در روزهای اخیر گفتوگویی داشتم با یک نویسنده جوان از بوشهر؛ کسی که میگفت از نوجوانی دلنوشته و شعر سپید نوشته، با شوق و باور شروع کرده و حالا در نقطهای ایستاده بود که بسیاری از نویسندگان تازهکار آن را تجربه میکنند؛ جایی بین امید و ناامیدی. میگفت کسی کمک مالی برای چاپ کتابش نکردهاست، میگفت وعده زیاد شنیده و آخرش گفتهاند بودجه نیست، میگفت اگر هزینهاش را داشت خودش چاپ میکرد، حالا هم دیگر تصمیم گرفته ننویسد چون «کسی پشتبان مالیاش نیست».
این جملات فقط روایت یک نفر نیست، صدای نسل بزرگی از نویسندگانی است که فکر میکنند نویسندگی یعنی اینکه از همان اول باید کسی حامی و سرمایهگذار باشد. اما حقیقت مسیر چیز دیگری است.
در مسیر نویسندگی، کسی با اولین قدم به شما آفرین نمیگوید، کسی پیشنهاد چاپ نمیدهد، کسی سرمایهگذاری نمیکند، چون هنوز شما را نمیشناسد. نه از روی بیعدالتی، نه از روی بیتوجهی؛ فقط به این دلیل ساده که هیچ سرمایهگذاری بدون اطمینان پول نمیدهد. وقتی نویسنده هنوز مخاطب ندارد، هنوز دیده نشده، طبیعی است که کسی حاضر نیست برای چاپ کتاب هزینه کند. این واقعیت تلخ نیست؛ واقعی است. قهر کردن از مسیر فقط یک چیز را ثابت میکند: سختی راه از ما قویتر بوده. و تمایز دقیقا همینجاست آنکه ادامه میدهد، رشد میکند. آنکه قهر میکند، میماند همانجا که بوده.
باید پذیرفت که اولین نوشتهها معمولاً ضعیفاند، اولین کتابها خاماند و اولین تلاشها به نتیجه نمیرسند. همه نویسندگان بزرگ از همین نقطه شروع کردند؛ بدون حمایت، بدون بودجه، بدون تشویق. تقریباً هیچکس نبود که در کتاب اول، ناشر برایش سرمایهگذاری کند. همه خودشان هزینه کردند، خودشان چاپ کردند، خودشان کتاب را دست مردم دادند. این نه بیعدالتی، بلکه قانون بازی است: اول باید ثابت کنید کسانی هستند که دنبال نوشتههای شما میآیند، بعد ناشر یا سرمایهگذار دنبال شما میآید.
اگر مخاطب ندارید و هیچکس سرمایهگذاری نمیکند،طبیعی است. شما باید شناخته شوید. شبکههای اجتماعی و ابزارهایی مثل همین ویرگول این امکان را داده که نویسنده بتواند بدون هزینه، مخاطب واقعی پیدا کند.
همینجا بنویسید، زباد بنویسید، هر روز بنویسید.. به مرور مخاطب خود را پیدا میکنید
از اینکه «بدون مجوز، نوشتههایم را میدزدند» نترسید. واقعیت این است اگر کسی بخواهد از محتوای دیگری استفاده کند خیلی قانونی و بدون دردسر میتواند از منابع خارجی استفاده کند. کسانی که آثارشان شماخته شده است و طبق قوانین ایران هم استفاده از آثارشان منع قانونی ندارد.
اگر فقط بنویسید و به خاطر ترس از دزدیده شدن منتشر نکنید، هیچکس شما را نمیشناسد و هیچوقت به مرحله چاپ حرفهای نمیرسید. نویسندگی قبل از هر چیز، دیده شدن است و دیده شدن قبل از هر چیز انتشار است.و از طرفی با نوشتن و منتشر کردن در شبکه های اجتماعی یا ابزارهای مثل ویرگول و بازخورد گرفتن از مخاطب به مرور آثار تان بهبود پیدا میکند.
نویسندگی مسابقه سرعت نیست؛ مسابقه استقامت است. نه استعداد تعیینکننده است، نه شروع درخشان. مهمترین چیز ادامه دادن است. آنهایی موفق میشوند که در سختترین روزها دست از نوشتن نمیکشند. آنهایی که میپذیرند مسیر سخت است، اما ارزش دارد. اگر میخواهید نویسنده شوید، باید بدون قهر، بدون توقع، با صبر و استمرار ادامه دهید. از شبکههای اجتماعی شروع کنید، مخاطب پیدا کنید، مهارتتان را تقویت کنید، و روزی میرسد که ناشر به جای اینکه شما در را بزنید، خودش درِ خانهتان را میزند. موفقیت در ادامه دادن است، نه در شروع کردن. نویسنده کسی است که ادامه میدهد، حتی وقتی کسی برایش دست نمیزند.