ویرگول
ورودثبت نام
نارین
ناریننویسنده....
نارین
نارین
خواندن ۱ دقیقه·۹ روز پیش

کوچه ما

توی خونواده شلوغمون، من و برادر کوچکم درونگرا هستیم. با توجه به شلوغی اطرافم، زیستن گاهی سخت میشه. گاهی حوصله حرف های روزمره یا به قولی خاله زنگی رو ندارم. گاهی با خودم میگم واقعا لازمه از چند و چون زندگی تموم اهل کوچه یا فامیل خبردار شم؟ هرچند این آدمها گاهی توی داستانهایم سبز میشن. هر چند گاهی اتفاقات کوچه مان خیلی جالب می شه مثل دعوای دو همسایمان سر درختی که شاخه هایش به داخل حیاط رشد کرده و برگهایش درون حیاط می ریخت. کار به شکایت کشی رسید و درخت را قطع کردن، بمونه که مادربزرگ صدساله شون با دیدن قطع درخت سکته کرد، نوه های همسایه م به تلافی شاخه های درخت جلوی در همسایه شاکی با اره بریدن و پای درخت بنزین ریخته بودن.

بمونه که دوباره همسایه شاکی رفت شکایت و خاکم برای نمونه برده بود. این وسط کل خونواده ما به هیجان اومده بود و کلی تحلیل و بررسی می کردن. هرچند درخت آلبالو نجات یافت و امسالم کلی شکوفه داد.

درخت
۶
۰
نارین
نارین
نویسنده....
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید