هشدار: تو این متن بیش از حد میگم جادو پس باهاش کنار بیاین👍🪽🧚♀️
نه موی بلند دارم و نه قامت چون سرو و نه هل پوکی از ادبیات میدانم، اما مینویسم؛ مینویسم چون نوشتن تنها صدای سکوت من بود.
به گمانم زندگی جادویی تر از تمام کتاب های فانتزی، سورئال و تخیلیست.
جادو، این واژه ی محبوب برای من که هیچگاه درموردش خیلی حرف نزدم. ابتدا بگذارید برویم سراغ معنای لغوی( جمله ای برگرفته از کتاب آمادگی دفاعی)
جادو:(این تیکه فرمالیتست وقت خودتونو هدر ندین گل منگولیا بگذرین ازش😂🥹)
1. the power to make impossible things happen by saying special words or doing special actions:
Do you believe in magic? ⇒ black magic, white magic
2. a special, attractive, or exciting quality:
Paris has lost some of its magic for me over the years.
magic of
the magic of Christmas
3. the skill of doing tricks that look like magic in order to entertain people, or the tricks that are done Synonym : conjuring
relax.
و در زبان مادریمون:
جادو. ( ص ، اِ ) جادوی. آنکه جادو کند. افسونگر. جادوگر. عامل سحر. ساحر. صاحب آنندراج چنین آرد: جادو ساحر باشد و جادوی ساحری و سحر کردن و عوام سحر را جادوی دانند و ساحر را جادوگر خوانندو این غلط است ، چیزهای غریب را که خلاف عادت طبع است جادوئی و سحر گویند و آن را سحر حلال خوانده اند. صاحب غیاث گوید که فی الواقع در کلام قدما جادو بمعنی ساحر است و در کلام شعرای معتبر هند مثل امیرخسرو و فیضی و شاعران متأخرین ایران جادو بمعنی سحر و جادوگر بمعنی ساحر بیش از آن است که تعداد توان کرد، پس تغلیط این هردو لفظ بر سبیل اطلاق درست نباشد و از اینجاست که در برهان جادو بمعنی سحر و ساحر هردو آمده. ( آنندراج ). حابِل. مُعَقّد. طَب . طِب . جِب. ( منتهی الارب ) : گفتم این کار جرجیس جادوی نیست که اگر جادوستی مرده زنده نتوانستی کرد. ( تاریخ بلعمی ).
(متنای عمومی تموم میشن)
از نظر من جادو مثل عشقه، میتونه برای هرکس یه معنای خاص داشته باشه، بر حسب باور آدما ممکنه تجربش کرده باشن یا کلا بهش اعتقاد نداشته باشن، ممکنه چیزی که از دیدگاه من اسمش جادوعه با چیزی که از دیدگاه تو جادوعه متفاوت باشه، ممکنه رنگ تیره و تار یا سفید و امید بخش بگیره، راستشو بخواین همه چیز به خودتون بستگی داره.

حالا بیاین بریم تاریخچه ی اعتقاد برخی از گروهی مردم به جادو رو بررسی کنیم:
یه سرچ ساده و..:
سِحر یا جادو یکی از اعتقادات، آیینها یا اعمالی است که گفته میشود نیروهای طبیعی یا ماورا الطبیعه را دستکاری میکند. بهطور معمول، جادو به دلیل عقاید و اعمال مختلف، جدا از هر دو، مذهب و علم دستهبندی میشود.
راستش متن دقیقی از اینکه مردم کجا شروع کردن به باور جادو یا پذیرشش پیدا نکردم، چیزی که توی مقاله ها پیدا میشه بیشتر در رابطه با : طلسم و دعا نویسیه، که خب جاداره بگم من توی این متن درمورد جادوی سیاه یا چیزای مربوط به این مورد نمیخوام حرف بزنم و معتقدم چیزای به شدت مخربی هستن، جادوی مدنظر من همین لحظه است، چیزی که واقعا داره اتفاق میوفته و نفسی که میاد و میره.
وقتی درمورد جادو با ادمای غیر اشنا حرف میزنم فکر میکنن منظورم چیزای تاریکه، دارک تئوریایی که هستو و احتمالا با گفتن این اسم از زبون من فکر میکنن یه همچین چیزیم:



بعله.. این شما و این دفاتری که باهاشون جن احضار میکنم اونم با یه همچین حالی:

بعد شما به من بگید چجوری میشه به آدما فهموند بابا من دعانویس دوست ندارم بشم آقااااا نمیخوام به زمین گرمت بزنم عجبااا😂🌚
اونم نوعی از جادوعه ولی طوری که تحقیق کردم و باور دارم از نوع سیاهش.
جدا از این حرفا جادو فروش فقط یه سه سری کتاب نیست، یه سبک زندگی و باوره و بهتون پیشنهاد میکنم با هر سنی بخونیدش. اوایل از اون کتابای کلیشه ای حال بهم زن به نظر میرسه که از زور اینکه مجبوری میخونیش ولی بعدش... نمیدونم چرا در حق همچین شاهکارایی اجحاف میکنن!
خلاصشو نمیگم ، برید بخونید فقط یه تیکشو میزارم:

خب خب خب... حالا وقت اینکه یکم بریم توی زندگیِ گلی، من کجاها جادورو دیدم؟
....................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................

ببخشید این قسمت راز بود🐟
تا حالا به غذا پختن و آشپزی دقت کردین؟ از یه سری مواد اولیه ی شاید خام و نپخته و بیریخت میشه چیکارا کرد! رنگ و لعاب به وجود میاد، همه ی مزه ها در هم تنیده میشن و این خودش یه شیمیه...

و آدمایی شبیه به مامان. آدم که نه، مامان یه جادو فروشه، یه رین حقیقی وسط زندگیم. شجاعتشو جایی ندیدم، بعضی وقتا کاملا میشه فهمید دختر اونم... شاید زیاده روی باشه ولی اینقدر برام جادوییه که حتی نمیتونم درموردش کامل صحبت کنم... میدونید انگار یه هدیه ی خیلی بزرگه که هر از چندگاهی وقتی امیدم از همه جا برید، با یه نگاه بهش و یه کلمه شنیدن از حرفاش، دیدن لبخندش و خوردن غذاهاش بهم یاد آوری بشه عشق و جادو حقیقی ان...

اره اره واسه ی آدم واقعا خوب نیست یه شب تا صبحو کامل بیدار بمونه ولی به دیدن و حس کردن جادو می ارزه!(لطفا دلیل علمی واسه ی حرفام پیدا نکنین میدونم خیلی چیزا رو میشه به علم ربط داد ولی من دلم میخواد توی دنیای پشمکیم بهشون بگم جادووو!)
خب، همینطورین نیست که جناب جادو منتظر باشن صداش کنی و بیاد بگه جانممممم.
مراحل داره
اهم اهم
۱_ بهترین لباس خونگیتو بپوش
۲_یه لیوان آب پر از یخ(با ارفاق نوشیدنی مورد علاقت)
۳_ آزادی تا ۳ صبح هرکاری بکنی ولی بیدار بمونی
۴_ یه هندزفیری و وسیله ای که بشه باهاش اهنگ گوش داد بدون آزار رسوندن به گربه های محل(البته که اونا روانیمون کردن ۳ شب هی میو میو😐🐟🥹🌚😂)
۵_ برو تو اینه زل بزن و فکر کن و تصور کن خفننننن ترین و خوش قیافه ترین آدم دنیایی😂🧘♀️
۶_اون لیوان اب یخو سر بکش سعی کن تا اخرشو تموم کنی
حالا ساعت نزدیکای ۴ و ۴ و نیمه و بدنت بیشتر از هر وقت دیگه دوست داره بخوابه ولی تو با چشمای خشک شدت کم نیار چونننن
۷_ ۲ دقیقه به ساعت ۵ صبح اهنگ خیلیییییی شاد بزار مهمم نیست چی باشه ترجیحا چیزی که خاطره دارین باهاش نههه
و در نهایت سر ساعت ۵ شما داخل بدنتون یه انرژیی رو حس میکنید که تاحالا نکردین انگار سه لیتر گازوئیل زدین😂🎂 البته ناگفته نماند این جادو دائمی نیست و یه ربعه سرتونو میزارید و به خواب زمستانی میرید🌚👍
یادم رفت بگم با اهنگ برقصید*
فقط کافیه یکی از اعضای خانوادتون اون لحظه بیدار بشه یا بیاد نگاتون کنه خلاصه که جادو بهم میریزههه

بی انتها، بی نهایت همچون تو همچون من و همچون مایی که جهان باشیم و همچون او... من و تو نیز برای ساکنان آسمان، ساکنان آسمانی دگریم. رنگین کمان بلافاصله ی باران، رعد و برق بنفش نئونی دیوانه کننده، برف و سفیدی اسمان، رنگ نیلی رو به شب، غروب و....
جادوییست... بی انکار

شمارو نمیدونم ولی من کلا توی خوابم یه زندگی دیگه دارم، کل فلسفه ی خواب واقعا جادو و رویاییه!

میگویند مهربان نباشید اما خب اگر این راه انتخاب کنید از جادویی بی نظیر گوشه گیری کردید. نمیدانید نگاه های پس از هر کمک و یا حتی محبت های کوچک چقدر میتوانند عمیق و جادویی باشند(شاید هم بدانید قطعا بیشتر از من:)

دستم خورد و به لطف باگ ویرگول این غزل به شدت دوست داشتنی از حافظ نمایان شد:

آری نوشتن و هرچیز مربوط به آن آنقدر کافیست که نیازی به توضیح نداشته باشد که چرا جادوییست...
خیلی دلم میخواست آخرش را از همان هایی تمام کنم( چه جمله بندی ایم کردم😂) که غیر منتظره و جالب به نظر میرسند اما نشد از مورد آخر گذشت..
با نگاهی ساده به بدن خود و تفکر به آنچه در درون رخ میدهد، خواهیم دانست جادو نه تنها در جهان پیرامون بلکه درون ماست و ما جهان را درون خود داریم..

اگر شما قرار بود مورد دهم را بنویسید چه مینوشتید؟ کجای زندگیتان جادوی حقیقی را لمس کردید؟ یا شاید خود جادوگری ماهر باشید.. !

عکسا اینقدر قشنگ بودن دلم نیمد نذارم ببینینشون..









نه.. من این جادورو نمیگم من اینو میگم:




ve

و جادوی حقیقی در اصل همان درست استفاده کردن از نوریست که درون ماست نه در هیچ جای دگر...
گلی در میان شبنم
نیمه شب تابستان ۱۴۰۴