
مدتی هست که فکر میکنم چرا دیگر تهمینه و منیژه و رابعه بلخی نداریم؟
چرا از یه جایی به بعد که نمیدانم کجاست، زن عاشق و مرد معشوق نیست؟
امروز دیدم داریم زیاد هم تهمینه و منیژه و رابعه داریم و خودم هم جزوشان بوده ام انگار از اول هم عاشق بودن برای زن وزنه اش سنگین بوده و هست اما از یک جایی به بعد که نمیدانم کجاست ، صدایمان به جایی نمیرسد نکند مردِ معشوق نازش زیاد شده و محل نمی دهد و مارا دلسرد کرده یا شاید هم صدای مارا خفه کرده اند ؟
اواسط اسفند ۱۴۰۴