ویرگول
ورودثبت نام
m_26595751
m_26595751
m_26595751
m_26595751
خواندن ۴ دقیقه·۳ روز پیش

تبیین تعامل نقص در کارکردهای اجرایی و بافتار محیطی در اختلال نقص توجه/بیش‌فعالی (ADHD)

مقدمه: بازتعریف ADHD فراتر از رفتارهای سطحی
اختلال نقص توجه/بیش‌فعالی (Attention-Deficit/Hyperactivity Disorder - ADHD) مدت‌هاست که از یک اختلال صرفاً رفتاری، به یک نارسایی در سیستم خودتنظیمی (Self-Regulation) و تحول عصبی (Neurodevelopmental) تغییر جایگاه داده است. برای ما به عنوان درمانگر، درک این نکته حیاتی است که مراجع ما نه از «فقدان اراده»، بلکه از «تأخیر در بلوغ ساختاری» (Structural Maturation Delay) رنج می‌برد.

*۱. زیربنای عصب‌شناختی: تأخیر در بلوغ و نقص اجرایی*
*هدف (Intention):* تبیین ریشه‌های عصب‌زیستی علائم برای کاهش سوگیری‌های قضاوتی درمانگر و مراجع.

پژوهش‌های تصویربرداری عصبی نشان می‌دهند که در افراد مبتلا به ADHD، قشر پیش‌پیشانی (Prefrontal Cortex - PFC) که مسئول نظارت عالی بر رفتار است، با تأخیری در حدود دو تا سه سال در رسیدن به ضخامت حداکثری مواجه می‌شود. این تأخیر در مدارهای عصبی اجرایی (Executive Neural Circuits)، منجر به ضعف در مهار پاسخ (Response Inhibition) می‌گردد. در واقع، «ترمزهای» مغزی به اندازه «پدال گاز» رشد نکرده‌اند.
* مثال: مراجعی را در نظر بگیرید که علی‌رغم آگاهی از عواقب قطع کردن صحبت دیگران، باز هم این کار را انجام می‌دهد. این نه یک بی‌ادبی عمدی، بلکه ناتوانیِ مدارهای پیش‌پیشانی در مهارِ آنیِ یک تکانه (Impulse) است.

*۲. پارادایم خودتنظیمی و مدیریت تکانه*
*هدف (Intention):* انتقال تمرکز از کنترل بیرونی به درک مکانیسم‌های درونی مدیریت رفتار.

خودتنظیمی در ADHD به معنای ظرفیت فرد برای به‌کارگیری فرآیندهای ذهنی جهت تغییر پاسخ‌های خود است. نقص در عملکرد اجرایی (Executive Functioning Deficit)، مدیریت حافظه کاری (Working Memory)، بازسازی ذهنی و کنترل هیجانی را مختل می‌کند. وقتی مدیریت رفتارهای بیش‌فعال (Hyperactive Behaviors) به دلیل ضعف در کنترل تکانه (Impulse Control) دشوار می‌شود، فرد در سازمان‌دهی زمان و اولویت‌بندی دچار فروپاشی می‌گردد.
* مثال: یک بزرگسال مبتلا به ADHD ممکن است در حین انجام یک پروژه کاری، با یک ایمیل جدید کاملاً مسیر خود را گم کند؛ چرا که حافظه کاری او نمی‌تواند هدف اصلی را در برابر محرک جدید (Distractor) زنده نگه دارد.

*۳. تداخل زیست‌-محیطی: مدل زیست-روان‌شناختی-اجتماعی (Biopsychosocial Model)*
*هدف (Intention):* تبیین نقش تعیین‌کننده محیط در تخفیف یا تشدید علائم ژنتیکی.

ADHD در خلاء رخ نمی‌دهد. محیطی که فاقد ساختار (Unstructured Environment) و پیش‌بینی‌پذیری باشد، برای مغزی که در خودتنظیمی ناتوان است، یک کاتالیزور برای بحران محسوب می‌شود. عدم فراهم آوردن پاسخ‌گویی مناسب (Accountability) و محیط سازمان‌یافته (Organized Setting)، شکاف بین توانایی فرد و انتظارات محیطی را عمیق‌تر می‌کند. بر اساس این مدل، علائم بالینی حاصل ضربِ «آسیب‌پذیری عصبی» در «آشفتگی محیطی» هستند.
* مثال: دانش‌آموزی با پتانسیل هوشی بالا در یک کلاس شلوغ و بدون روتین مشخص، ممکن است به شدت پرخاشگر یا گسسته به نظر برسد، در حالی که در یک محیط با محرک‌های کنترل‌شده و دستورالعمل‌های بصری، عملکردی کاملاً متفاوت از خود نشان می‌دهد.

*۴. مداخلات محور‌مند: اصلاح محیط و تقویت کارکرد*
*هدف (Intention):* ارائه نقشه راه برای طراحی برنامه درمان جامع.

مداخلات روان‌شناختی (Psychological Interventions) موثر، باید دو سویه باشند: ۱. راهبردهای جبرانی برای بهبود عملکردهای اجرایی (مانند آموزش مدیریت زمان و حل مسئله) و ۲. اصلاح شرایط محیطی (Environmental Modification). درمانگر باید به جای تلاش برای «نرمال‌سازی» مغز، بر ایجاد «تطابق محیطی» (Environmental Fit) تمرکز کند تا بار سنگین خودتنظیمی از دوش مدارهای آسیب‌پذیر برداشته شود.

*شرح مورد (Vignette)*

*مراجع:* آرش، ۳۲ ساله، مهندس نرم‌افزار.
*شکایت اصلی:* آشفتگی در محیط کار، از دست دادن ضرب‌الاجل‌ها و تنش با همسر به دلیل رفتارهای تکانشی.

آرش در جلسات درمانی بیان می‌کند که با وجود اشتیاق به کارش، نمی‌تواند بیش از ۱۵ دقیقه روی کدنویسی تمرکز کند و مدام برای نوشیدن قهوه یا چک کردن اخبار از جای خود بلند می‌شود. او می‌گوید: «می‌دانم باید کار کنم، اما انگار نیرویی من را به سمت کارهای دیگر می‌کشد.»

*تحلیل درمانگر:*
در بررسی تاریخچه، مشخص شد که محیط کاری آرش یک فضای باز (Open Office) با سر و صدای زیاد و بدون مرزبندی مشخص است. از منظر عملکرد اجرایی، آرش دچار نقص در «مهار تداخل» (Interference Control) است. تأخیر در بلوغ سیستم‌های خودتنظیمی او باعث شده تا در مواجهه با محیطی فاقد ساختار، توانایی مدیریت تکانه‌هایش به حداقل برسد.

*طرح مداخله:*

درمانگر به جای سرزنش آرش برای کمبود اراده، به او کمک کرد تا محیط فیزیکی خود را اصلاح کند (استفاده از هدفون‌های حذف نویز و تقسیم دیواره‌های میز). همچنین، با استفاده از مدل زیست‌-روان‌شناختی-اجتماعی، همسر او در جلسات شرکت کرد تا از واکنش‌های هیجانی تند به رفتارهای تکانشی آرش خودداری کرده و محیطی با «پاسخ‌گویی ساختارمند» در خانه ایجاد کنند. این رویکرد، فشار را از قشر پیش‌پیشانی آرش برداشته و به او اجازه داد تا با تکیه بر ساختارهای بیرونی، عملکردهای اجرایی ضعیف خود را جبران کند.

adhdروانشناسیرواندرمانی
۱
۰
m_26595751
m_26595751
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید