
نوبت دادن برگه های امتحان بود.همه نگران بودند چون اگر نمره شان زیر ۱۵ می شد آن وقت حکم شان ☠️ بود،توسط روح یو_نا که حال در جسم یک پسر است.همه برگه هایشان را گرفته بودند همه خوشحال بودند جز دو نفر.آن دو نفر اون_جی و ها_رین بودند که حال حکم شان را میدانستند.زیر برگه هر کدام نوشته بود که ساعت ۱۶.
اون جی؛حالا چیکار کنیم؟
ها رین؛دیگه کارمون تمومه
آنها دانش آموزان دبیرستان موریونگ بودند. این مدرسه زمانی بهترین مدرسه سئول بود تا اینکه دختری به نام سو_مین خود.کشی کرد.و روحش در بدن یک پسر رفت.و از آن زمان در این مدرسه پلمپ شده و کسانس که آن روز در آنجا بودند حق خروح ندارند ولی این به این معنی نیست که آنها نتوانند درس بخوانند،اگر نمره ای زیر ۱۵ باشد آن وقت است که قرار است توسط روح سو مین که در بدن دو_یون است بمیرند و الان هم قرار است اون_ جی و ها _رین بمیرند.
_______
سلام من یه نوجوانم و میخوام شروع کنم به رمان نویسی و فعلا میخوام از این سایت شروع کنم و این رمان کاملا تخیل ذهن مریضم هست و اگه خوشتون اومد لطفا لایک کنین و کامنت بزارین و احتمالا فصل دوم هم داشته باشه اگه خوشتون اومد و اگه خواستین میتونم یه معرفی کلی در مورد رمانم بسازم😁🙂