ویرگول
ورودثبت نام
ساینا احمدی
ساینا احمدینویسنده ی کتاب وارث آتش، ماما، بوک بلاگر و دانشجوی حقوق
ساینا احمدی
ساینا احمدی
خواندن ۱ دقیقه·۳ روز پیش

کاش حالش خوب بشه...

امروز تو بخشمون یه مریض داشتیم...

یه پسر ۱۳_۱۴ ساله بود... بچه ی خوش قد و بالایی بود...

ولی تلف شده بود...تلف شدن از همه جاش معلوم...

اعصابش هیستریک بود، اصلا روی پا بند نبود، آرامش و سکوت براش معمایی نداشت ، فقط با دیازپام می شد آرومش کرد، البته آروم که نه فقط خواب مصنوعی بود...

این بچه تلف شده بود چون پدرش بی مسئولیت بود...

چون مادرش مستقل نبود...

چون مادرش بعد از بچه ی اولش تا پای طلاق پیش رفته بود ولی یه عده ریش سفید دوباره این زندگی پاره پوره رو وصله پینه کرده بودن...

و حاصل این برگشت دوباره شده بود مریض نوجوون ما...

این بچه کیس خودکشی بود، با هیستوری تجاوز های مکرر از جانب مثلا دوستاش!

این بچه شاید امیدی به خوب شدنش می بود اگر مادرش انقدر ناتوان و پدرش انقدر بی مسئولیت نبود...

و یا حتی اگه قانونی داشتیم که دولت بچه ها رو از این والد های بی مسئولیت می گرفت...

و یا شاید حتی اگه به بهزیستی هم می رفت قطعا وضع بهتری نسبت به الانش داشت...

داغونم‌ براش ولی واری ازم ساخته نیست...

بچهمسئولیت اجتماعیخودکشیتجاوز
۱۲
۱
ساینا احمدی
ساینا احمدی
نویسنده ی کتاب وارث آتش، ماما، بوک بلاگر و دانشجوی حقوق
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید