ویرگول
ورودثبت نام
محمدصالح حسنی
محمدصالح حسنی
محمدصالح حسنی
محمدصالح حسنی
خواندن ۵ دقیقه·۱۲ روز پیش

ساختار بازی های FromSoftware

هیدتاکا میازاکی، فردی که اگر اخبار گیم را دنبال میکنید و یکی از سرگرمی هایتان گیم زدن باشد قطعا نام آن را شنیده اید، کارگردان سری بازی های دارک سولز(Dark souls)، بازی هایی که به سختی و چالش برانگیز بودن معروف هستند. چرا با اینکه ممکن است گیر کردن در یک منطقه پر از تله های مختلف و مخفی، باس فایت های دیوانه وار و سخت، محیط های پیچیده و تاریک، و مردن های مکرر و پی در پی سد راهتان شود، همچنان به بازی کردن این عناوین ادامه میدهید؟ اینجا هستیم تا نگاهی به ساختار کلی و دلیل آنکه ممکن بعد از مواجه با تمام سختی ها و بی رحمی های این سری بازی ها همچنان به بازی کردن آن ها ادامه دهید و از آن لذت ببرید بپردازیم.

تاریکی و ناامیدی، اما امیدی در دل
تاریکی و ناامیدی، اما امیدی در دل

داستانی که در ثانیه اول هوک داستانی را به مغز بازیکن گره میزند

تقریبا در تمامی بازی هایی که میازاکی خالق آن ها باشد، ساختاری به شکل زیر میبینیم:

  • کاتسین(Cutscene) اولیه بازی که اطلاعاتی کلی راجب به جهان و خط زمانی بازی ارائه میدهد، اینکه میخواهید کاملا به این اطلاعات باور داشته باشید یا نه به خودتان بستگی دارد (( که معمولا با نمایش های حماسی مانند آنچه که در جدید ترین بازی این شرکت یعنی الدن رینگ(Elden ring) دیدیم شروع میشود)).

  • گشت و گذار و صحبت با کراکتر های اولیه و رفتن به هاب(hub) بازی، جایی که کاراکتر های اصلی، لول آپ ها، فروشنده ها قرار دارند. به طور اساسی روند پیش رفتن داستان بسیاری از کاراکترا بسته به رفت و آمد شما در همین محیط ها و صحبت با آنهاست و در عین حال شما میتوانید بدون پیش بردن داستان این کاراکتر ها بازی را تمام کنید، اما اینجاست که به مورد بعدی برخواهیم خورد:

  • اطلاعات اولیه ای که بازی در اختیارتان میگذارد به تنهایی برای فهمید داستان واقعی و کامل پشت پرده کافی نیست! میازاکی معتقد است تنها کسانی لایق دانستن داستان بازی های او هستند که خوب به محیط دقت میکنند و توضیحات آیتم های متنوعی که جلوی راه بازیکن سبز میشود را میخوانند! البته که صحبت با کاراکتر ها و پیش بردن داستان آنها نیز خالی از لطف نبوده و در فهمیدن داستان به شما کمک خواهند کرد.

در نهایت قویتر شدن از طریق مبارزات گوناگون و لول آپ های مکرر برای مواجه با باس فایت آخر و تمام کردن بازی، سفر شما در هر بازی به اتمام میرسد! این روند روی کاغذ شاید کمی معمولی بنظر برسد و در عمل و اجرا، ماجرا کامل فرق میکند....

طراحی و تنوع محیط ها

یکی از پوئن های مثبت این سری بازی طراحی محیط بی نظیر و به شدت زیبا و در عین حال تاریک و خوفناک است، هر محیط داستانی برای گفتن و موانع مختلفی برای گذراندن دارند، هر یک از مناطق بازی به طور متنوع و تازه ای طراحی شدند تا از دیگری کاملا متمایز باشند و حتی در بیشتر مواقع همین ظاهر میتواند نوید از شکل و شمایل باس آخر هر منطقه بدهند زیرا همانطور که بالا گفتیم محیط ها به داستان بازی مرتبط هستند.

لول دیزاین(level design) این مناطق، جایگاه هر دشمن و هر تله با دقت و به گونه ای طراحی شدند تا شما را به چالش بکشند! به طور مثال ممکن است در منطقه Blight town همان ابتدا به دلیل سهل انگاری از ارتفاع به پایین بیوفتید یا حتی بدتر، مسیرتان را گم کنید! یا ممکن است در Tomb of the Giants به دلیل توجه نکردن به آیتم های بازی در تاریکی عمیق این منطقه گیر بیوفتید و خوراک اسکلت های شمشیر زن و جادوگران بشوید! البته ناگفته نماند بعضی محیط ها به دلایل مختلف ممکن است بیش از حد سخت باشد یا طراحی معمولی تری داشته باشند که مارا به مورد بعدی میبرد:

سختی منصفانه یا ستایش بی مورد؟

سختی بازی های سولز ممکن است بازیکنان را از اول از بازی زده کنند، به طور کلی ایده سازنده از درجه سختی چنین است: اگر تو میتوانی دشمنانت رو با یک ضرب بکشی، جاخالی بدهی یا دفاع کنی، پس آنها هم باید بتوانند! این ایدئولوژی برای درجه سختی بازی ممکن است بی رحمانه بنظر برسد، ولی میتوان گفت در اکثر موارد کار خود را به خوبی انجام میدهد! هدف به چالش کشیدن بازیکن است و میتوانم به جرعت بگویم این قطعا کاری است که بازی در انجام آن بهترین است، اگرچه ممکن است در بعضی شرایط باعث شود از شدت عصبانیت به دیوار مشت بزنید یا حتی کیبورد خود را خورد کنید! خیلی از بازیکنان دلیل لذت بردن از این عناوین رو تلاش های مکرر در مقابل شکست های بیشمار میبینند، به طوری که گویا بازی سعی در این دارد تا درس زندگی به بازیکنان بدهد! هیچوقت در مقابل شکست تسلیم نشو و به تلاش خود ادامه بده، حتی اگر صدها هزار بار شکست خوردی! .

خیلی از کاربران ردیت به این باور دارند که بازی های هیدتاکا میازاکی باعث شده از دوره افول خود خارج شوند و به تلاش برای دستیابی به هدف خود در زندگی ادامه بدهند، درست همانطور بازی از بازیکنان خود توقع دارد! بازی حتی در خود سیستمی به نام پوچی(hollow) را نیز اضافه کرده، بدین معنا که هرگاه فردی در جهان تاریک و با پایان های نه چندان خوش به طور پی در پی میمیرد و امید خود را از دست میدهد، به فردی پوچ تبدیل میشود، فردی که از خود اراده ندارد و به شکلی مجنون وار فقط زندگی میکند و سالهاست که ذهن خود را از دست داده است.

این همان چیزی است که بازی سعی در گفتنش دارد، اگر تلاشمان نکنیم و بر سختی های متعدد این دنیای تاریک غلبه نکنیم، در آخر سرنوشت ما با این افراد پوچ فرقی نخواهد داشت.

سخن پایانی

در نهایت امیدوارم با هر سلیقه ای که دارید، فارغ از کم کاستی ها و مشکلات عناوین شرکت FromSoftware، حتما به بازی های این استودیو فرصتی بدهید! ممکن از شما را از پوچ شدن نجات داده و امید جدیدی به شما بدهد.

dark soulsدرس زندگیداستان
۷
۰
محمدصالح حسنی
محمدصالح حسنی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید