Marsh swan 🌄·۶ روز پیشبازی با کلمات ؛ پدر ژپتو و پینوکیو ۳میشود یک لحظه با بالِ خیال ، آسمانِ عشق را پرواز کرد ...درود و سلامتی و نشااااااط به یارانِ جان 🌷💖🥳🤠میریم که داشته باشیم ادامه قصه ی پ…
ناصراعظمی :نویسنده·۸ روز پیشوقتی بزرگ میشویداخل اتاقی نمور و خاموش هستم. صدایی میآید: «کم ورجهوورجه کن، یک جا بنشین.»سردم میشود. پتو را دور خودم میپیچم. لحظهای بعد عرق میکنم و…
اتفاق·۹ روز پیشداستان جنایی: قاتل مبتدیسلام دوستان خیلی خوش اومدید به داستان جدیدم اگر خوشتون اومد خوشحال میشم کامنت بزارید و نظرتون رو بگید لایکم بقلش بزنید بریم برای داستانقاتل…
*Sogand*·۹ روز پیشقصه ی ماه پارت سی و ششبعد از یک جلسه ی کاری مهم توی شرکت، تصمیم گرفتم امروز زودتر از همیشه خودمو به خونه برسونم. به محض اینکه پامو گذاشتم تو خونه، گریه های آیهان…
Mosio·۱۰ روز پیششهریارانبخش اول، قسمت هشتمتمام غم هایش را فراموش می کرد وقتی که سرش را رو روی سینه رادمهر می گذاشت و حرکت انگشتان او را میان موهایش حس می کرددست ر…
افسانه·۲۰ روز پیش335کنیا که رفته بودم، وقتی بچه هاشون رومیدیدم کلییی ذوق میکردم و قربون صدقشون میرفتم، یه روز رانندمون پرسید: «گربون برم» یعنی چی؟ اولش که نفه…
افسانه·۲۱ روز پیش336وقتی یکی بهت دروغ میگه، بعد میفهمه که فهمیدی، بعد میخواد ماست مالیزیشن انجام بده، بعد هی توجیه و بهونه و وسطاشم میگه البته دروغم نگفتمااا،…
ساینا احمدی·۲۳ روز پیشکاش حالش خوب بشه...امروز تو بخشمون یه مریض داشتیم...یه پسر ۱۳_۱۴ ساله بود... بچه ی خوش قد و بالایی بود...ولی تلف شده بود...تلف شدن از همه جاش معلوم...اعصابش ه…
Marsh swan 🌄·۱ ماه پیشبازی با کلمات ؛ حسنی در شَلَمرود ۲( سلااااام دوسسستاااای ویرگووول .... اومدیم با یه قصه ی دیگه .... )چییی میگییی !؟ ما که هنووووز شروع نکردیم ....صدای توروو نمیشنون ....ااای…