ویرگول
ورودثبت نام
منصور سجاد
منصور سجادمشق‌های نوشتن
منصور سجاد
منصور سجاد
خواندن ۲ دقیقه·۷ روز پیش

رانتِ ادبیِ موراکامی؛ وقتی «نام» جای «تکنیک» را می‌گیرد

تا به حال شده داستانی از یک نویسنده بزرگ بخوانید و از خودتان بپرسید: «اگر من این را نوشته بودم، آیا اصلاً چاپ می‌شد؟» این سوالی است که پس از خواندن داستان کوتاه «کارناوال» اثر هاروکی موراکامی، ذهن هر خواننده‌ی دقیق یا هنرجوی نویسندگی را درگیر می‌کند.

کارناوال؛ داستانی که داستان نیست!

داستان «کارناوال» (از مجموعه اول شخص مفرد) روایت عجیبی دارد: مردی با زنی که به زشتی شهرت دارد، صرفاً به دلیل عشق مشترک به موسیقی کلاسیک (قطعه کارناوال شومان) رفیق می‌شود. آن‌ها ساعت‌ها بحث می‌کنند و در نهایت داستان با یک خبر کوتاه کلاهبرداری تمام می‌شود.

اگر با خط‌کش کارگاه‌های داستان‌نویسی سراغ این اثر بروید، نمره‌ی قبولی نمی‌گیرد. چرا؟ چون:

* پیرنگ (Plot) عملاً وجود ندارد: داستان بیشتر شبیه به یک جستار (Essay) یا خاطره‌نگاری است.

* قانون «نشان بده، نگو» نقض شده: نویسنده مدام در حال تحلیل ذهنی است و کمتر صحنه‌پردازی می‌کند.

* ضد-اوج (Anti-climax): گره‌گشایی داستان نه در دل درام، بلکه از طریق یک گزارش خبریِ خشک و سرد اتفاق می‌افتد.

چرا به موراکامی اعتراض نمی‌کنیم؟

واقعیت این است که موراکامی در این مرحله از زندگی حرفه‌ای‌اش، دیگر «داستان» نمی‌فروشد؛ او دارد «جهان‌بینی» خودش را به حراج می‌گذارد. او از نوعی «رانت ادبی» استفاده می‌کند. خواننده به نام او اعتماد دارد و حاضر است با او در راهروهای پرپیچ‌وخم ذهنش قدم بزند، حتی اگر تابلوی راهنمای «ساختار کلاسیک» در کار نباشد.

موراکامی در «کارناوال» آگاهانه اصول را می‌شکند تا به یک «شهود» برسد: اینکه زندگی چیزی نیست جز کارناوالی از ماسک‌ها، و حتی هنر (موسیقی شومان) می‌تواند نقابی بر چهره‌ی زشت واقعیت باشد.

آیا می‌توان از این سبک تقلید کرد؟

پاسخ کوتاه: خیر!

اگر نویسنده‌ای ناشناس هستید، این سبکِ رها و بی‌قاعده برای شما یک سمّ مهلک است. ناشر و مخاطب از نویسنده‌ی تازه‌کار انتظار «تکنیک» دارند. موراکامی اگر امروز قوانین را می‌شکند، به این دلیل است که قبلاً در شاهکارهایی مثل «کافکا در ساحل» ثابت کرده که قوانین را مثل موم در دست دارد. همان‌طور که می‌گویند: «ابتدا مثل یک حرفه‌ای قوانین را یاد بگیر، تا بعداً بتوانی مثل یک هنرمند آن‌ها را بشکنی.»

«کارناوال» داستانی است که زنده بودنش را مدیون امضای پای صفحه است. این اثر به ما یادآوری می‌کند که ادبیات لزوماً همیشه رعایت فرمول‌ها نیست، اما برای رسیدن به آن قله‌ای که بتوانید فرمول‌ها را نادیده بگیرید، باید ابتدا جاده‌ی سختِ اصول را طی کرده باشید.

داستان کوتاههاروکی موراکامینویسندگیداستان نویسینویسنده
۳
۰
منصور سجاد
منصور سجاد
مشق‌های نوشتن
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید