_عاشق کتاب و روانشناسی و هنره_
Ivy
Ivy
خواندن ۳ دقیقه·۵ روز پیش

لایروبی ذهن

شبها حال و هوای دیگری دارد

حرف های دیگری برای گفتن دارد و

درد های دیگری برای شنیدن

شب ها امیدوار تر و پویا تر میشود

این دیوانه

شب ها میخواهد همه کارهایی ک در جهان است را انجام بدهد و

شبهاست ک قدر نور را بهتر میداند و ارامش را .

شبهاست ک میخواهم همه داستان هایم را بنویسم و

موفق ترینِ خودم باشم

میخواهم بهترین ارتباط را با قلمم داشته باشم و جهان های نو رسیده ام را سر سبز کنم .

|چشمانت سیاه چاله بود

اگر در آن می افتادی

دگر از آن جان سالم ب در نمیبردی|

▶️🎵اهنگ night call از kavinsky پلی شده و من شروع ب نوشتن میکنم .

کاری که مدتیه عمیق انجام نمیدم،چه در خصوص خودم،چه داستانام.

کلا osd یه شکلیه ک تا کاری که رو مخ ات هست رو انجام ندی ، قابلیت انجام کارهای مورده علاقه یا متفرقه رو از دست میدی .و اون کار برای من>>>کار پیداکردنه

بااین وجود شاید برخلاف تصورم یه کار طراحی لباس اینبار نمونه کارامو قبول کنه.اگرم نکنه،دوباره میرم سمت تولیدی ،تابه هزینه ای ک باید بابت تخصص های مد نظرم بپردازم برسم.

بااینحال هرچقدر هم این اوضاع سخت باشه، من از روزی که پیاده روی میرفتم تا روان تنی م خوب بشه و قفسه ی سینه اش سبک، هنگامی ک داشت باد آرامش بخشی میون سبزه ها و درختای پارک می وزید ،احساس کردم چقدر دلم میخواد برنامه ی دویدن‌،یا دوچرخه سواری توی پارک به این بزرگی داشته باشم .و از شانس خوبم برخلاف نود و نه و نه دهم درصد مواقع،دخترعمم از تنبلی بیرون اومد و قبول کرد بعد سه سال ،دوچرخه های اکبند رو بیاریم بیرون .ما سه سال پیش دوچرخه های خفنی از عموم هدیه گرفتیم که حتی زور بلند کردنشون هم نداشتیم ،و سوارشون شدن خیلی سخت بود.بعد از اون دوتا ی دیگه اما کوچولو گرفتیم و در کل ۴ تا دوچرخه ی الاف و بیکار داشتیم .و حالا ک مدتیه برای اضطراب و افسردگی تحت در مانیم ،این اولین باری بود ک شروع کردیم ب استفاده از اونا .وهرچند روند درمان تحت نظر این دکتر خیلی موفقیت امیز نبوده باشه ،اما نقاط مختلفی از زندگیمون رو متحول کرد .

مواقعی ای ک مدتی نمینویسم،باید سطحی و روزمره بنویسم تا لایه های اولیه ی ذهنی تراشیده بشه و به عمق برسه .

اینباری که احساساتم در گیر شخصی به معنای واقعی کلمه خاص و کسی ک انگار نیمه ی خودم شده بود ،بیش از هر بار دیگه ای عمیق و مرتبط با دوره ای ک توش زندگی میکردم بود .خیلی تلاش های بیهوده ای در باب چیزایی ک نمیدونستم کردم .خیلی خواستم شبحی عجیب رو بفهمم در عین اینکه خیلی شبیه بودیم ،خیلی تلاش کردم خودشو نشون بده و بیاد جلو واز بازی دست برداره ،اما فقط ظرف احساسات خودم رو تموم کردم .وحالا ،نه میخوام تلاش کنم کسی رو بیارم جاش(همونطور که طی این ماه تلاش میکردم تنهانباشمو و از برنامه ی روتینم و یادگیری زبان ایتالیایی و رومان نوشتنم و طراحی جاموندم) ،ن میخوام کسی رو پیدا کنم، ن میخوام کسی رو بزور فراموش کنم ، چراکه همیشه میگم بقول استیو تولتز نویسنده ی مورده علاقه ام ،توی جز از کل میگفت وقتی سعی میکنی کسی رو فراموش کنی همون فراموش کردنه تبدیل به خاطره ای میشه که نمیتونی فراموشش کنی !

(اهنگwaves از ایمجین دراگون خیلی عجیب و غمگینه▶️🎵)

بنابراین ...، این آیوی هرچقدرم هم ک قلبش تاالان وصله دوزی شده باشه، به همه چیز میخواد امید داشته باشه و امید به نو شدن داره .

حتی امید به اینکه فکرم از اسوده شده باشه و ب اوقات خودم برسم درحالیکه شاید اون داره برمیگرده و شوکه بشم .

و حالا احساس میکنم از وقتی شروع ب نوشتن و خوندنی عمیق کرده ام ،سبک نوشته هام و دنیای درونش ، خلاصه میشه توی ترکیبی از اگزیستانسیالیسم و پراگماتیسم ، یه دنیای وهم الود و تاریک که امید میره مه های اسمونش کنار بره تا نور ماه و ستاره ها جهانش رو منور کنه....

شروع نوشتندوچرخه سواریطراحی لباسیادگیری زبانعشق
۱۸
۶
Ivy
Ivy
جهانِ بنفشِ نوشته های من |دیوانه ی نوشتن◇ یه بنفشه ی ماهِ درونگرا _intj _ک تو دنیای خودشه_عاشق کتاب و روانشناسی و هنره_
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید