همین یک دو ساعت پیش، یک مقاله توی مجله «آتلانتیک» خوندم که واقعاً تکاندهنده بود. ماجرا درباره یک اپلیکیشن توی چینه به اسم «?Are You Dead» (آیا مردهای؟).

شاید اولش به نظر یک شوخی سیاه بیاد، ولی پشتش یک غم خیلی عمیقه. داستان اینه که جوونهای متخصص و تحصیلکرده چینی، اونقدر توی تنهایی و کار غرق شدن که میترسن اگه اتفاقی براشون بیفته، هیچکس باخبر نشه! سیستم اپلیکیشن هم اینطوری بوده که باید هر ۴۸ ساعت یک دکمه رو میزدی تا ثابت کنی هنوز زندهای؛ وگرنه خودش به لیست مخاطبانت خبر میداد که برن سراغت.
نکته عجیب اینجاست که عمرِ این اپلیکیشن خیلی کوتاه بود و خیلی زود از دسترس خارج شد. انگار هیچکس دوست نداره باور کنه زیرِ لایههای درخشانِ «توسعه و رفاه اقتصادی»، چه تنهایی وحشتناکی میتونه لونه کنه. وجود این اپلیکیشن یک زنگ خطر بود که نشون میداد آدمها چقدر از هم دور شدن.
این موضوع فقط مالِ چین نیست؛ فکر میکنم همهمون یک جاهایی حسش کردیم. ما متخصصها، فریلنسرها یا کارمندهایی که داریم برای موفقیت میدوییم، چقدر داریم از ارتباطات انسانیِ واقعیمون هزینه میکنیم؟
به نظرتون داریم به سمتی میریم که تکنولوژی جای «رفیق» رو بگیره؟ یا اینکه موفقیتِ کاری، بدون داشتنِ کسی که نگرانِ حالمون باشه، واقعاً میارزه؟
خلاصه که نذاریم دکمههای گوشی، تنها شاهدِ زنده بودنمون باشن. امروز یک زنگ به یک رفیق قدیمی بزنیم، قبل از اینکه تبدیل به یک عدد توی دیتابیسهای تنهایی بشیم. ❤️