ویرگول
ورودثبت نام
الهام تربت اصفهانی
الهام تربت اصفهانیبا نوشتن از خود سعی می کنم طرح زندگی ام را کامل کنم
الهام تربت اصفهانی
الهام تربت اصفهانی
خواندن ۲ دقیقه·۵ ساعت پیش

صدای روایت

دانشجوی کارشناسی ادبیات در دانشگاه سبزوار بودم. قانون خوابگاه این بود که دخترها باید تا ساعت ۹ شب به اتاق‌هایشان برگردند. آن ساعت، مرزِ حبس بود؛ دیگر نه اجازه‌ی حضور در خیابان را داشتی، نه محوطه‌ی خوابگاه و نه حتی کتابخانه‌ی دانشگاه. ساختمان خوابگاه با آن دیوارهای بلندش، در منطقه‌ای که هیچ فضای شهریِ زنده در اطرافش نبود، برای من حکم یک زندان بزرگ را داشت. روزهای اول ترم، وقتی با کیسه‌ی سیب‌زمینی و برنج و وسایل آشپزیِ مختصر و چمدانِ کتاب‌هایم پله‌ها را تا طبقه‌ی چهارم بالا می‌رفتم، در تنهاییِ اتاق اشک‌هایم جاری می‌شد.

خاطرم نیست اولین‌بار کجا بهروز رضوی را پیدا کردم که مانع شد خودم را از همان طبقه‌ی چهارم به پایین پرت نکنم؛ اما صدای او در رادیو فرهنگ، رأس ساعت ۹ شب، قلابی

بود که مرا به زندگیِ دشوارِ دانشجویی‌ام وصل می‌کرد. غمی که در صدایش بود، ادراک عمیقش از داستان، و لرزش کلامش که با رنجِ شخصیت‌ها هم‌نوا می‌شد، اعجاب‌انگیز بود. او به راحتی به قالبِ زن، مردِ غمگین، کودکِ بی‌‌پناه یا مادربزرگی جهان‌دیده درمی‌آمد. غمِ جهانِ داستان در او نفوذ کرده بود؛ اما این غم سنگین نبود، شانه‌هایت را نمی‌شکست، بلکه سبکت می‌کرد تا به پرواز درآیی. این صدا عمق جانم را لمس می‌کرد و می‌گفت: «نترس، زندگی تا بوده همین بوده؛ رنج را تاب بیاور.»

صدایش قادر بود دیوارهای خوابگاه را فرو بریزد و مرا از آن فضای محصور به جهانی بزرگ‌تر ببرد؛ جهانی که در آن، داستانِ یک دخترِ دانشجو با کیسه‌ی برنج و سیب‌زمینی‌هایش گم می‌شد. با صدای او، از پیله‌ی دنیای کوچک و ابلهانه‌ی خودم بیرون می‌آمدم و به تماشای ادبیات می‌نشستم. تماشاگرِ رنجِ دیگران بودن، بسا شگفت‌انگیزتر از غرق شدن در اندوه خویش بود.

فردا صبحِ هر داستانی که می‌خواند، مشتاقانه به کتابخانه می‌دویدم تا کتابش را پیدا کنم. بسیاری از نویسندگان بزرگ جهان را با صدای او شناختم؛ مثلاً «ایتالو کالوینو» که هنوز هم با خواندن آثارش، یاد آن صدای جادویی می‌افتم که حصارها را برایم می‌شکست. او ساعت ۹ شب را از «زمانِ حبس» به «زمانِ رهایی» بدل کرد. به قول فروغ، تنها صداست که می‌ماند؛ و صدای شما، جناب رضوی عزیز، تا ابد در خاطر من طنین‌انداز خواهد بود. روح بزرگتان در آرامش.

ادبیاتداستان صوتیدانشگاهخوابگاه
۰
۰
الهام تربت اصفهانی
الهام تربت اصفهانی
با نوشتن از خود سعی می کنم طرح زندگی ام را کامل کنم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید