
سارا و مرجان در آپارتمان مرجان نشسته بودند. ساعت ۱۱ شب بود و ساختمان ساکت.
ناگهان زنگ در به صدا درآمد. مرجان از روی مبل بلند شد، اما سارا گفت: «نرو، من میروم.»
سارا در را باز کرد. راهرو خالی بود. فقط یک جعبه کفش کهنه روی زمین افتاده بود. داخل جعبه یک ضبط صوت کوچک بود.
سارا دکمه پخش را زد. صدای خودش آمد: «نرو، من میروم.»
لحظه بعد صدای مرجان: «چرا در را باز کردی؟»
و سپس صدای سومی، زیر و بم و ناشناس: «چون من زنگ زدم.»
سارا با وحشت به اتاق برگشت. مرجان گفت: «چه شد؟ چرا در را بستی؟»
سارا نفس نفس میزد: «مرجان... تو که صدای ضبط را نشنیدی؟»
مرجان با تعجب گفت: «چه ضبطی؟ تو که فقط چند ثانیه رفتی بیرون و با دست خالی برگشتی.»
جعبه و ضبط صوتی دیگر در دستان سارا نبودند.
پایان...
شما چه حدسی دارید؟ صدای سوم متعلق به کی بود و چرا جعبه ناپدید شد؟🤔
(جواب در بخش نظرها) ✅