ویرگول
ورودثبت نام
Mosi
Mosiیک آدم معمولی که فکر میکرد میتونه متفاوت باشه!
Mosi
Mosi
خواندن ۱ دقیقه·۱ ماه پیش

بمرانی

این روز ها که میگذره بیشتر به این جمله فکر میکنم که خوش به حالش رفت و این روزا رو ندید.

دقیقا همینطوره امان از رفتگان بی بازگشت. عزیزانی بودند و دیگه نیستند که یا علتش مرگ بوده یا مهاجرت. روز ها و ماه ها و حتی سال ها گذشت و دل تنگی همچنان باقیست. اما آدم نباید برای احساس دلتنگی خودش خودخواه باشه. یادمه وقتی برای رفتن و ماندن دو دل میشدم آهنگ خارجی بمرانی رو گوش میکردم.

آقای بمرانی دیدی شد؟ دیگه نمیتونیم بگیم که:

تو بزار وقتی غروب شد برو
اگه جنگ تموم شد برو
بزار اژیرو که کشیدن کبوترا که پریدن وقتی همه ترسیدن
تو بزار آبا که از آسیاب افتاد برو
اصلا بزار بعد انتخابات برو
♪♪♪
اوضاع که خوب خوب شد
همه جا بزن و بکوب شد
هر وقت زیر پات خالی شد برو
زندگیت که پوچ و تو خالی شد برو
♪♪♪
وقتی نور خونه ضعیف شد
کاسه صبرت که لب ریز شد برو
بزار اگه وامت جور شد برو
اگه اوجاقت کرو شد برو
♪♪♪
همه چیزتو بفروشو ولکن برو
خونرو خونرو خونرو خونرو
♪♪♪
دلم برات تنگ میشه
دلم برات تنگ میشه
دلم برات تنگ میشه
دلم برات تنگ میشه

آره دلم برات تنگ میشه. ولی تو برو. همه چیز رو ول کن و برو.

همه و همه یک کابوس بود که اتفاق افتاد اما دوست و عاشق واقعی از خودش میگذره، حتی اگر تحملش سخت باشه. میگفتن برای رفتن هیچ وقت دیر نیست! اما الان هر لحظه مرگ تدریجیه و همیشه دیره!

رفتنبمرانی
۱۶
۰
Mosi
Mosi
یک آدم معمولی که فکر میکرد میتونه متفاوت باشه!
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید