ویرگول
ورودثبت نام
علیرضا ابوئی
علیرضا ابوئیمشاور کسب‌وکار
علیرضا ابوئی
علیرضا ابوئی
خواندن ۲ دقیقه·۴ روز پیش

بیزینس تراپی (Business Therapy)

فرض کن بیزنست یه آدمه!
فرض کن بیزنست یه آدمه!

فرض کن بیزنست یه آدمه نه عدد و نمودار و فایل اکسل؛ یه آدم واقعی با حال‌و‌هوا، زخم، عادت و ترس. صبح‌ها سر کار میاد، می‌فروشه، فاکتور می‌زنه، ولی یه چیزی ته دلش سنگینی می‌کنه. انگار همیشه خسته‌ست، زود واکنش نشون می‌ده، با کوچک‌ترین فشار بازار عصبی می‌شه و با هر بحران کوچیک می‌ریزه به‌هم.

اینجاست که باید از خودت بپرسی: «نکنه بیزنس من حالش خوب نیست؟!!»

تراپی بیزنس یعنی همین. اینکه به‌جای دویدن بیشتر، یه لحظه بایستی و بپرسی: مسئله واقعی کجاست؟

بیزنسی رو دیدم که فروشش بد نبود، مشتری هم داشت، ولی همیشه کم‌پول بود. اول فکر می‌کرد مشکل از بازار یا تبلیغه. وقتی نشستیم حرف زدیم، معلوم شد مشکل اصلی ترس از قیمت‌گذاریه؛ ترس از اینکه «اگه گرون‌تر بفروشم، مشتری می‌پره». نه بحران بازار بود، نه رقابت. یه باور اشتباه بود که سال‌ها داشت به بیزنس آسیب می‌زد.

یا یه بیزنس دیگه که صاحبش می‌گفت: «همه‌چی رو خودم باید کنترل کنم، وگرنه خراب می‌شه.» نتیجه میشه فرسودگی، تصمیم‌های عجولانه،گ و البته تیم بی‌انگیزه!!

تراپی اینجا یعنی ریشه‌ی این نیاز به کنترل رو پیدا کنی، نه اینکه صرفاً یه ابزار مدیریت پروژه عوض کنی.

ما معمولاً بیزنس‌هامون رو فقط وقتی می‌بریم پیش «مکانیک» که خراب شده باشن؛ وقتی فروش افت کرده، وقتی بدهی بالا رفته، وقتی دیگه نفس نمی‌کشه. ولی تراپی بیزنس برای قبل از فروپاشیه. برای وقتی که هنوز سرپاست، اما سالم نیست.

تراپی بیزنس یعنی دیدن الگوها: تصمیم‌هایی که هی تکرار می‌شن، اشتباه‌هایی که شکل عادت گرفتن، و مسائلی که هر بار به یه اسم جدید برمی‌گردن، ولی ریشه‌شون یکیه.

آخرش هم یه حقیقت ساده داره: بیزنس‌ها معمولاً به خاطر کمبود ایده یا سرمایه نمی‌میرن؛ به خاطر ندیده شدن دردهاشون می‌میرن.

اگه قبول کنیم بیزنس هم مثل آدم‌ها نیاز به شنیده شدن، فهمیده شدن و اصلاح مسیر داره، اون‌وقت بردنش پیش «تراپیست» نه ضعف حساب می‌شه، نه هزینه؛ می‌شه یکی از بالغ‌ترین تصمیم‌های یک صاحب کسب‌وکار…

مدیریت کسب و کارمدیریتکسب و کارکسب و کارهای کوچکرشد کسب و کار
۱
۰
علیرضا ابوئی
علیرضا ابوئی
مشاور کسب‌وکار
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید