ویرگول
ورودثبت نام
نویسنده:حسین نجفعلی بیگی
نویسنده:حسین نجفعلی بیگیاشتراک‌گذاری دریافت‌های شهودی و دغدغه‌های درونی.
نویسنده:حسین نجفعلی بیگی
نویسنده:حسین نجفعلی بیگی
خواندن ۲۲ دقیقه·۱ ماه پیش

چرا می‌دانیم کاری اشتباه است اما باز هم تکرارش می‌کنیم؟ریشه‌یابی چندبعدی پدیده‌ لجاجت با نگاهی به تفکر ابن عربی

پیش‌گفتار: چرا این مقاله؟

در عصری که همه از "قدرت اراده"، "انگیزه"، و "موفقیت" سخن می‌گویند، کمتر کسی از ضعف انسانی می‌گوید. کمتر کسی از آن لحظاتی می‌گوید که می‌دانیم کار اشتباهی است، اما باز هم آن را انجام می‌دهیم. از آن صدایی که در سرمان بارها و بارها تکرار می‌شود: "فقط این بار، فقط یک بار دیگر". ابن عربی، عارف بزرگ قرن هفتم، این پدیده را با یک واژه توصیف کرد: لجاجت. او گفت شر "لجاجت" است - یعنی اصرار، پافشاری، و تکرار مداوم. این بینش هفت‌صد ساله، امروز با یافته‌های روان‌شناسی مدرن همخوانی شگفت‌انگیزی دارد.این مقاله سفری است از دل متنی کهن به دنیای امروز. سفری که در آن:لجاجت را از منظر فلسفه، روان‌شناسی، انسان‌شناسی و جامعه‌شناسی می‌کاویم و می‌پرسیم چرا برخی لجوج‌ترند و آیا این سرنوشت است یا انتخاب؟راه‌حل‌هایی عملی ارائه می‌دهیم که هم بر سنت معنوی استوار است و هم بر علم مدرن . اگر روزی به خودتان گفته‌اید "چرا باز هم همان اشتباه را کردم؟"، اگر با صدای وسوسه‌ای آشنا هستید که هیچ‌وقت ساکت نمی‌شود، اگر می‌خواهید بفهمید چرا گاهی در برابر خودتان شکست می‌خورید . این مقاله برای شماست.نه برای قضاوت، نه برای موعظه، بلکه برای فهمیدن. زیرا فهمیدن، اولین گام رهایی است.در ادامه اول اصل متن به زبان عربی از کتاب فتوحات مکیه عینا نقل و سپس به شرح آن پرداخته خواهد شد.

متن اصلی از کتاب فتوحات مکیه جلد سوم ص ۱۸۱

"فقال ص الخير عادة و الشر لجاجة و لما ألح القرين على النفس و لج بالشر الذي هو عين مخالفة أمر اللّٰه و نهيه و ضاقت منافسها من هذا الإلحاح و اللجاج أوحى اللّٰه إليها بل كلمها من الوجه الخاص الذي لا يعرفه الملك بأن تقبل منه ما ألح عليها به من الشر فرأى الحق فيها استيحاشا و خوفا من المكر الإلهي فأشهدها حضرة التبديل و أشهدها مال المكلفين إلى الرحمة و تلا عليها يُبَدِّلُ اللّٰهُ سَيِّئٰاتِهِمْ حَسَنٰاتٍ و تلا عليها في المسرفين لاٰ تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللّٰهِ إِنَّ اللّٰهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً فأزال وحشتها و قبلت من القرين الشر الذي جاء به إليها فسر بما وقع منها من القبول لجهله بعموم الرحمة و عموم العفو و المغفرة و إن اللّٰه ما جعل العفو إلا لهذا الصنف الذي يتلقى من الشيطان القرين ما جاء به من الشر و ما علم إن اللّٰه قد جعل النفس في قبولها شر القرين باللجاج و الإلحاح منزلة المكره و المكره غير مؤاخذ فسمى الشر لجاجة بشارة إلهية لا يشعر بها كل أحد و جعل الخير عادة فإن النفس بالذات خيرة لأن أباها الروح القدسي الطاهر فطبعها الخير لا غيره و أمها هذه الصورة المسواة من هذه الأخلاط فأول قبول ظهر فيها قبول السواء و العدل و هو قوله فَسَوّٰاكَ فَعَدَلَكَ و قبول العدل عين الخير و قبلت بالأصالة هذه النشأة مجاورة الأضداد و هي الأخلاط و من عادة الضد المنافرة عن ضده و لم يوجد هنا"

مقدمه: لجاجت چیست؟

در متن ابن عربی، یک واژه کلیدی همه چیز را تغییر می‌دهد: لجاجت. او می‌گوید: "الشر لجاجة" - شر، لجاجت است. اما لجاجت دقیقاً چیست و چرا ابن عربی این واژه را برای توصیف شر برگزید؟لجاجت در لغت به معنای: اصرار، پافشاری شدید، سرسختی، نافرمانی مداوم، و بازگشت مکرر به چیزی است. این واژه از ریشۀ "لَجَّ" می‌آید که به معنای "در چیزی فرو رفتن و از آن خارج نشدن" است مانند کسی که در گِلی فرو رفته و هر چه تلاش می‌کند فرو می‌رود.در این مقاله، لجاجت را از پنج منظر بررسی می‌کنیم: فلسفی، روان‌شناختی، انسان‌شناختی، جامعه‌شناختی، و سرانجام راه‌حل‌های عملی.

بخش اول: فلسفۀ لجاجت - چرا اصرار وجود دارد؟

الف) لجاجت به مثابه "تکرار خودآگاه"

از منظر فلسفی، لجاجت نوعی تکرار خودآگاه است. برخلاف عادت که تکراری ناخودآگاه و طبیعی است، لجاجت تکراری است که با آگاهی، اراده، و اصرار همراه است.ابن عربی می‌گوید خیر "عادت" است یعنی خیر خودش را تکرار می‌کند بدون اینکه نیاز به اصرار باشد. درخت به طور طبیعی میوه می‌دهد، قلب به طور طبیعی می‌زند، انسان به طور طبیعی خیرخواه است. اما شر نیازمند لجاجت است - یعنی اصراری مداوم که بارها و بارها باید تکرار شود.

پرسش فلسفی کلیدی: چرا شر نیازمند لجاجت است اما خیر نه؟

پاسخ: زیرا شر برخلاف طبیعت است. هر چیزی که برخلاف طبیعت باشد، برای ادامۀ حیات به تکرار مداوم و اصرار نیاز دارد. آب به طور طبیعی به پایین جریان می‌یابد؛ اگر بخواهید آن را به بالا ببرید، باید مدام تلاش کنید.

ب) دیالکتیک لجاجت: نفی مداوم یک "بله"

فیلسوف آلمانی هگل از "دیالکتیک" سخن می‌گوید - فرآیندی که در آن تز (گزاره) با آنتی‌تز (نقیض) درگیر می‌شود و سرانجام به سنتز (ترکیب) می‌رسد.لجاجت در واقع آنتی‌تزی است که نمی‌خواهد به سنتز برسد. نفس می‌گوید "بله" به خیر (تز)، قرین می‌گوید "نه" به آن (آنتی‌تز)، اما به جای اینکه این دو به ترکیبی برتر برسند، قرین فقط می‌خواهد در حالت "نه" گفتن بماند.لجاجت، نفی مداومی است که هدفش نفی کردن است، نه رسیدن به جایی.

ج) لجاجت و مفهوم "عدم" در فلسفۀ اسلامی

فیلسوفان اسلامی مانند صدرالمتألهین می‌گویند: شر "عدم" است، نه "وجود". شر نبود چیزی است که باید باشد. مثلاً نابینایی شر نیست به معنای وجود چیزی بد، بلکه به معنای نبود بینایی است.اما ابن عربی با گفتن "الشر لجاجة" نکتۀ ظریف‌تری را اضافه می‌کند: شر نه تنها عدم است، بلکه عدمی است که خود را حفظ می‌کند. یعنی نوعی عدم فعال که می‌خواهد همچنان عدم بماند و نگذارد وجود به آن برسد.لجاجت، اصرار عدم بر باقی‌ماندن است.

مثال فلسفی روزمره:

نفرت شخص الف به شخص ب. نفرت در واقع نبود محبت است (عدم). اما وقتی شخص الف هر روز صبح بیدار می‌شود و به نفرتش فکر می‌کند، آن را تقویت می‌کند، و حتی وقتی شخص ب کار خوبی انجام می‌دهد، او آن را نادیده می‌گیرد - این لجاجت است. او اصرار دارد که در حالت عدم (نبود محبت) بماند.

بخش دوم: روان‌شناسی لجاجت - مکانیسم‌های ذهنی

الف) لجاجت و "تکرار اجباری" (Compulsive Repetition)

زیگموند فروید مفهوم "تکرار اجباری" را مطرح کرد: انسان‌ها تمایل دارند رفتارها و الگوهای دردناک گذشته را بارها تکرار کنند، حتی اگر برایشان مضر باشد. این تکرار ناخودآگاه است و فرد نمی‌تواند از آن رها شود.اما لجاجتی که ابن عربی از آن سخن می‌گوید، تکراری خودآگاه است. یعنی فرد می‌داند که کار اشتباهی است اما باز هم اصرار دارد.

تفاوت کلیدی:

- تکرار اجباری: ناخودآگاه، فرد نمی‌داند چرا این کار را می‌کند

- لجاجت: خودآگاه، فرد می‌داند اما باز هم اصرار دارد

مثال:

- تکرار اجباری: کسی که بارها به رابطه‌های عاطفی مخرب وارد می‌شود و نمی‌داند چرا

- لجاجت: کسی که می‌داند این رابطه مخرب است اما با خود می‌گوید "فقط یک بار دیگر"، "فقط این بار"

ب) لجاجت و "تصدیق شناختی" (Cognitive Dissonance)

لئون فستینگر، روان‌شناس اجتماعی، نظریۀ "تصدیق شناختی" را ارائه داد: وقتی باورها و رفتارهای ما با هم ناسازگار باشند، احساس ناراحتی می‌کنیم و سعی می‌کنیم این ناسازگاری را برطرف کنیم.لجاجت نوعی فرار از تصدیق شناختی است. فرد می‌داند که کارش اشتباه است (باور)، اما آن را انجام می‌دهد (رفتار). برای فرار از ناراحتی این ناسازگاری، به خود توجیه می‌گوید که "فقط این بار"، "همه این کار را می‌کنند"، "مهم نیست".و هر بار که این توجیه را تکرار می‌کند، در واقع لجاجتش را تقویت می‌کند.

چرخۀ معیوب لجاجت:

1. فرد می‌داند کار X اشتباه است

2. وسوسه می‌شود که X را انجام دهد

3. برای فرار از تصدیق شناختی، توجیه می‌کند: "فقط این بار"

4. کار X را انجام می‌دهد

5. احساس گناه می‌کند

6. برای فرار از احساس گناه، دوباره توجیه می‌کند

7. این چرخه تکرار می‌شود و هر بار قوی‌تر می‌شود - این همان لجاجت است

ج) لجاجت و "سیستم پاداش مغز"

از منظر عصب‌شناسی شناختی، لجاجت با سیستم پاداش مغز (دوپامین) مرتبط است. وقتی کاری انجام می‌دهیم که لذت‌بخش است (حتی اگر در بلندمدت مضر باشد)، مغز دوپامین ترشح می‌کند و ما احساس خوشایند می‌کنیم.اما نکتۀ جالب این است: انتظار پاداش، بیشتر از خود پاداش، دوپامین تولید می‌کند.لجاجت در واقع ادامۀ زنده نگه‌داشتن این انتظار است. هر بار که وسوسه می‌شوید، مغزتان دوپامین ترشح می‌کند - حتی اگر در نهایت تسلیم نشوید. و هر چه بیشتر این انتظار را طولانی کنید، بیشتر معتاد می‌شوید.

مثال:

کسی که تصمیم گرفته رژیم بگیرد، اما هر شب پای یخچال می‌ایستد و به خودش می‌گوید "فقط نگاه می‌کنم". این نگاه کردن خودش باعث ترشح دوپامین می‌شود و لجاجت تقویت می‌شود.

د) لجاجت و "خودِ تقسیم‌شده"

روان‌شناس آمریکایی ویلیام جیمز از "خودهای چندگانه" سخن می‌گوید - ما یک خود نداریم، بلکه خودهای مختلفی داریم که گاهی با هم درگیرند.

لجاجت در واقع جنگ بین دو خوداست:

- خود برتر: آن بخش از ما که می‌داند چه درست است و می‌خواهد آن را انجام دهد

- خود پایین‌تر: آن بخش از ما که وسوسه می‌شود و می‌خواهد لذت آنی را تجربه کند

لجاجت صدای خود پایین‌تر است که بارها و بارها به خود برتر می‌گوید: "تسلیم شو، فقط این بار".

ارتباط با ابن عربی:

این دقیقاً همان چیزی است که ابن عربی می‌گوید: قرین (خود پایین‌تر) بر نفس (خود برتر) لجاجت می‌کند تا جایی که نفس خسته می‌شود.

بخش سوم: انسان‌شناسی لجاجت - آیا لجاجت ذاتی انسان است؟

الف) لجاجت در اساطیر و ادیان

اگر به اساطیر و داستان‌های دینی نگاه کنیم، لجاجت همیشه وجود داشته:

۱. داستان آدم و حوا:

شیطان یک بار نگفت "از این درخت بخورید". او بارها و بارها تلقین کرد، وسوسه کرد، لجاجت کرد، تا جایی که آدم و حوا تسلیم شدند. قرآن می‌گوید: "فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطَانُ" - پس شیطان به او وسوسه کرد. کلمۀ "وسوسه" خودش بیانگر تکرار و لجاجت است.

۲. داستان یوسف:

زلیخا (زن عزیز مصر) یک بار یوسف را وسوسه نکرد. سال‌ها او را وسوسه کرد، اصرار کرد، لجاجت کرد. قرآن می‌گوید: "وَرَاوَدَتْهُ الَّتِي هُوَ فِي بَيْتِهَا" - و آن زن او را وسوسه کرد. این وسوسه سال‌ها ادامه داشت.

۳. اسطورۀ سیزیف:

در اسطورۀ یونانی، سیزیف محکوم است که تخته‌سنگی را به بالای کوه بِبَرد، اما هر بار که به بالا می‌رسد، سنگ به پایین می‌غلتد و او باید دوباره شروع کند. این تصویری از لجاجت است - تکرار بی‌پایان کاری بیهوده.

درس انسان‌شناختی:

لجاجت بخشی از تجربۀ انسانی است. در همۀ فرهنگ‌ها و ادوار، انسان با پدیدۀ "اصرار بر شر" مواجه بوده است.

ب) لجاجت و "غریزۀ مرگ" (Thanatos)

فروید در آخر عمرش به مفهوم "غریزۀ مرگ" رسید - نیرویی در انسان که به سمت نابودی، ویرانی، و بازگشت به حالت اولیه (غیر زنده) کشیده می‌شود.شاید لجاجت بازتابی از این غریزۀ مرگ است. وقتی انسان بر کاری اصرار می‌کند که می‌داند مضر است، در واقع بخشی از او می‌خواهد خودش را نابود کند.

مثال:

اعتیاد به سیگار. فرد می‌داند که سیگار مضر است، می‌داند که به سرطان دچار می‌شود، اما باز هم لجاجت می‌کند. چرا؟ شاید بخشی از او (غریزۀ مرگ) در واقع می‌خواهد به سمت نابودی برود.

ج) لجاجت به مثابه "آزادی" - تناقض وجودی انسان

فیلسوف اگزیستانسیالیست ژان‌پل سارتر می‌گوید: انسان "محکوم به آزادی" است. یعنی حتی اگر نخواهد، باز هم آزاد است و باید انتخاب کند.از این منظر، لجاجت نوعی اثبات آزادی است. انسان وقتی بر کاری اصرار می‌کند که می‌داند اشتباه است، در واقع به خودش اثبات می‌کند که آزاد است و حتی می‌تواند برخلاف عقل و منطق تصمیم بگیرد.این تناقض وجودی است: انسان برای اثبات آزادی‌اش، خودش را بندۀ لجاجت می‌کند.

مثال:

نوجوانی که والدینش بارها به او می‌گویند "سیگار نکش"، و او دقیقاً به همین دلیل سیگار می‌کشد - نه به خاطر لذت سیگار، بلکه برای اثبات آزادی‌اش. این نوع لجاجت، "لجاجت وجودی" است.

بخش چهارم: جامعه‌شناسی لجاجت - چرا برخی افراد و جوامع لجوج‌ترند؟

الف) لجاجت و "سرمایۀ فرهنگی"

پیر بوردیو، جامعه‌شناس فرانسوی، از "سرمایۀ فرهنگی" سخن می‌گوید - ارزش‌ها، عادات، و رفتارهایی که از خانواده و جامعه به ما منتقل می‌شوند.

برخی فرهنگ‌ها لجاجت را ارزش مثبتی می‌دانند:

- "مرد باید سرسخت باشد"

- "عقب‌نشینی کردن ضعف است"

- "اگر شروع کردی، باید تا آخر ادامه بدهی"

در این فرهنگ‌ها، لجاجت به "استقامت" و "پایداری" تعبیر می‌شود و فرد از کوتاه آمدن شرم دارد.

مثال ایرانی:

در فرهنگ ایرانی، "لج کردن" گاهی به عنوان نشانۀ شخصیت قوی دیده می‌شود. اصطلاحاتی مثل "مرد لجباز" یا "زن لجباز" معمولاً بار منفی ندارند، بلکه بیانگر شخصیتی قوی و تسلیم‌ناپذیرند.

ب) لجاجت و "جامعۀ مصرفی"

در جامعۀ مصرفی مدرن، لجاجت به شکل جدیدی ظاهر می‌شود: لجاجت مصرفی.

تبلیغات و بازاریابی مدرن بر اساس ایجاد لجاجت کار می‌کنند:

- تبلیغ یک محصول را ده‌ها بار در روز می‌بینید (لجاجت بیرونی)

- در نهایت خسته می‌شوید و تسلیم می‌شوید (خرید می‌کنید)

این دقیقاً همان چیزی است که ابن عربی توصیف می‌کند: قرین بر نفس لجاجت می‌کند تا نفس خسته شود و تسلیم شود.

مثال:

تبلیغات غذاهای فست‌فود. شما می‌دانید که ناسالم است، اما هر روز ده‌ها تبلیغ می‌بینید: همبرگر خوشمزه، پیتزای داغ، نوشابۀ خنک. این تبلیغات بارها و بارها تکرار می‌شوند تا شما خسته شوید و تسلیم شوید.

ج) لجاجت و "فشار همسالان"

در جامعه‌شناسی، "فشار همسالان" (Peer Pressure) نیروی قدرتمندی است که رفتار افراد را شکل می‌دهد.

لجاجت اجتماعی زمانی رخ می‌دهد که:

- گروه بارها از شما می‌خواهد کاری کنید

- شما نه می‌گویید

- آن‌ها اصرار می‌کنند، مسخره می‌کنند، طرد می‌کنند

- سرانجام شما خسته می‌شوید و تسلیم می‌شوید

مثال:

نوجوانی که دوستانش بارها از او می‌خواهند مواد مصرف کند. او می‌داند که اشتباه است، اما فشار اجتماعی آن‌قدر زیاد است که سرانجام تسلیم می‌شود.

د) لجاجت و "ساختارهای قدرت"

میشل فوکو، فیلسوف فرانسوی، از "ساختارهای قدرت" سخن می‌گوید - نظام‌هایی که رفتار افراد را کنترل می‌کنند.

لجاجت گاهی ابزار قدرت است:

- حکومتی که بارها یک پیام تبلیغاتی را تکرار می‌کند

- رسانه‌ای که بارها یک روایت را پخش می‌کند

- نهادی که بارها یک قانون را تحمیل می‌کند

هدف: خسته کردن مردم تا تسلیم شوند و مقاومت نکنند.

مثال تاریخی:

تبلیغات نازی‌ها در آلمان. یوزف گوبلز، وزیر تبلیغات هیتلر، می‌گفت: "دروغی را هزار بار تکرار کنید تا حقیقت شود". این همان لجاجت است - تکرار مداوم تا مردم خسته شوند و باور کنند.

بخش پنجم: چرا برخی افراد لجوج‌ترند؟

الف) تیپ شخصیتی و لجاجت

روان‌شناسی شخصیت پنج ویژگی اصلی را شناسایی کرده (Big Five):

1. گشودگی به تجربه

2. وظیفه‌شناسی

3. برون‌گرایی

4. توافق‌پذیری

5. روان‌رنجوری

افراد با توافق‌پذیری پایین معمولاً لجوج‌ترند. آن‌ها:

- کمتر تمایل دارند تسلیم شوند

- بیشتر روی نظر خود اصرار می‌کنند

- کمتر به حرف دیگران گوش می‌دهند

همچنین افراد با روان‌رنجوری بالا (افرادی که اضطراب و استرس بیشتری دارند) ممکن است به لجاجت روی آورند به عنوان مکانیسم دفاعی - یعنی با اصرار بر چیزی، حس کنترل پیدا می‌کنند.

ب) تجربیات کودکی

روان‌شناسان تحولی می‌گویند: لجاجت ریشه در کودکی دارد.

الگوی والدگری سختگیرانه:

کودکی که والدین بسیار سختگیر دارد، ممکن است به دو شکل واکنش نشان دهد:

1. تسلیم کامل (شخصیت فرمانبردار)

2. مقاومت و لجاجت (شخصیت سرکش)

در حالت دوم، کودک یاد می‌گیرد که تنها راه حفظ هویتش، مقاومت و لجاجت است.

الگوی والدگری بی‌تفاوت:

کودکی که والدین بی‌تفاوت دارد، ممکن است لجاجت را به عنوان راهی برای جلب توجه یاد بگیرد. او متوجه می‌شود که وقتی لج می‌کند، حداقل توجه (حتی توجه منفی) می‌گیرد.

ج) آسیب‌های روانی

برخی اختلالات روانی با لجاجت همراه هستند:

۱. اختلال وسواس فکری-عملی (OCD):

فرد نمی‌تواند از تکرار یک فکر یا عمل دست بردارد. این نوعی لجاجت ناخودآگاه است.

۲. اختلال شخصیت وسواسی-اجباری (OCPD):

فرد به طور مفرط سختگیر، کمال‌گرا، و سرسخت است. او نمی‌تواند کوتاه بیاید حتی در مسائل کوچک.

۳. اختلال مقابله‌ای-نافرمانی (ODD):

کودکان و نوجوانان با این اختلال، به طور مداوم با مقامات مقابله می‌کنند، لج می‌کنند، و از اطاعت سرباز می‌زنند.

د) عوامل مغزی و ژنتیکی

تحقیقات نشان می‌دهد که برخی افراد به لحاظ مغزی مستعد لجاجت هستند:

سیستم دوپامین:

افرادی که سیستم دوپامین فعال‌تری دارند، بیشتر به دنبال پاداش می‌روند و کمتر می‌توانند در برابر وسوسه مقاومت کنند.

قشر پیشانی:

قشر پیشانی مغز مسئول کنترل تکانه و تصمیم‌گیری است. افرادی که این ناحیه ضعیف‌تری دارند، کمتر می‌توانند در برابر لجاجت مقاومت کنند.

ژن‌ها:

برخی مطالعات نشان می‌دهند که برخی ژن‌ها با رفتارهای تکانشی و لجاجت مرتبط هستند.

بخش ششم: راه‌حل‌ها - چگونه با لجاجت مقابله کنیم؟

حال که لجاجت را از ابعاد مختلف شناختیم، به راه‌حل‌ها می‌پردازیم. راه‌حل‌ها در سه سطح هستند: فردی، اجتماعی، و معنوی.

الف) راه‌حل‌های فردی: تکنیک‌های روان‌شناختی

۱. تکنیک "فاصله‌گذاری شناختی" (Cognitive Defusion)

این تکنیک از درمان پذیرش و تعهد (ACT) می‌آید. ایده این است که شما از افکار و وسوسه‌هایتان فاصله بگیرید و آن‌ها را به عنوان "چیزی که مغز می‌گوید" ببینید، نه "حقیقت".

چگونه کار می‌کند:

وقتی وسوسه می‌شوید، به جای اینکه بگویید "من می‌خواهم این کار را بکنم"، بگویید: "مغز من داره بهم میگه که این کار رو بکنم".این تغییر کوچک در زبان، فاصلۀ بزرگی ایجاد می‌کند. شما دیگر با وسوسه همانند‌سازی نمی‌کنید.

مثال عملی:

- قبل: "من الان باید شیرینی بخورم" (همانند‌سازی)

- بعد: "مغزم داره بهم میگه که شیرینی بخورم، ولی من نیستم مغزم" (فاصله‌گذاری)این دقیقاً همان چیزی است که ابن عربی می‌گوید: قرین چیز دیگری است، نه خود نفس. وقتی بفهمی که صدای وسوسه از "قرین" می‌آید نه از "خود واقعی" تو، می‌توانی با آن بهتر مقابله کنی.

۲. تکنیک "۱۰ دقیقه تأخیر"

این تکنیک بسیار ساده اما فوق‌العاده مؤثر است:وقتی وسوسه می‌شوید، به خودتان بگویید: "باشه، ولی ۱۰ دقیقه دیگه". سپس کار دیگری انجام دهید. بعد از ۱۰ دقیقه، اگر هنوز وسوسه دارید، دوباره بگویید "۱۰ دقیقه دیگه".چرا کار می‌کند؟زیرا وسوسه معمولاً موج‌گونه است بالا می‌رود و پایین می‌آید. اگر بتوانید موج اوج را پشت سر بگذارید، وسوسه خودش کم می‌شود.این تکنیک در مورد لجاجت بسیار مؤثر است، زیرا لجاجت نیازمند "الان همین الان" است. وقتی شما تأخیر می‌اندازید، لجاجت ضعیف می‌شود.

۳. تکنیک "نوشتن دیالوگ با قرین"

این تکنیک از روان‌درمانی گشتالت می‌آید. شما یک دفترچه برمی‌دارید و دیالوگی بین "خود برتر" و "قرین" می‌نویسید:

قرین: بیا یه سیگار بکش، خیلی خوبه

خود برتر: نه، من قرار گذاشتم ترک کنم

قرین: فقط یکی، مهم نیست

خود برتر: تو همیشه میگی فقط یکی

قرین: ولی این بار واقعاً فقط یکیه

خود برتر: من صدات رو میشنوم، ولی گوش نمیدم. میدونم تو قرینی و کارت اینه که منو وسوسه کنی

این تکنیک کمک می‌کند که:

- لجاجت را بیرونی کنید (از ذهن به کاغذ)

- الگوی تکرار را ببینید

- یاد بگیرید که چگونه به قرین پاسخ دهید

۴. تکنیک "تصور نتیجۀ نهایی"

وقتی وسوسه می‌شوید، به جای تمرکز بر لذت آنی، نتیجۀ نهایی را تصور کنید:

- اگر می‌خواهید سیگار بکشید، تصور کنید که سرطان ریه گرفته‌اید

- اگر می‌خواهید غذای ناسالم بخورید، تصور کنید که اضافه وزن شدید

- اگر می‌خواهید دروغ بگویید، تصور کنید که رسوا شده‌اید

این تکنیک کمک می‌کند که "نزدیک‌بینی زمانی" را برطرف کنید - یعنی تمایل مغز به فکر کردن به لذت آنی بدون در نظر گرفتن عواقب بلندمدت.

۵. تکنیک "شناسایی ماشه‌ها" (Trigger Identification)

لجاجت معمولاً ماشه دارد یعنی شرایط خاصی که آن را فعال می‌کند:

- زمان خاص (مثلاً شب)

- مکان خاص (مثلاً کافه)

- احساس خاص (مثلاً تنهایی، اضطراب، خستگی)

- شخص خاص (مثلاً دوست خاص)

با شناسایی ماشه‌ها، می‌توانید از قبل آماده باشید یا از آن شرایط اجتناب کنید.

مثال:

اگر می‌دانید که وقتی خسته هستید، بیشتر وسوسه می‌شوید غذای فست‌فود بخورید، می‌توانید از قبل غذای سالم آماده کنید یا مسیری بروید که از کنار فست‌فود نگذرد.

ب) راه‌حل‌های اجتماعی: تغییر محیط

۱. "گروه حمایتی"

یکی از قدرتمندترین راه‌ها برای مقابله با لجاجت، داشتن گروه حمایتی است. برنامه‌هایی مثل " انجمن معتادان گمنام" بر این اصل بنا شده‌اند.چرا کار می‌کند؟زیرا وقتی تنها هستید، قرین فقط با شما صحبت می‌کند. اما وقتی در جمع هستید، صداهای دیگری هم می‌شنوید که به شما یادآوری می‌کنند "تسلیم نشو".

چگونه عملی کنیم؟

- به دوست نزدیک بگویید که مشکل دارید و از او بخواهید که شما را یادآوری کند

- به گروه‌های آنلاین بپیوندید (برای هر مشکلی گروه‌های حمایتی آنلاین وجود دارد)

- با خانواده صادق باشید

۲. "تغییر محیط فیزیکی"

محیط فیزیکی تأثیر عظیمی بر رفتار دارد. اگر محیطتان پر از ماشه است، لجاجت قوی‌تر می‌شود.

مثال‌های عملی:

- اگر می‌خواهید کمتر تلفن همراه استفاده کنید، آن را در اتاق دیگری بگذارید

- اگر می‌خواهید کمتر غذای ناسالم بخورید، آن را در خانه نگه ندارید

- اگر می‌خواهید بیشتر کتاب بخوانید، کتاب را کنار تختتان بگذارید

اصل طلایی: محیط را طوری تنظیم کنید که کار درست آسان باشد و کار اشتباه سخت.

۳. "فرهنگ‌سازی مثبت"

اگر در خانواده یا جامعه‌ای هستید که لجاجت را تشویق می‌کند، باید فرهنگ را تغییر دهید.

در خانواده:

- به جای اینکه به کودک بگویید "باید سرسخت باشی"، بگویید "باید عاقل باشی .بدانی کی باید مقاومت کنی و کی باید کوتاه بیایی"

- الگوی "عقب‌نشینی هوشمندانه" را نشان دهید - یعنی نشان دهید که گاهی کوتاه آمدن نشانۀ قدرت است نه ضعف

در جامعه:

- لجاجت مخرب را از استقامت سازنده تفکیک کنید

- الگوهای مثبت را تقویت کنید (کسانی که به موقع عقب‌نشینی کردند و موفق شدند)

۴. "مسئولیت‌پذیری اجتماعی" (Social Accountability)

وقتی تصمیمی می‌گیرید، آن را به دیگران اعلام کنید. این کار مسئولیت‌پذیری ایجاد می‌کند.

مثال:

- در شبکه‌های اجتماعی بنویسید: "من تصمیم گرفتم ۳ ماه ورزش کنم"

- به دوستتان بگویید: "من دیگه سیگار نمی‌کشم"

- به خانواده بگویید: "من دارم رژیم می‌گیرم"

وقتی این کار را می‌کنید، عقب‌نشینی سخت‌تر می‌شود (زیرا اعتبار اجتماعی‌تان در خطر است) و این به شما انگیزه می‌دهد که در برابر لجاجت مقاومت کنید.

ج) راه‌حل‌های معنوی: بازگشت به تعالیم ابن عربی

۱. یادآوری "مُکرَه بودن"

ابن عربی می‌گوید: خدا نفس را در مقابل لجاجت قرین، "مُکرَه" می‌داند - یعنی کسی که تحت فشار است و کاملاً آزاد نیست.این یادآوری دو اثر دارد:

اثر اول - کاهش احساس گناه افراطی:

بعد از لغزش، با خودتان بیش از حد سخت نگیرید. بدانید که خدا می‌داند شما تحت فشار بودید.

اثر دوم - افزایش مسئولیت‌پذیری:

از طرف دیگر، این باور نباید به بهانه تبدیل شود. شما باید تلاش کنید که از قبل شرایطی ایجاد کنید که تحت فشار کمتری قرار بگیرید.

کاربرد عملی:

بعد از هر لغزش، به جای اینکه بگویید "من آدم بدی هستم"، بگویید: "من در آن لحظه تحت فشار بودم، خدا می‌داند. حالا چه کار می‌توانم بکنم که دفعۀ بعد فشار کمتری داشته باشم؟"

۲. تکیه بر "حضرت تبدیل"

ابن عربی می‌گوید: خدا به نفس "حضرت تبدیل" را نشان داد - یعنی جایگاهی که در آن بدی‌ها به نیکی تبدیل می‌شوند (یُبَدِّلُ اللّٰهُ سَیِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ).این باور چگونه به شما کمک می‌کند؟

امید به تغییر:

وقتی می‌دانید که خدا می‌تواند بدترین گناهانتان را به نیکی تبدیل کند، امیدوار می‌شوید. و امید، انگیزۀ تغییر است.

تفسیر "تبدیل":

تبدیل به دو معنا است:

- معنای اخروی: در قیامت، خدا گناهان شما را به حسنات تبدیل می‌کند

- معنای دنیوی: همان تجربۀ گناه، می‌تواند شما را آگاه‌تر، فروتن‌تر، و مهربان‌تر کند

مثال:

کسی که خودش سال‌ها سیگاری بود و ترک کرد، معمولاً بهترین مشاور برای کسانی است که می‌خواهند ترک کنند. گناه گذشته‌اش به ابزار خیر تبدیل شده است.

۳. ذکر و دعا: سلاح علیه لجاجت

در تعالیم اسلامی، ذکر قدرتمندترین سلاح علیه وسوسه است. چرا؟

علت روان‌شناختی:

وقتی مشغول ذکر هستید، ذهنتان پر است و قرین نمی‌تواند وارد شود. ذکر مانند "سفیدنویس" است که صفحۀ ذهن را پر می‌کند و جایی برای وسوسه باقی نمی‌ماند.

اذکار پیشنهادی علیه لجاجت:

- **"أَعُوذُ بِاللّٰهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ"**: وقتی وسوسه می‌شوید، بلافاصله این ذکر را بگویید

- **"لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللّٰهِ"**: یادآوری اینکه قدرت مقاومت از خداست نه از شما

- **"حَسْبِیَ اللّٰهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ"**: اعتماد به اینکه خدا کافی است

۴. "نماز استخاره" برای تصمیمات مهم

گاهی لجاجت در تصمیمات مهم ظاهر می‌شود مثلاً اصرار بر ازدواج با فردی که می‌دانیم مناسب نیست، یا اصرار بر شغلی که می‌دانیم برایمان خوب نیست.

در این موارد، نماز استخاره می‌تواند کمک کند. نه به این معنا که خدا مستقیماً به شما پاسخ می‌دهد، بلکه:

- این نماز شما را مجبور می‌کند که تصمیمتان را به خدا بسپارید

- این کار "خود" را کوچک می‌کند و لجاجت "خود" را ضعیف می‌کند

- بعد از نماز، معمولاً با دید روشن‌تری به موضوع نگاه می‌کنید

۵. روزه: تمرین مقاومت در برابر لجاجت

روزه در واقع تمرینی است برای مقاومت در برابر لجاجت:

- بدن می‌گوید "غذا می‌خوام" (لجاجت)

- شما می‌گویید "نه، الان نه" (مقاومت)

وقتی این تمرین را ماهی یک بار (یا بیشتر) انجام دهید، "عضلۀ مقاومت" شما قوی می‌شود و در مواجهه با وسوسه‌های دیگر هم می‌توانید بهتر مقاومت کنید.

نکتۀ مهم:

روزه نباید فقط از غذا باشد. می‌توانید "روزۀ دیجیتال" (یک روز بدون تلفن همراه)، "روزۀ سخن" (یک روز کمتر حرف زدن)، یا "روزۀ شبکه‌های اجتماعی" بگیرید.

بخش هفتم: نتیجه‌گیری نهایی - زیستن با لجاجت

فهم عمیق‌تر از متن ابن عربی

حالا که لجاجت را از ابعاد مختلف بررسی کردیم، بیایید به متن ابن عربی برگردیم و آن را با دید عمیق‌تری بخوانیم:

"الخیر عادة و الشر لجاجة"

این جمله نه تنها یک مشاهدۀ روان‌شناختی است، بلکه یک راهنمای عملی:

۱. خیر را عادت کنید: بهترین راه برای مقابله با لجاجت شر، تبدیل خیر به عادت است. وقتی خیر عادت شود، دیگر نیاز به تلاش ندارد و به طور خودکار انجام می‌شود.

۲. لجاجت را بشناسید: وقتی بدانید که وسوسه، "لجاجت" است (یعنی چیزی بیرونی و تکراری)، دیگر با آن همانند‌سازی نمی‌کنید.

۳. از خستگی آگاه باشید: ابن عربی می‌گوید نفس از لجاجت قرین خسته می‌شود. پس مهم است که خودتان را در معرض لجاجت بیش از حد قرار ندهید (تغییر محیط، اجتناب از ماشه‌ها).

"أوحى اللّٰه إلیها بأن تقبل منه"

این جمله یکی از عمیق‌ترین نکات است: خدا به نفس می‌گوید که تسلیم شود. چرا؟

زیرا خدا می‌داند که:

- نفس تحت فشار زیادی است (مُکرَه است)

- او قصد دارد این لغزش را به درسی تبدیل کند

- رحمتش وسیع‌تر از هر گناهی است

درس عملی:

وقتی لغزش می‌کنید، فوراً به سمت "یأس" نروید. بدانید که شاید خدا اجازه داده که این اتفاق بیفتد تا شما:

- فروتن‌تر شوید

- ضعف خودتان را بشناسید

- به رحمت او بیشتر امیدوار شوید

"یُبَدِّلُ اللّٰهُ سَیِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ"

این آیه وعدۀ تبدیل است. خدا می‌تواند بدترین تجربیات شما را به بهترین درس‌ها تبدیل کند.

مثال واقعی:

- کسی که سال‌ها معتاد بود و ترک کرد، حالا به دیگران کمک می‌کند ترک کنند

- کسی که ورشکسته شد، حالا به دیگران مدیریت مالی یاد می‌دهد

- کسی که افسرده بود، حالا به دیگران در افسردگی کمک می‌کند .گناهان گذشته، سرمایۀ خیر آینده می‌شوند.

ده درس کلیدی برای زندگی روزمره

۱. لجاجت بیرونی است، نه درونی - وقتی وسوسه می‌شوید، یادتان باشد که این صدایی از بیرون است (قرین)، نه صدای خود واقعی‌تان.

۲. خستگی دشمن اراده است - وقتی خسته هستید، آسیب‌پذیرترید. پس خودتان را بیش از حد خسته نکنید و استراحت کنید.

۳. محیط قدرتمندتر از اراده است - به جای اینکه فقط روی اراده تکیه کنید، محیطتان را تغییر دهید.

۴. تأخیر، پیروزی است - اگر نتوانستید کاملاً مقاومت کنید، حداقل آن را به تأخیر بیندازید. هر ۱۰ دقیقه تأخیر، یک پیروزی است.

۵. گروه قوی‌تر از فرد است- تنها نباشید. به دنبال گروه حمایتی باشید.

۶. عادت قوی‌تر از اراده است - به جای اینکه هر روز با خودتان بجنگید، خیر را به عادت تبدیل کنید.

۷. لغزش پایان نیست - اگر لغزش کردید، فوراً بازگردید. هر لحظه فرصت بازگشت است.

۸. فروتنی از کمال بهتر است - کسی که می‌داند ضعیف است و به خدا تکیه می‌کند، از کسی که فکر می‌کند کامل است قوی‌تر است.

۹. رحمت از گناه وسیع‌تر است - هیچ‌وقت امیدتان را از دست ندهید.

۱۰. لجاجت بر لجاجت غلبه نمی‌کند - اگر لجوج هستید، سعی نکنید با لجاجت بر لجاجت غلبه کنید. بلکه با نرمش، درک، و رحمت به خودتان.

سخن پایانی: لجاجت، معلم مهربان

شاید عجیب به نظر برسد، اما لجاجت می‌تواند معلم مهربانی باشد. چگونه؟

لجاجت به ما یاد می‌دهد:

- ما ضعیف هستیم و نیاز به کمک داریم

- ما تنها نیستیم - همه با لجاجت دست و پنجه نرم می‌کنند

- ما نیازمند رحمت الهی هستیم

- ما باید با خودمان مهربان باشیم

ابن عربی در واقع نگاه متفاوتی به گناه دارد: گناه نه پایان راه، بلکه بخشی از مسیر است. مسیری که در آن نفس با قرین می‌جنگد، گاهی می‌برد و گاهی می‌بازد، اما در این میان به خدا نزدیک‌تر می‌شود.

پس وقتی بار بعد با لجاجت مواجه شدید:

- آن را بشناسید (این قرین است، نه من)

- با آن مهربان باشید (نه با خشم، بلکه با درک)

- از آن درس بگیرید (چرا الان ضعیف شدم؟)

- به رحمت الهی امیدوار باشید (خدا منتظر است)

و یادتان باشد: خیر، خود واقعی شماست. شر، فقط لجاجتی است که خواهد گذشت.**

ابن عربیتکرارتغییر عادت
۱۵
۵
نویسنده:حسین نجفعلی بیگی
نویسنده:حسین نجفعلی بیگی
اشتراک‌گذاری دریافت‌های شهودی و دغدغه‌های درونی.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید