ویرگول
ورودثبت نام
Berik
Berikارزو و طلب روزی را دارم که هرکس به اشتباه خود پی ببرد .. .
Berik
Berik
خواندن ۴ دقیقه·۱ روز پیش

دوست دارم تفکراتم را با شما به اشتراک بگذارم

سلام به دوستانی که زمان با ارزششون رو دارن سر خوندن این متن بی ارزش میگذارن ،( خیلی خوشبینم که انتظار دارم کسی این متن رو بخونه ! )

قبل هر چیز بگذارید کمی باهم آشنا شویم ؛ لزوما من آدمِ نویسنده ای نیستم ولی زمان زیادی رو سر نوشتن افکاراتم هدر میدهم ، از بخواطر این کار به سوگیری های عجیب و غریبی از نظر عامه مردم درمورد چیز های بظاهر ساده میرسم ، و این نتیجه گیری ها تنها به مزاق خودم خوش میآید (در واقع تا به حال کسی نوشته های من رو نخوانده ، شاید این دلیل شایع این اتفاق باشه !)

شاید بپرسید که " چرا هدر؟ این کار که بسیار کار پسندیده ایه و فلان جا گفته شده که (نوشتن افکارات به شما به ارامش هرچه بیشترتان کمک میکند ) و چه و چه و چه ...،"

خب جواب بسیار مفصلی دارد و فکر نمیکنم انسان مدرن امروزه حوصله اش بکشد که درمورد یک مسئله این چنینی نزدیک چند هزار کلمه از زبان یک نوجوان نابالغ بشنود ( حق دارد، بالاخره مسائل بالغانه مانند سیاست ، مشروب خوری، مزاحمت برای دیگران ، سو استفاده از دیگران ، رانت و رشوه گیری ، خیانت کردن ،اعتیاد، دزدی ، حق دیگران رو خوردن ، افکارات و عقایدِ عقب مانده و تعصباتِ بیجا و غیر منطقیِ شان ، توهمِ سوادشان و ... بسیار مهم هستند و باید به آنها بی شک افتخار کرد ، چرا که هرکس در بند این موضوعات نباشد از نگاه افرادِ «بالغ» و «روشنفکر» بی شَک «نابالغ»،«ساده»و «عقب مانده» شمرده میشود ! ) ، اما میتوانم آن را به طور خلاصه برایتان اینگونه شرح دهم که : من بسیار فکر میکنم!. میدانم ، میدانم این کار در این قرن کار بسیار سطحی ای شده ؛ به طوری که دلیلی شده برای دختران ۱۲ ساله که اضطراب اجتماعی خود را توجیح کنند و از طرفی دیگر کاری (منظورم تفکر درمورد اشتباهات و مسائل روزانه و عادیه ) بسیار احمقانه برای قشر «بالغ» و نخبه (میتوان نخبه بود و هنوز« نابالغ » ماند ، من برای نخبگان نابالغ احترام بسیاری قائلم!) شمرده میشود ! اصلاً چرا باید درمورد اینکه معنای آزادی فکر شود ، زمانی که میتوان مشتق و انتگرال حل کرد و یا کتاب های قطور فلسفی را حفظ کرد ، چرا باید درمورد آن ذره ای فکر کنیم ؟ بیهوده است !

مطمئنم افراد بسیاری را عصبانی کرده ام ، میدانید بالاخره من نوجوانی خام و « نا بالغ » هستم و حتی توان حفظ کردنِ ظاهر دروغین خودم را هم ندارم ، این کار بسیار «نا بالغی» است ، خودم میدانم ! جهان را دروغ و ریا فرا گرفته است و در کشوری بظاهر اسلامی زندگی میکنیم که حتی نمیتوان دوست را از دشمن تشخیص داد ، همه به نوعی از ارزش های یکدیگر سو استفاده میکنند و نقاب افراد با ارزش میزنند ، همین مسئله باعث شده ارزش ها و فرهنگ مردم از بین برود و یا بسیار کمرنگ شود ( " هنوز به آمریکا نرسیده ایم " )

راستش را بگویید افراد با سواد ! چه مقدار در مورد مطالبی که در آن کتاب های قطور که آنطور در قفسه هایِ تان چیده اید و آن ها را خط به خط حفظ میکنید ( البته اگر بخوانیدشان ) فکر میکنید ؟ چرا نتیجه ای راسخ نمیگیرید ؟ چرا دست از افکاراتِ به ظاهر منطقیِ تان ( همان هایی که به وسیلهِ شان کارهای اشتباهِتان را تو جیح میکنید و به آنها افتخار میکنید ) بر نمیدارید و از دید دیگری نگاه نمی کنید ؟ ؛ من میدانم چرا « زیرا نفعی از این کار نمی برید » با تفکرِ دُرست و داشتن وجدان هیچوقت جیب هایتان را نمیتوانید پر کنید ، نمیتوانید احساس برتری کنید ، نمی توانید به دیگران ظلم کنید و دیگر نمیتوانید چشم هایِ تان را بر روی هر چیزی ببندید !

امیدوارم بهِتان بر نخورده باشد زیرا از قدیم گفتند « حرف رو بنداز زمین صاحبش برمیداره » من طرفدارِ ایدئولوژیِ خاصی نیستم و تمام این حرف را به کل یک جماعت تعمیم نمیدهم و امیدوارم متوجه کِنایاتم شده باشید ( اگر هم نشده اید برایم ذره ای اهمیت ندارد بهتر است از توهم خارج بشید !) ، بنظر من تنها انسان هایی که اثر انگشت مشابه ای دارند میتوانند شبیه یکدیگر باشند ، پس نمیتوانم خزعبلاتم را به همه انسان ها بچسبانم ( برای مثال بگم که نمیتونم بگم همه ادمها احمق ان ، اگر اینطور بود که نمیتوانستیم به کسی برچسب باهوش بچسبانیم !)، امیدوارم این پست حذف نشه و حداقل تونسته باشم وقت عده ای از شمارو گرفته باشم ( و عصبانیتان کنم ) ، اگر ببینم بازدید قابل توجه ای ( حتی یک نفر هم برای من قابل توجه است ! ) دریافت کرده ام ، مسلماً مشتاق میشم که افکاراتم رو باهاتون به اشتراک بگذارم ( مشتاق نظرتان هم هستم )

خیر پیش رویِتان 🌱

اجتماعیفلسفهافکارسواد
۵
۰
Berik
Berik
ارزو و طلب روزی را دارم که هرکس به اشتباه خود پی ببرد .. .
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید