ویرگول
ورودثبت نام
سجاد مهدیون
سجاد مهدیوننویسنده‌
سجاد مهدیون
سجاد مهدیون
خواندن ۳ دقیقه·۳ روز پیش

لوگوس ایرانی: خرد، تجربه و عقلانیت در دل تاریخ

در فلسفهٔ زبان و فلسفهٔ تحلیلی علم، خرد معمولاً به معنای توانایی تحلیل منطقی، شفافیت مفهومی و قابلیت بررسی و آزمایش گزاره‌هاست. خرد، در این دیدگاه، ابزار فهم جهان است، ابزار تشخیص خطا از ثواب و راهی برای رسیدن به تصمیم‌های آگاهانه و مستدل. من به عنوان نویسنده با این تعریف خرد موافقم، اما وقتی پای تاریخ یک کشور در میان است، نمی‌توان وجوه مختلف خرد وابسته به زمان و زمینهٔ اجتماعی را نادیده گرفت و به آنها پشت کرد. شناخت‌شناسی جای تعصب نیست؛ خرد، انعطاف و توجه به بستر تاریخی و فرهنگی می‌طلبد.

لوگوس ایرانی، این عقلانیت چندلایه و تلفیقی، در دل تاریخ ایران شکل گرفته است؛ عقلانیتی که نه صرفاً نظری است و نه فقط عملی، بلکه تلفیقی از اخلاق، سیاست، علم، هنر و تجربهٔ زیستهٔ انسان‌هاست. این خرد، همیشه در مواجهه با بحران‌ها و پیچیدگی‌های زندگی، پرسش‌گر و پویاست و از دل تجربهٔ جمعی و فردی سربرمی‌آورد.

خرد اخلاقی و جهان‌بینی: زرتشت و آموزگاران اخلاقی

زرتشت نشان داد که خرد تنها توانایی تحلیل نیست، بلکه انتخاب آگاهانه میان خوبی و بدی و مسئولیت نسبت به دیگری نیز هست. مساله‌ای که گاه از آن به عنوان گرانیگاه فرهنگ باستانی ایرانیان یاد میشود. خواجه عبدالله انصاری خرد اخلاقی را در زندگی روزمره آشکار کرد و ابوالحسن خرقانی خرد عملی را در عرفان و زندگی ساده میدید. فهم تفاوت‌های این آموزگاران ضروری است؛ چون عقلانیت ایرانی تنها فلسفی نیست، بلکه در زندگی عملی، اخلاق فردی و عرفان اجتماعی جاری است.

خرد تاریخی و هویت ملی: فردوسی و حافظ

فردوسی با شاهنامه‌اش حافظهٔ تاریخی ایران را ثبت کرد و حکمت، اخلاق و هویت ملی را به هم پیوند داد. حافظ خرد انسانی و تحلیل روان انسان‌ها را از خلال شعر و کنایه به ما نشان داد. این وجه تاریخی و ادبی ثابت می‌کند که لوگوس ایرانی بدون تجربهٔ جمعی و تحلیل روان انسان‌ها ناقص است؛ تاریخ و ادبیات ابزار عقلانیت‌اند.

خرد نظری و فلسفی: خیام، ابن‌سینا، فارابی و سهروردی

خیام با تلفیق شکاکیت و تجربهٔ زیسته، مسیر تأمل را در فهم ناپایداری مفاهیم ثبیت شده جهان نشان داد. ابن‌سینا عقل نظری و عملی را در فلسفه و طب توسعه داد. فارابی فلسفهٔ سیاسی و مدنی را به شکل کاربردی ارائه کرد و سهروردی بعد شهودی و حسی عقل را معرفی نمود. این تفاوت‌ها نشان می‌دهد که خرد ایرانی بدون ترکیب شکاکیت، فلسفه نظری، سیاست و شهود، نیمه‌کاره و ناقص خواهد بود.

خرد علمی و متافیزیکی: خواجه نصیرالدین طوسی و ملاصدرا

خواجه نصیرالدین طوسی تمرکز بر علوم طبیعی و روش‌شناسی داشت و ملاصدرا عمق متافیزیکی و فلسفهٔ هستی را بازخوانی کرد. این نیز بیانگر آنست که لوگوس ایرانی می‌تواند هم علمی و قابل اندازه‌گیری باشد و هم وجودی و فلسفی، بدون اینکه یکی جای دیگری را تنگ کند.

خرد عملی، سیاسی و مدنی: قائم‌مقام فراهانی و آرامش‌دوستدار

قائم‌مقام عقلانیت مدنی و اصلاحات اجتماعی را به کار گرفت و آرامش‌دوستدار با تاکید بر فهم غیرطوطی‌وار مسائل، خرد اخلاقی و اجتماعی را در زندگی مردم تجسم کرد. این بعد عملی ضروری است؛ خرد بدون توانایی هدایت جامعه، صرفاً یک فلسفهٔ خشک خواهد بود.

خرد هنری و عرفانی: عطار، سعدی، حافظ

عطار حکمت عرفانی و درس‌های زندگی را از طریق شعر و داستان منتقل کرد، سعدی خرد اجتماعی و اخلاق عملی را بیان نمود و حافظ تحلیل روان و فلسفهٔ انسانی را با شعر و کنایه ارائه داد. هنر و عرفان در لوگوس ایرانی نقش واسطه‌ای بین خرد نظری و تجربهٔ انسانی دارند؛ بدون آن، عقلانیت خشک و بی‌ارتباط با زندگی می‌شود.

جمع‌بندی: ضرورت تفاوت‌ها

تمامی این تفاوت‌ها ضروری‌اند؛ لوگوس ایرانی یک عقلانیت واحد و صرفاً فلسفی نیست. هر شخصیت یک بعد از خرد و تجربهٔ ایرانی را نمایان می‌کند: اخلاق و عرفان، تاریخ و هویت، فلسفه و شکاکیت، علم و متافیزیک، سیاست و مدنیت، هنر و تجربه انسانی. ترکیب و تلفیق این ابعاد است که خرد ایرانی هم جامع، هم پویا و هم کاربردی باقی می‌ماند و امروز نیز می‌تواند مسیر تفکر و عمل ما را روشن کند، اگر توان بازخوانی و تشخیص آن را داشته باشیم.

لوگوس ایرانی، در نهایت، نه میراثی صرفاً تاریخی است و نه فلسفه‌ای خشک و انتزاعی؛ بلکه سفری است پیوسته از خرد به تجربه، از تجربه به تحلیل، و از تحلیل به عمل انسانی مسئولانه؛ سفری که هر چراغ آن راهنمای ما در پیچیدگی‌های زمانه است.

عقلفلسفهفهمایران
۷
۰
سجاد مهدیون
سجاد مهدیون
نویسنده‌
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید