ویرگول
ورودثبت نام
بهار
بهار
بهار
بهار
خواندن ۵ دقیقه·۱ روز پیش

ازدواج و مهارت های آن:

ازدواج یکی اززیباترین و قشنگترین پیوندهاست اما کمتر کسی فلسفه ی آن را درک میکند ...

دومسئله ی مهم که در ازدواج ها بروز پیدا میکند

و اگر زوج موفق مراقب آن نباشند به سادگی کار آنهارا به جدایی میکشاند و هیچ ارتباطی به تفاهم هم ندارد .

ا_دخالت خانواده ها ۲_عدم حل کردن اختلاف ها

برعکس ازدواج

طلاق واژه ی زیبایی نیست و حکایت از جدایی دارد

اما این را بدانیم که نباید از طلاق بترسیم .قبل از ازدواج

دختران و پسران اهمیت دارد که هردویتان استقلال مالی داشته باشید که اگر خدای ناکرده خانواده کوچک تان به هر دلیلی دچار فروپاشی شد بتوانید مستقلانه زندگی کنید و به خانه پدری برنگردید ،چون بازگشت شما همانا و طعنه ها و نیش های خانواده و اطرافیان تان همانا ....

منظور از استقلال مالی در حد تامین خانه و خورد و خوراک و پوشاک ...است که باید از عهده خودتان بربیایید واگر نمیتوانید ،دنبال ازدواج هم نباشید.که به چالش بربخورید.و بخواهید برای حفظ رابطه عزت نفس خودرا خدای نکرده زیر پا بگذارید .بدانید آن کس که رفتنی ست میرود و ماندنی میماند .

اگر از تنهایی لذت نمیبرید ازدواج نکنید ...

هیچ وقت برای ترس از تنهایی وارد ازدواج نشوید

یک عمر تنها باشید اما یارتان کتاب و کار و شغل و حرفه ای باشد و یک دوست مناسب هم داشته باشیدهیچ اتفاقی پیش نمییاید ،زمانی ازدواج کنید که بتواند به دنیای زیبای مجردی و تنهایی خود همدم خودرا مهمان کنید و به او فرصت خوش حال بودن بدهید .نه اینکه از تنهایی فرار کنید ...

مورد دوم ) دو ماه زمان برای آشنایی بگذارید و یک مشاهده گر دقیق باشید .در عین این‌که در آشنایی خوش گذرانی میکنید اما همه چیز را در نظر بگیرید

پر خاشگری ها، بدقولی ها ،دروغگویی ها،قلدری و اجبار کردن ،عدم تعهد در رابطه ،عدم راز داری ،خسیس بودن ،طلبکار بودن،عدم استقلال و....همه را ببینید و با معیارهایتان بسنجید و چیزی به فرد موردنظرتان نگویید ودر آخر به تصمیم نهایی برسید .

دوره آشنایی زمان عاشقی نیست

حتی یکبار بی احترامی وپرخاش در این دوره به سادگی دلیل محکمی میتواند برای جواب منفی باشد .

وقتی در این مدت احساس آرامش تجربه کردید و به رضایت قلبی ازانتخاب خود رسیدیدآن وقت ازدواج کنید

نه برای رضای خاطر دیگران بلکه برای آرامش درونی خودتان و تجربه زیبا و رشد متعالی از زندگی مشترکتان .

برگه های آشنایی مشاوره راهم پر کنید و خصوصیات همدیگر را پیدا کنید از تصمیمات هم مطلع شوید و همدیگر را بپذیرید یا راه حل برای اختلافات داشته باشید

راجب موضوعات مختلف و چالش ها ی آینده راه حل و برنامه داشته باشید .

آداب و رسوم هم رو بشناسید و همه جزئیات را درنظربگیرید هیچ چیز رو از قلم نندازید

پله پله و یواش یواش آشنا بشید...

اگر اینطور همکاری برای آشنایی وجود ندارداز طرف مقابلتان ،

قطعا ازدواج نکنید .زیرا بعدا متوجه میشوید وارد میدان مین شدید و باید، جدا شوید ...

نکته خیییلی خیلی مهم :

هردونفر تان ؛

راهی برای عدم دخالت خانواده ها پیدا کنید .حد ومرز قائل باشید و نکات زندگی خودرا به خانواده تان نگویید .

اگر روزی یا لحظه ای با همسر خود به مشکل میخورید فورا خانواده را در جریان نگذارید .

نمیدانید چه دعواهای خاله زنکی و کوچک و پیش پا افتاده ای بین زن وشوهر ها بودند که فقط با گفتن به خانواده تبدیل به جنگی بزرگ شدند

در صورتی که اگر فقط صبر میکردند و آرامش خودرا بدست می آوردند وبا انعطاف پذیری و توکل به خدا و گذشت ،به راحتی میتوانستند دوباره زندگی خودرا از نو بسازند .

برای زوج های جوان دخالت خانواده ها سم تلخی است .

دقیقا مثل زهر مار است ...همانقدر در ازدواج کشنده است ....وحتما باید چاره ای اندیشید ...

چاره آن این است که هردونفرتان :

مراقب رابطه ی زیبایتان باشید .وراجب همه چیز صحبت نکنید .خانم ها :خرید کردن ،سفر رفتن شاید برایتان جالب باشد اما از دید مادر شوهرتان ممکن است ولخرجی باشد

آقایان : دادن النگوی خانم بابت رهن خانه شاید برایتان جذاب باشد اما از دید پدر زن تان ممکن است شما یک آدم بی عرضه ای باشید که توان کار کردن ندارید و گفتن همین راز ها ی زندگی به سادگی میتواند حرمت های زن وشوهری را ازبین ببرد ،زیپ بسیار بزرگ باید داشته باشید

برای بستن دهانتان و قفل کردن آن ،همانجایی که لازم است نگویید ،سکوت کنید ....سکوت .

پدر ومادر متاسفانه طبق شواهد و تجربیات در ازدواج ها، دوستتان نیستند و و دلسوزی ناسالم دارند اگر زیپ نداشته باشید رابطه تان را صددرصد خراب میکنند .

اگر زندگی خودرا دوست دارید و به بلوغ فکری رسیدید

برای دهانتان حتما قفل بگذارید

تازه آنوقت میبینید که چه زیبا در کنار هم رشد میکنید

و بزرگ میشوید ...و به کمال میرسید ..وازدواج زیباترین مسیر برای رشد تان بوده است .

اگر خودتان برای مسائل تان راهی پیدا کردید که خوب

اگر نکردید تحت هیچ شرایطی هیچ کدام از شما دونفر دختر و پسر اجازه گفتن مسائل زندگی خودرا به پدر ومادر خود ندارید از این به بعد آنها فقط مهمانند وباید شادی تان را ببینند و بس .

به شدددددت راز داری مهم است وبعدا پشیمانی فایده ندارد.

قطعا زن و شوهر به اختلاف بر می خورند واین کاملا طبیعی ست اگر اختلاف نداشته باشند غیر طبیعی ست چون دوشخص هستند که کاملا منحصر به فردند

اما باید یاد بگیرند اختلاف خودرا حل کنند چگونه ؟

راه حل ارائه دهند .به تعداد زیاد فرقی نمیکند هر راه حل مناسبی که به ذهن شان میرسد را بنویسند ..

خلاق باشند .

دنبال مقصر نباشند .حتی اگر همسرشان واقعا اشتباه کرده است .اشتباهش را نادیده بگیرند و گذشت کنند...

احترام همدیگر را حفظ کنند .

همدیگر را قضاوت نکنند.

صدای خودرا بالا نبرند .با آرامش و طما نینه صحبت کنند

جوری باشند که انگار که چیزی نشده اینم درست میشه .

اگر با صحبت به نتیجه نمیرسندموارد را یادداشت کنند .

یک دنده و لجباز نباشند و انعطاف پذیر باشند .

گاهی برای هم گذشت کنند .

روی هم برچسب نزنند .

اختلافات گذشته را وارد زمان الآن نکنند .

پرتوقع نباشند .

درک متقابل داشته باشند.

همدل و همراه باشند.

در آخر به کمک خدا و صبوری ایمان داشته باشند وبه رابطه ی زیبای خودتحت هیچ شرایطی آسیب نزنند

مثل دو دوست ،دویار باوفا در کنار هم باشند ،به هم پرو بال دهند و هم را کامل کنند .

کلمات زیبایی که به هم میگویند انهارا تبدیل به کلمات زشت نکنند هیچ مسئله ای ارزش بی احترامی بین شما را ندارد.

گاهی فقط صبوری وکمی آرامش آن مسئله رابه زیبایی حل میکند .

از کاه ،کوه نسازند همه چیز واقعا ساده ست ...و راه حلی دارد .

همه ی اینها کمک میکنند تا از پس سخت ترین اختلافات هم با کمک خدا بربیایید .

پس چرا به خانواده های خود بگویید ..؟

وقتی اصلی ترین دلیل ازدواج چشیدن طعم استقلال است .وقتی خودتان میتوانید حل کنید ...

ازدواجزوجینخوشبختیزیباییداستان
۰
۰
بهار
بهار
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید