ویرگول
ورودثبت نام
Fatemeh
Fatemehترشحات ذهنی خسته
Fatemeh
Fatemeh
خواندن ۱ دقیقه·۲ روز پیش

وقتی که جهان سرد شد

دنیا دگرگون شد.اشک دلم دگر کارون شد.زخم لبم سرخ شد.خشم شبم باران شد.قلب سنگم خاموش شد.دست سردم بی روح شد.ریه های سردم سرد تر شد.چشم کورم.کور تر شد.میان قلبم غوغا شد.ارزوهایم صد متر خاک شد.انگار جهان امشب ویران شد.اشک گرمم خشک شد.دیار باقی نزدیک شد.طناب دارم پاره شد.چشم سرخم سفید شد.دمای بدنم از سرد،سرد تر شد.زمان مرگم واضح و واضح تر شد تر شد

چشمان مستم مست و مست تر شد.زندان مغزم از عمومی انفرادی شد.زمان مرگم نزدیک شد،با امدنش جهان کم کم سرد شد.

غمگیننویسندگیتمرین نویسندگی
۰
۰
Fatemeh
Fatemeh
ترشحات ذهنی خسته
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید