ویرگول
ورودثبت نام
نویسنده:حسین نجفعلی بیگی
نویسنده:حسین نجفعلی بیگیاشتراک‌گذاری دریافت‌های شهودی و دغدغه‌های درونی.
نویسنده:حسین نجفعلی بیگی
نویسنده:حسین نجفعلی بیگی
خواندن ۱۱ دقیقه·۱۱ روز پیش

"صبر بدون سکوت: تأملی عرفانی-روان‌شناختی بر متن ابن عربی

پیش‌گفتار

در دنیای امروز که سرعت، کارآمدی و موفقیت ظاهری به ارزش‌های غالب تبدیل شده‌اند، انسان مدرن خود را در تنهایی عجیبی می‌یابد. ما در عصری زندگی می‌کنیم که فناوری ارتباطات به اوج خود رسیده، اما احساس تنهایی و انزوا بیش از هر زمان دیگری گریبان‌گیر انسان‌هاست. شبکه‌های اجتماعی پر از تصاویر زندگی‌های بی‌نقص، چهره‌های خندان و دستاوردهای چشمگیرند، اما پشت این پرده درخشان، میلیون‌ها انسان با اضطراب، افسردگی و احساس ناکافی بودن دست و پنجه نرم می‌کنند.در چنین فضایی، ابراز ضعف، شکایت از درد و اعتراف به ناتوانی به نوعی گناه تبدیل شده است. ما یاد گرفته‌ایم که همیشه باید قوی باشیم، همیشه باید پاسخ داشته باشیم، همیشه باید کنترل همه چیز را در دست داشته باشیم. و وقتی نمی‌توانیم، با خود می‌گوییم که مشکل از خودمان است، ما کافی نیستیم، ما به اندازه کافی تلاش نکرده‌ایم.

اما آیا واقعاً این راه درست زندگی کردن است؟ آیا انسان بودن یعنی همیشه قوی بودن؟ آیا صبر یعنی سکوت و سرکوب احساسات؟ در این مقاله، ما به سراغ متنی از محیی‌الدین ابن عربی، بزرگ‌ترین عارف و متفکر اسلامی قرن هفتم هجری، می‌رویم. ابن عربی که به "شیخ اکبر" معروف است، در کتاب "الفتوحات المکیه" خود، در فصلی درباره اسم الهی "الصبور"، نگاهی عمیق و متفاوت به مفهوم صبر ارائه می‌دهد که در نگاه اول شاید متعلق به دنیایی دور از مسائل روزمره انسان مدرن به نظر برسد.ابن عربی نه یک متکلم صرف بود و نه یک فیلسوف انتزاعی. او عارفی بود که تجربه‌های معنوی عمیق داشت و در عین حال، فهم عمیقی از روان انسان و پیچیدگی‌های آن داشت. آثار او، به‌ویژه "الفتوحات المکیه" و "فصوص الحکم"، نه تنها سند‌های عرفانی بلکه شاهکارهای روان‌شناسی عمیق انسانی هستند که قرن‌ها پیش از ظهور روان‌شناسی به مثابه علم، به لایه‌های ناخودآگاه انسان نفوذ کرده‌اند.متنی که در این مقاله به تحلیل آن می‌پردازیم، بخشی از فصل "الصبور" در الفتوحات المکیه است. در این متن، ابن عربی با دقت و ظرافت خاص خود، از این پرسش بنیادین سخن می‌گوید: آیا شکایت کردن به خدا، صبر را نقض می‌کند؟ این پرسشی است که نه تنها برای سالکان طریقت بلکه برای هر انسانی که با رنج و درد روبه‌روست، اهمیت دارد.ابن عربی با استدلالی شگفت‌انگیز نشان می‌دهد که شکایت به خدا نه تنها با صبر منافات ندارد، بلکه جزئی جدایی‌ناپذیر از صبر حقیقی است. او از آیه قرآنی که می‌گوید برخی خدا را اذیت می‌کنند، آغاز می‌کند و می‌پرسد: اگر خدا خود را "صبور" می‌نامد و در عین حال اذیت شدن خود را بیان می‌کند، پس چرا بنده نمی‌تواند درد خود را بیان کند و در عین حال صابر باشد؟این استدلال نه یک بازی لفظی بلکه کشفی عمیق از ماهیت صبر و رابطه انسان با رنج است. ابن عربی ما را به سوی فهمی می‌برد که در آن صبر به معنای سرکوب و انکار نیست، بلکه به معنای مواجهه صادقانه با واقعیت و ابراز آن در محضر الهی است.اما چرا این متن هشت قرن پس از نگارش، برای انسان قرن بیست‌ویکم اهمیت دارد؟ پاسخ این است که ابن عربی در واقع درباره چیزی سخن می‌گوید که امروز روان‌شناسی مدرن آن را "تنظیم هیجانی سالم" می‌نامد. او درباره اهمیت ابراز احساسات، پذیرش محدودیت‌های انسانی و شفقت به خود صحبت می‌کند، اما در زبانی عرفانی و با چارچوبی الهی.آنچه در پیش روی دارید، سفری است میان دو دنیا: دنیای عرفان ابن عربی با عمق و ظرافت بی‌نظیرش، و دنیای روان‌شناسی معاصر با یافته‌های علمی و کاربردی‌اش. ما در این سفر خواهیم دید که چگونه بینش‌های عرفانی شیخ اکبر و دستاوردهای علوم رفتاری مدرن، در نقاطی شگفت‌انگیز به هم می‌رسند و پیام یکسانی دارند: انسان نیاز دارد شنیده شود، نیاز دارد پذیرفته شود، نیاز دارد با خودش صادق باشد.این مقاله نه برای متخصصان عرفان نوشته شده و نه برای دانشمندان روان‌شناسی. این مقاله برای هر انسانی است که در زندگی روزمره خود با فشار‌های روانی دست و پنجه نرم می‌کند، برای هر کسی که گاهی احساس می‌کند نمی‌تواند دیگر ادامه دهد، برای هر کسی که از نشان دادن ضعف خود می‌ترسد، برای هر کسی که فکر می‌کند صبر یعنی سکوت در برابر درد.ابن عربی معلم بزرگی است که در این سفر همراه ما خواهد بود، و روان‌شناسی مدرن راهنمای ما برای ترجمه حکمت‌های او به زبان قابل فهم برای انسان امروزی. ما در این سفر یاد خواهیم گرفت که صبر واقعی چیست، چگونه می‌توانیم با احساسات منفی خود رابطه سالم داشته باشیم، چگونه می‌توانیم با خودمان و دیگران مهربان‌تر باشیم، و چگونه می‌توانیم در دنیای پیچیده امروز، زندگی معناداری داشته باشیم.بیایید با هم این سفر را آغاز کنیم، سفری از قرن سیزدهم میلادی به قرن بیست‌ویکم، از مکه به کلینیک‌های روان‌شناسی مدرن، از عرفان به علم، و از علم باز به عرفان.

متن عربی

"(الصبور حضرة الصبر)

عبد الصبور هو الذي لا يصبرإلا به فهو الذي لا يضجر

يشكى إليه و يشتكي بالحال فيصمت فتبصره به يتضرر

حبست نفسي لربيو إنني لصبور

و إن ربي بحاليكما علمت خبير

فإن أقلفيه قولا

فالقولصدق و زور

و إنني لصدوقفيما أقول بصير

ما لي إليه دليلما لي عليه نصير

[إن الشكوى إلى اللّٰه تعالى لا تقدح في نسبة الصبر إلينا]

عبد الصبور قال اللّٰه تعالى إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللّٰهَ فوصف نفسه بأنه يؤذي و لم يؤاخذ على أذاه في الوقت من أذاه فوصف نفسه بالصبور لكنه ذكر لنا من يؤذيه و بما ذا يؤذيه لنرفع عنه ذلك مع بقاء اسم الصبور عليه ليعلمنا أنا إذا شكونا إليه ما نزل بنا من البلاء من اسم ما من الأسماء إن تلك الشكوى إليه لا تقدح في نسبة الصبر إلينا فنحن مع هذه الشكوى إليه في رفع البلاء عنا صابرون كما هو صابر مع تعريفنا و إعلامه إيانا بمن يؤذيه و بما يؤذيه لننتصر له و ندفع عنه ذلك و هو الصبور و مع هذا التعريف فنحن الصابرون مع الشكوى إليه فلا أرفع ممن يدفع عن اللّٰه أذى إِنْ تَنْصُرُوا اللّٰهَ يَنْصُرْكُمْ فمن كان عدوا لله فهو عدو للمؤمن و قد ورد في الخبر ليس من أحد أصبر على أذى من اللّٰه لكونه قادرا على الأخذ و ما يأخذ و يمهل باسمه الحليم و على الحقيقة فما صبر على أحد و إنما صبر على نفسه أعني على حكم اسم من أسمائه لأن الأذى إنما وقع بالنطق و ما أنطق من نطق بما يقع به الأذى إلا الذي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ و هو اللّٰه تعالى قٰالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنٰا قٰالُوا أَنْطَقَنَا اللّٰهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ و الجلود عدل فإن اللّٰه قبل شهادتهم على من أقامها عليهم و قال المنطقون اِتَّخَذَ اللّٰهُ وَلَداً و أمثال ذلك و كذبوا اللّٰه و شتموه و سبوه مختارين ذلك مع علمنا بأنهم مجبورون في اختيارهم منطقون بما أراده لا بما رضيه إلا أن الدقيقة الخفية إن اللّٰه نطقهم أي أعطاهم قوة النطق التي بها نطقوا و بقي عين ما نطقوا به"

صبر در تقاطع عرفان و روان‌شناسی مدرن: خوانشی نو از متن "الصبور حضرة الصبر"

این متن عرفانی که از میراث فکری ابن عربی برخاسته، در نگاه نخست ممکن است صرفاً بحثی کلامی درباره اسمای الهی به نظر برسد، اما هنگامی که آن را با دستاوردهای روان‌شناسی معاصر در حوزه تنظیم هیجانی، روان‌درمانی و سلامت روان می‌سنجیم، کشف می‌کنیم که این متن چارچوبی عمیقاً درمانی و کاربردی برای زندگی امروزین ارائه می‌دهد.بنیادی‌ترین پیام این متن این است که شکایت و ابراز احساسات منفی نه تنها با صبر و تاب‌آوری روانی در تضاد نیست، بلکه پیش‌شرط آن است. این دقیقاً همان چیزی است که روان‌شناسی معاصر پس از دهه‌ها پژوهش به آن رسیده است. در دوران مدرن، ما با فرهنگی مواجهیم که انسان را به سرکوب احساسات و نمایش قدرت دائمی تشویق می‌کند. شبکه‌های اجتماعی پر از تصاویر زندگی‌های بی‌نقص، افراد موفق و خوشحالی دائمی هستند. در چنین فضایی، ابراز درد، ناامیدی یا ضعف به نوعی شکست تلقی می‌شود.اما یافته‌های علم روان‌شناسی بالینی نشان داده که سرکوب هیجانات منفی نه تنها کمکی به سلامت روان نمی‌کند، بلکه زمینه‌ساز اختلالات اضطرابی، افسردگی و حتی بیماری‌های جسمی است. پژوهش‌های جیمز پنه‌بیکر در دانشگاه تگزاس نشان داده که نوشتن و بیان تجربیات تروماتیک و دردناک، سیستم ایمنی بدن را تقویت می‌کند، اضطراب را کاهش می‌دهد و حتی باعث بهبود عملکرد شناختی می‌شود. این دقیقاً همان چیزی است که متن ما از آن سخن می‌گوید: شکایت به خدا نه تنها صبر را نقض نمی‌کند، بلکه جزئی از فرآیند صبر واقعی است.در درمان‌های مبتنی بر پذیرش و تعهد که امروزه یکی از مؤثرترین رویکردهای روان‌درمانی محسوب می‌شود، تأکید بر این است که پذیرش احساسات منفی و ناخوشایند، قدم اول برای تغییر واقعی است. شما نمی‌توانید چیزی را تغییر دهید که از وجودش انکار می‌کنید. متن عرفانی ما هم همین را می‌گوید: عبد صبور کسی است که "یشکی إلیه ویشتکی بالحال"، یعنی شکایت می‌کند و حالش را بیان می‌کند. این ابراز حال نه نشانه ضعف که نشانه شجاعت و آگاهی است.نکته بسیار ظریف‌تری که این متن مطرح می‌کند، مفهوم "لوکاس کنترل" یا محل کنترل درونی و بیرونی است. روان‌شناسان این مفهوم را برای توصیف میزان باور افراد به تأثیر اعمال خود بر نتایج زندگی‌شان استفاده می‌کنند. افرادی که لوکاس کنترل درونی دارند معتقدند که سرنوشت زندگی‌شان در دست خودشان است، در حالی که افرادی با لوکاس کنترل بیرونی معتقدند که عوامل خارجی و شانس تعیین‌کننده هستند. متن ما می‌گوید: "لا یصبر إلا به"، یعنی انسان بدون خدا قادر به صبر نیست. این به ظاهر ممکن است سلب اختیار از انسان به نظر برسد، اما در واقع چیز دیگری است.آنچه متن بیان می‌کند، نوعی فروتنی شناختی و پذیرش محدودیت‌هاست که در روان‌شناسی مثبت‌گرا به آن "پذیرش واقعیت" می‌گویند. انسان مدرن اغلب با توهم کنترل کامل بر زندگی دست و پنجه نرم می‌کند. ما فکر می‌کنیم باید همه چیز را مدیریت کنیم، همه مشکلات را حل کنیم و هیچ‌گاه نباید ضعف نشان دهیم. این باور غیرواقعی منجر به فرسودگی شغلی، اضطراب مزمن و احساس ناکامی می‌شود. اما وقتی می‌پذیریم که بسیاری از چیزها خارج از کنترل ماست و ما نیاز به حمایت داریم، چه از منبع الهی و چه از منابع انسانی، در واقع بار روانی سنگینی از دوش خود برمی‌داریم.این دقیقاً همان چیزی است که مفهوم "حمایت اجتماعی" در روان‌شناسی سلامت به آن اشاره دارد. پژوهش‌های گسترده نشان داده که یکی از قوی‌ترین پیش‌بینی‌کننده‌های سلامت روانی، احساس حمایت اجتماعی و داشتن کسی برای صحبت کردن است. متن ما می‌گوید شکایت به خدا نه تنها مجاز بلکه ضروری است. این در عمل یعنی داشتن فضایی امن برای بیان احساسات بدون ترس از قضاوت. چه این فضا را خدا بنامیم، چه روان‌درمانگر، چه دوست صمیمی، اصل ماجرا یکی است: انسان نیاز دارد شنیده شود.بخش دیگری از متن که بسیار مدرن و کاربردی است، بحث درباره "أنطق کل شیء" است. مؤلف می‌گوید خدا به همه چیز توان سخن گفتن داده، حتی به کسانی که او را انکار می‌کنند یا به او توهین می‌کنند. این در واقع نوعی پذیرش رادیکال است. در رویکرد مبتنی بر شفقت به خود که کریستین نف آن را توسعه داده، یکی از مؤلفه‌های کلیدی، انسانیت مشترک است. این یعنی پذیرش اینکه همه انسان‌ها ناقص هستند، همه اشتباه می‌کنند و همه احساسات منفی دارند. این پذیرش باعث می‌شود که انسان با خود و دیگران مهربان‌تر باشد.متن ما می‌گوید حتی کسانی که خدا را اذیت می‌کنند، در واقع با قدرت خداوند سخن می‌گویند. این یعنی حتی بدترین رفتارها و افکار انسانی هم بخشی از کلیت وجود هستند و نباید آنها را کاملاً طرد کرد بلکه باید آنها را فهمید. این نگاه در روان‌درمانی‌های مدرن بسیار کاربردی است.به جای سرکوب افکار وسواسی یا تکانه‌های منفی، ما یاد می‌گیریم که آنها را بپذیریم و بفهمیم که بخشی از تجربه انسانی بودن است.

اما شاید جذاب‌ترین بخش متن، پارادوکس "مجبور در اختیار" است. مؤلف می‌گوید افراد در اختیار خود مجبورند. این دقیقاً همان چیزی است که روان‌شناسی عصب‌شناختی مدرن به آن رسیده است. تصمیم‌گیری‌های ما تحت تأثیر عوامل بیولوژیکی، ژنتیکی، اجتماعی و فرهنگی است که ما کنترل کاملی بر آنها نداریم، اما در عین حال ما احساس اختیار می‌کنیم و این احساس واقعی است. این پارادوکس نه تنها فلسفی بلکه بسیار کاربردی است.وقتی می‌فهمیم که بسیاری از رفتارهای ما محصول شرایطی است که انتخاب نکرده‌ایم، مثل دوران کودکی، ژنتیک، تروماهای گذشته، می‌توانیم با خودمان مهربان‌تر باشیم. این دقیقاً همان چیزی است که شفقت به خود درباره آن صحبت می‌کند. اما این به معنای سلب مسئولیت نیست، بلکه به معنای فهم عمیق‌تر از خود و پذیرش انسانیت خویش است.در زندگی روزمره انسان مدرن، این متن می‌تواند چارچوبی عملی برای مدیریت استرس و فشارهای روانی باشد. در دنیای امروز که همه چیز سریع است، همه‌جا رقابت است و همیشه باید قوی بود، این پیام که "شکایت کردن اشکالی ندارد" بسیار رهایی‌بخش است. شما نیاز ندارید همیشه قوی باشید. شما می‌توانید بگویید که خسته‌اید، ناامید هستید، نمی‌دانید چه کار کنید. این ضعف نیست، این صداقت با خود است.برای کسی که با افسردگی دست و پنجه نرم می‌کند، این متن می‌گوید که احساس ناامیدی و درد شما واقعی و قابل فهم است. شما مجبور نیستید آن را پنهان کنید یا از آن شرم داشته باشید. برای کسی که در محیط کار تحت فشار است، این متن می‌گوید که پذیرش محدودیت‌های خود و درخواست کمک، نشانه ضعف نیست بلکه نشانه خودآگاهی است. برای والدینی که احساس گناه می‌کنند چون نمی‌توانند والدین کامل باشند، این متن می‌گوید که کمال غیرممکن و غیرضروری است.نکته دیگر این است که متن از ما می‌خواهد که نه تنها خودمان را بپذیریم بلکه دیگران را هم بپذیریم. وقتی می‌فهمیم که حتی کسانی که "خدا را اذیت می‌کنند" هم بخشی از نظام کلی هستند و خدا با آنها صبر می‌کند، ما هم می‌توانیم با دیگران صبورتر باشیم. این در روابط خانوادگی، دوستی و حرفه‌ای بسیار کاربردی است. بسیاری از تعارضات انسانی ناشی از این است که ما انتظار داریم دیگران مطابق استانداردهای ما رفتار کنند و وقتی نمی‌کنند، آنها را محکوم می‌کنیم.

نتیجه گیری

در نهایت، این متن عرفانی قرن‌ها پیش از ظهور روان‌شناسی مدرن، اصولی را بیان کرده که امروز علم به آنها رسیده است: پذیرش احساسات منفی، اهمیت بیان و ابراز احساسات، پذیرش محدودیت‌های انسانی، شفقت به خود و دیگران، و فهم اینکه تاب‌آوری به معنای سرکوب نیست بلکه به معنای مواجهه صادقانه با واقعیت است. برای انسان مدرنی که در دنیای پیچیده و پراسترس امروز زندگی می‌کند، این پیام‌ها نه تنها فلسفی و معنوی بلکه عمیقاً درمانی و زندگی‌بخش هستند.

احساسات منفیابن عربیسکوتابراز احساسات
۱۳
۲
نویسنده:حسین نجفعلی بیگی
نویسنده:حسین نجفعلی بیگی
اشتراک‌گذاری دریافت‌های شهودی و دغدغه‌های درونی.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید