ویرگول
ورودثبت نام
علی اکبر
علی اکبر
علی اکبر
علی اکبر
خواندن ۱ دقیقه·۱۳ روز پیش

عاشقانه

تا در ره عشق آشنای تو شدم

با سد غم و درد مبتلای تو شدم

لیلی‌وش من به حال زارم بنگر

مجنون زمانه از برای تو شدم

وحشی بافقی

از خانه بیرون می‌زنم، اما کجا امشب

شاید تو می‌خواهی مرا در کوچه‌ها امشب

پشت ستون سایه‌ها روی درخت شب‌

می‌جویم، اما نیستی در هیچ جا امشب‌

می‌دانم آری نیستی، اما نمی‌دانم

بیهوده می‌گردم به دنبالت چرا امشب؟

هر شب تو را بی جستجو می‌یافتم، اما

عاشقانهعشق
۱
۰
علی اکبر
علی اکبر
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید