SINOX·۹ ماه پیشمداد اشتباههمهچیز از یک لحظه شروع شد؛ یک مداد.شاید هم چیزی شبیه به آن. فقط میدانیم که یکی بود. مدادی در دست نقاشی ماهر، که عمق هنرش استخوان را میشک…
SINOX·۹ ماه پیشکتابی که در آتش سوختباد میوزد و میرود. کلمات هم با باد سر سفره برداشته اند باد می اید و میرود اما سوزی از آن پس از آن بر تن خشکیده نهال ها به یادگار میماندکلما…
SINOXدرنامـهای به تو که نمیخوانی·۱۰ ماه پیشمیان دو نگاه خاموش«نامهای برای هیچکس… و شاید برای تو»امشب شبِ دیگریست،شبِ دیگری از هزار و یک شبِ بینام، بیتاریخ، بیدلیل.تو هنوز همینجایی. دستت روی هما…
SINOXدرنامـهای به تو که نمیخوانی·۱۰ ماه پیشمرثیهای برای بودنتبه تویی که دیگر نیستی، اما هنوز همهجایی...
SINOX·۱ سال پیشطلوعطلوع، تنها برخاستن خورشید نیست. طلوع، رهایی است؛ باز شدن مشت بستهی شب بر آسمان، گریختن تاریکی از خلوتِ دشت، و انعکاس نفس گرمِ هستی بر رخِ…
SINOX·۱ سال پیشیلدای یک عاشقامشب آسمان بیدلیل مهربانتر شده است. دقیقهای بیشتر به شب داده تا شاید مرا به تو نزدیکتر کند. اما آیا این دقیقه کافی است؟ وقتی فرسنگ ها م…
SINOX·۱ سال پیشجدایی روزگارمینویسم من برای قلبی عاشق؛ مینویسم من برای عشق دوریروزگارانی دست در دستان خویش و امیدوار به اینده گویا کوته نگرانی که اقبال را نادیده و آین…
SINOX·۱ سال پیشپایان عشقچه تلخ است میوه گس، ظهر تابستان، در حیاط دلگیر دنهایی، آن هنگام که شلاق تنهایی تنم را میدرددر بعدی از ناامیدی به سر میبرم که جهان در پی کشف…
SINOX·۱ سال پیشقدرت قلماکنون که کاغذ به رقص اتش در میاید از جوهر غضب من، بشنو ای پوشیده گوش، بشنو صدای تبل احکام من. بشنو، از دیار دوری که چشم چشم را نمیبیند؛ از…
SINOX·۱ سال پیشنسیم دوریچه تلخ است میوه گس، ظهر تابستان، در حیاط دلگیر تنهایی، آن هنگام که شلاق تنهایی تنم را میدادم؛ و آن هنگام که دستان بی دستم به خیال بی خیالی…