ویرگول
ورودثبت نام
میان سطر ها
میان سطر هامینویسم ، .....
میان سطر ها
میان سطر ها
خواندن ۲ دقیقه·۱۸ روز پیش

کجا برویم ؟

هستیم ،

نه چون چاره ای نداریم .

نه چون گروگانیم ،

نه چون زندانی شدیم .

نه چون زنجیر ها در قلبمان چفت شدند .

اینرا میگویم چون هرکه توانست از شهر ما رفت .

ما ماندیم ، با خودمان ....

با جوانی ها ، آرزو ها ، با آنچه نخواهیم داشت .

آنها رفتند تا داشته باشند و زندگی کنند ،‌

اما ما جایی نداریم که برویم ،

نمی‌توانیم بریم .

شهر ما درختان سوخته دارد ،

هر روز شعله جدیدی را خاموش میکنیم .

گل های خاک ما پژمردند ،

هر روز ریشه خشکیده ای از خاک بیرون میکشیم .

آنها رفتند تا از غربت بگویند .

ما چه گوییم که در شهر خود هم باید حذف شویم ؟

ما در شهر خود غریبیم !

ما تا ابد باید چوب خشک جمع کنیم ،

گل خشک در گلدان بگذاریم ،

چون به زندگی خود تعلق نداریم .

به جهان خود تعلق نداریم ،

به راستی که به هیچ جا تعلق نداریم .

ما همیشه نادیده گرفته شدیم ،

چون همیشه ما گناهکاریم !

گناه ما جز آرزو داشتن چه بود ؟

به راستی ما هرشب آرزو هایمان را ستاره ای کردیم ،

آنرا به آسمان فرستادیم تا رسیدمان را به خودشان ببینند ،

هرچه پریدیم سخت تر زمین خوردیم ،

دورتر شدیم ،

تا جایی که نتوانستیم آرزوهایمان را برداریم‌ .

هر روز بیدار شدیم ،

چون خورشید بیدار می‌شد .

چون نورش را به ما می‌تاباند .

چون بهانه دیگری نداشتیم ،

چون درختان اینگونه بودند .

هر سال مردند ،

با بهار دوباره زیستند ،

و دوباره مردند .

ما هم مانند آنها زندگی میکنیم تا دوباره بمیریم ،

البته چندی است که منتظر زندگی هستیم .

ما همان کسانی هستیم هرچه کردیم هنوزم مجرمیم .

جرم ما ماندن پای خاطراتمان بود ،

ماندن پای دوستانمان بود ،

چون نمی خواستیم بشکنیم ،

اگر هم شکستیم صدای شکستن دوستانمان را نشنویم .

دروغ بگوییم ،

تا دوباره ستاره ای بسازیم .

اینجا کسی ما را دوست نداشت ،

اما خودمان یکدیگر را دوست داشتیم .

ما هستیم چون خاطراتمان هستند ،

چون حاضریم هزاران بار با خاطراتمان بمیریم ،

ما هم ستاره شویم ، خاک شویم .

اما فراموش نکنیم برای چه خاک شدیم .

ما اگر هم مجرم شویم ،

برای خاطراتمان و ستاره های بود که ما را نگاه می‌کنند ،

برای آرزو هایمان ، آرزو های دوستانمان بود .

ما هستیم تا نگویند شهرمان را تنها گذاشتیم .

ما خود شهرمان هستیم .

حتی اگر از آن ویرانه باقی مانده باشد ،

هستیم تا هنوز هم برای آسمان شهرمان ستاره بسازیم ،

تا دوباره دور شدنش را تماشا کنیم .

................................

خاکزندگیشهر
۰
۰
میان سطر ها
میان سطر ها
مینویسم ، .....
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید