ویرگول
ورودثبت نام
مهدیسآ
مهدیسآمی‌نویسم برای دل خویش، تا شاید روحم آرام گیرد.
مهدیسآ
مهدیسآ
خواندن ۱ دقیقه·۱۵ روز پیش

بی‌رقمی دلچسب

می گویند

مرگ پایان همه چیز خواهد بود

اما چطور این بختک سیاه پایان ما خواهد بود؟

او فقط میتواند معشوقه اش ، زندگی را پایان بدهد

او اغاز دیگر ما انسان های فانی‌ست

گرچه دری بسته می‌شود اما همیشه در دیگری به رویتان باز خواهد می‌شود

‌ سپس ای سیاهک من،

بدان که ترا دوست دارم همانند اندوهی شیرین

همانند شیری با طعمه ای در دهان دوستت دارم

همه مرگ رائیم پیر و جوان

که مرگ است چون شیر و ما آهوان

هنگامی که به دیدار من آمدی یک دل سیر ترا خواهم پرستید

و تو را در تکه تکه های قلبم جای خواهم داد

چونان که تو به معشوقه خود ، معنا می‌بخشی

من ، من فانی به تو معنا می‌بخشم

معنایی که باعث رعب و هراسان شدن فانی های دیگر می‌شود

افسوس که معشوقه ی تو زندگی ، همانند تو کردار می‌کند

فانی های را در دل رنج دیده خود جای داده که هرروز به خداوند دل ها تمنا دیداری با ترا را می‌کنند

فانی های که از خوی طبیعی خود فرار کردند و حال

تک و تنها به چرخه مادرمان طبیعت حسرت می‌ورزند

حال تو بگو ای بی رمقی دلچسب من

خبری از ننه سرما در خود نهادی؟

از دختران ننه دریا چه؟

پسران عمو صحرا ؟

به آنها یادآوری کن که چشم‌های گریانشان کام مارا تلخ می‌کند

مگر نمی‌دانند دختران ننه دریا از اشک های شوری که آب را برایشان شور می‌کند نفرت بر دل دارند ؟!

ای پسران عمو صحرا دست از اشکریزی بر دارید

کمی جسه دلتان را سنگ صبور کنید

به خورشید هم سلاممان را برسان

به همه‌شان سلام مارا برسان

لطفی کن و همه‌شان را در آغوش دلسردت بفشار

دوستدار همیشگی تو مهدیس

دل
۱۲
۰
مهدیسآ
مهدیسآ
می‌نویسم برای دل خویش، تا شاید روحم آرام گیرد.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید