sema·۱ روز پیشمیدونم از سایت رفتی...راستش متوجه شدم که تو و تمام پیامات از سایت رفته......متاسفم که اینجوری شد.....واقعا میگم.......حس تنهایی و درد خصوصا تو این روزا باعث میشه…
Del_noori·۱۰ روز پیشفقط می رفتیم …نمیدانستیم تا کجا،نمیدانستیم تا کی،فقط می رفتیم،سرگردان بودیم …میدویدیم،زمین میخوردیم،در ناکامی هامان غلتان بودیم…سر بالا می آوردیم،جمعیتی…
Zhivan·۱۶ روز پیشمَرُ...(شعری در باب احوالات بعد از رفتنت)خانهها بی چراغ میمیرند... یارها از فراغ هم پیرند...
اسماء·۲۱ روز پیشکجا رفتن؟اکانتهای ویرگول رو گاهی وقتا چک میکنم. متنهای زیادی رو میبینم که برای چند سال پیشه. ۵ سال پیش. ۶ سال پیش. ۷ سال پیش. میزنم رو پروفایلها…
Vinakardan·۲۴ روز پیشاکنون مرگ را آرزو می کنمموهایم… باور نمیکنی جانا، اما مثلِ برف، سفید شدهاند. انگار تمامِ سالهایِ جوانیام را در یک شبِ سرد از من دزدیدهاند. قلبم… قلبم نه از تب…
Mosi·۱ ماه پیشبمرانیاین روز ها که میگذره بیشتر به این جمله فکر میکنم که خوش به حالش رفت و این روزا رو ندید.دقیقا همینطوره امان از رفتگان بی بازگشت. عزیزانی بود…
حیاط خلوت·۴ ماه پیشبه دنبال رهایی۱. پدر را رها کرده ام و آمده ام یک شهر دیگردر واقع بین بدبخت شدن با او و خوشبخت شدن بدون او، دومی را انتخاب کردماز خودم متنفرم؟ شاید! پشیم…
Fatemeh- Gh·۵ ماه پیشخسته شدم انقد دنبال عنوان گشتم و ندونستم چی باید بنویسم.آدم فکر میکنه هرچی بیشتر بذاره و بره و رها کنه و دل بکنه و فاصله بگیره بیشتر خودش میشه. بعد میذاره و میره و رها میکنه و دل میکنه و فاصل…
نجوا·۷ ماه پیشدیداریکی از هزارن ریلز داخل اینساست دیدن فرزندی که حتی به اندازه پیاده شدن پدر از اتوبوس صبر نمیکند و پدری که از پنجره خودش را خم کرده و فرزندش…