قانون کاری که امروز بر میز ماست، یادگار دورهای است که مناسبات شغلی ساده، خطی و قابل پیشبینی بودند. زمانی که مسیر حرفهای افراد، سالها در یک کارخانه یا اداره رقم میخورد و مفاهیمی مثل دورکاری، کار پروژهای، استارتاپ یا اقتصاد پلتفرمی هنوز وارد ادبیات رسمی کشور نشده بود.
اما امروز، فضای کسبوکار ایران و جهان با سرعتی بیسابقه در حال تغییر است و طبیعتاً انتظار میرود قوانین مادر نیز همپای این تحولات حرکت کنند.

مشکل اصلی دقیقاً همینجاست: قانون کار، آنگونه که باید، با واقعیتهای جدید همراه نشده است.
نتیجهاش این شده که در بسیاری از روابط کاری یک «منطقه خاکستری» شکل گرفته؛ جایی که کارفرما نمیداند چه چارچوبی او را در مسیر درست نگه میدارد و کارگر هم اطمینان ندارد حقوقش چگونه باید صیانت شود. این ابهام، در نهایت نه به سود تولید است و نه به سود نیروی انسانی؛ هر دو طرف را فرسوده و بیاعتماد میکند.
اکنون زمان آن رسیده که یک گفتوگوی ملی و جدی درباره بازنگری قانون کار آغاز شود؛
نه برای اینکه مسیر تولید سختتر شود، نه برای اینکه روابط کار پیچیدهتر گردد،
بلکه برای اینکه قانون، آینهی واقعیت امروز باشد؛ شفاف، قابل فهم و متوازن.
ما در کمیسیون منابع انسانی و روابط کار خانه صمت جوانان ایران، بارها از نزدیک دیدهایم که فاصله میان قانون دیروز و نیازهای امروز، چگونه مانع توسعه و اشتغال پایدار میشود. معتقدیم باید به سمت قانونی برویم که هم کرامت نیروی کار را حفظ کند، هم امنیت و پیشبینیپذیری را برای کارفرما فراهم سازد؛ قانونی که انعطافپذیر باشد، نه شکننده؛ راهگشا باشد، نه محدودکننده.
تا زمانی که این شکاف ترمیم نشود، هم کارگری آسیب میبیند که امنیت شغلیاش معلق است،
و هم کارفرمایی که نگران تبعات تصمیمات ناآگاهانه است.
وقت آن رسیده قانون کار، جایگاه واقعی خود را در اقتصاد امروز پیدا کند.
سید حسین موسوی
رئیس کمیسیون منابع انسانی و روابط کار
خانه صمت جوانان ایران