ویرگول
ورودثبت نام
varin
varin
varin
varin
خواندن ۱ دقیقه·۲ ماه پیش

زخم

داد میزدم و داد میزدم و داد میزدم اما کی بود که جواب منو بده دورم کلی درخت بود هوا تاریک بود چرا دروغ بگم از تاریکی میترسم دنبال یه پناهگاه میگشتم تا به اونجا پناه ببرم اما جایی برای منه بی پناه نبود فریاد زدم اما باز جوابم سکوت بود ...

پریدم از خواب و کابوس وحشتناک همیشگیم عادتم شده بود توی خواب هر شب داد بزنم میدونستم کسی صدامو نمیشنید ولی باز یکذره امید توی دلم باقی موند که کاش یکی بود صدامو بشنوه بدوبدو بیاد و منو توی بغلش بگیره خراشهایی که موقع خواب به خودم میزنم رو درمان کنه و موهامو نوازش کنه تا خوابم ببره ولی نه مادری بود تا توی اغوشش فرو برم نه پدری که پناهگاهم باشه همش خودم بودم و خودم تنهای تنها مثل وقتایی که توی کلاس خوردم میکردن و سکوت میکردم مثل شب هایی که بیخواب میشم و تنهایی دردمو تحمل میکنم تا شبهایی که پشت درهای بسته اشک میریزم و به خواب میرم اره من اینم کسی که سکوتش فریاد دردهاست گریه هاش نشان تنهایی هاش اره من رنام کسی که حتی اسمشم به معنی درده ..

رفتم کنار پنجره بارون میزد یار همیشگیم و همبازی بچگیم وقتی میباریداشک چشمام همراه باهاش شروع به بارش میکردند وقتی کم میبارید من غرق در سکوت و بغض در گلو برای خود پناهگاهی میساختم وقتی هم که شدید میشد این پناه گاه خراب میشد چون ستون این خونه بغض منه که بغضم بترکه این خونه هم باهاش به اعماق اشک های من شناور میشه در افکار پر از دردم غرق میشه...

پارت 1

خوابسکوتپناه
۰
۰
varin
varin
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید