ویرگول
ورودثبت نام
علی پورزارع «هیچ»
علی پورزارع «هیچ»
علی پورزارع «هیچ»
علی پورزارع «هیچ»
خواندن ۱ دقیقه·۲ ماه پیش

فرشوگر

«فرشوگر»

آه ای مادر،

میهنم، ای ایران،

آسمانت تاریک، آلوده،

رودهایت، چون رگ غیرت ما،

بر بستر سنگی، خشکیده،

جنگلت، در آتش جهل، سوخته،

دلت خون، شکسته،

روحت خسته،

پرندگانت، زخمی و هراسان،

در باد بی‌پناهی، آواره.

آه ای مادر،

دشت‌هایت، در حسرت سرسبزی و آبادی،

نالان،

زمینت، تباه، فرسوده، ویران،

چشمه‌هایت، از اندوه ما، غمگین،

از درد ما، گریان،

ستارگانت، بی‌فروغ، بی‌آشیان،

خاکت، از بی‌خردی ما، حیران،

تنت آزرده، بی‌جان.

و ما،

ای مادر،

هنوز نمی‌دانیم

چگونه در درازنای تاریخ،

این همه بی‌مهری را،

این همه زخم را تاب آوردی

و لب به مویه و نفرین نگشودی.

چگونه این زخم‌های بی‌امان را

بر جان خود کشیدی

بی‌آنکه دنیا را

به نفرین خستگی‌ات بخوانی.

چگونه زیر این همه بی‌مهری،

این همه زخم فرساینده،

ایستادی

و خاموش ماندی.

از ما

فقط شرمندگی مانده،

و اگر فردایی باشد،

به سنگینی همین شرم

آغاز خواهد شد.

«هیچ»

«هیچ»

میهنایرانشعر سپید
۰
۱
علی پورزارع «هیچ»
علی پورزارع «هیچ»
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید