عسل هستم
خواندن ۱ دقیقه·۲ ماه پیش

در باب پدر

یکی از پستای همین جارو دیدم با عنوان " پدر" ... ببین همیشه دوست داشتم در وصف پدرم کلی نکته مثبت بگم و ازش تعریف و تمجید کنم و ستایشش کنم. اما موفقیت ها و دستاورداش برای خودشه نه برای خانواده ای که به خواسته خودش ساخت و رها کرد. منطق تو ذهن این مرد برای خانواده و مسائل مربوط بهش نیست و مثل بید به هر طرف که باد ببرتش میره و مسیر ذهنی و فکری مشخصی نداره. این مدل بابا ها هیچ وقت برای خانوادشون امن نیستن و کاملا طبیعیه اگه خواهر یا برادری داشته باشید که کاملا به فکر منفعت خودش باشه و سر سوزنی به فکر شما نباشه چون اون هم این نا امنی رو داره تجربه میکنه و باید به فکر خودش باشه چه بسا شما هم باید همین روند و رویه رو پیش بگیرید. مورد من استثناییه چون بعد از 92 سال زندگیی که داشته دیگه نمیتونم بهش یاد بدم که پدر من ثابت فکر کن. ولی شما اگه تونستین با هر ترفندی اینو به افراد مختلف زندگیتون بفهمونید. ناامنی از هر نظر در مرحله اول روان و در مراحل بعدی زندگیتون جنبه هایی رو تحت شعاع خودش قرار میده که حتی فکرش رو هم نمیکردین.


شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید