نارین·۱ روز پیشمرگ خزندهتصویر اولخانم راننده از عروسی یه میلیاردی که برای پسرش گرفته حرف می زنه، من خوابم گرفته و از شب بیداری کلافه م.تصویر دوممنشی آزمایشگاه میگه…
نارین·۲ روز پیشسرگردانیسردرد بدی دارم دوباره...فکر کنم زندگی من با میگرن گره خورده، وسطاشم چند روی رها می کنه و میره.یه رعد و برقهای میزنه که جیغ بچه های توی کوچه…
نارین·۹ روز پیشکوچه ماتوی خونواده شلوغمون، من و برادر کوچکم درونگرا هستیم. با توجه به شلوغی اطرافم، زیستن گاهی سخت میشه. گاهی حوصله حرف های روزمره یا به قولی خال…
نارین·۱۰ روز پیشجرعه ای از زندگیبرای شاید زندگی...آسمان سیاه سیاه هست. سرما توی خونه مثل پسری شنگول برای خودش توپ بازی می کنه. به ناچاری بخاری ها رو روشن می کنم. سردرد بدی…
نارین·۱۹ روز پیشبی مرزرنگین کمانچند روزیه توی ویرگول می چرخم و گاهی متن های رئالیسم می خونم. از این ناامیدی ریشه انداخته در کلمات همه مبهوتم، انگار دور همه دیوار…
نارین·۲۳ روز پیشاردیبهشت زیباچهل و خرده ی روز از بهار گذشته و من هنوز اون حس زندگی درونم فعال نشده. هی میگم از خونه میرم بیرون و از درختها و شکوفه ها عکس می گیرم یا حیا…