هناسه·۴ ماه پیشدلم میخواد گیر بدم؛:همیشه کلی حرف تو دلمه که دوست دارم بگم ولی انگار یه کسی یا چیزی جلومو گرفته و نمیزاره بگم.ولی دلم میخواد امشب به دکتر بشدت گوشت تلخ و عصبیم…
هناسه·۷ ماه پیشچاورشی چاو جوانم:)انقدر قشنگ و با ذوق و شوق حرف میزنی که آدم دوست داره ساعت های ساعت بشینه و به حرفات گوش بده.تو بد ترین شرایط هم با شیطنت ها و حرفا و رفتارا…
هناسه·۸ ماه پیش*رفیق*اولاش فقط یه همکلاسی بود ولی الان اون همکلاس بغل دستیم برام شده یه خواهر مهربون که حرف زدن باهاش آرومم میکنه،یه داداش باغیرت که حواسش بهم…
هناسه·۹ ماه پیشپس تو مغزت چی میگذره بابا؟امروز برای ثبت نام ثنا رفتیم یه دفتر الکترونیک قضایی و بابام رفت پیش یه کارمند برای انجام دادن کارامون..آقاهه پرسید دخترتون چند سالشه؟بابام…
هناسه·۱۰ ماه پیشدنیای کودکیم و دنیای الانم:یه جورایی شبیه به کارتون خرسای مهربون بود آدما مهربون و پاک بودن دروغ نمیگفتن بد کسیو نمیخواستن باهمدیگه رفیق بودن و تو مشکلات کمک کننده بو…