𝐵𝒾𝒿𝒶𝓃·۵ دقیقه پیشارتفاع چشمات ...پارت چهارم / قسمت پایانی.... حل شوم در هياهوي آرامش و شادیت كه مادامی که تو لبخند بزنی تقدير، فاتحم نخواهد بود،من هيچ تصوري از جهان ما قبل…
𝐵𝒾𝒿𝒶𝓃·۱ روز پیشمرز من باش ...پارت سوم ....میدانی، پنهان شدن وابسته است به هرچه بتواند پنهان کند، اما تو، بودنت را مستقل از هر چه هست خلق می کنی.باید در برخورد با تو رو…
𝐵𝒾𝒿𝒶𝓃·۲ روز پیشپس کوچه های خیالم...... ادامه از پست قبلی /// پارت دوم سوار نردبان ها میشدم و از قطارهای زیادی در مقصدهای مختلف به قصد گم شدن پیاده میشدم،اما با تمام اینها،بع…
𝐵𝒾𝒿𝒶𝓃·۳ روز پیشاولین بار ...اولین بار که دیدمت فهمیدم احساس من به تو به هر کسی مستقل است. عادت به نبودنها در دنیایم، تنها در قبال همین "تو" نا کار آمد بود. از آن زمان…