ویرگول
ورودثبت نام
زهرا سالاری نویسنده
زهرا سالاری نویسندهسلام من زهرا سالاری هستم نویسنده رمان خانه ای که زنده ست و.... پیج انیستا salari1387zahra2025
زهرا سالاری نویسنده
زهرا سالاری نویسنده
خواندن ۲ دقیقه·۱۱ ساعت پیش

رمان خانه ای که راه میرود 🏚️👽پارت شصت به قلم فاطمه عباسی و زهرا سالاری✍️

پارت شصت

خانه ای که زنده است 🏘👽

سوار ماشین شدیمو به راه افتادیم راه با شوخیای که بیشتر از سمت منو نگین بود و بعضی وقتا هم مهراب، گذشت و رابطه ی ما صمیمی تر شد

**** جلو در ویلا پیاده شدیم عجب جای با سفایی بود کیفامونو برداشتیم و راه افتادیم به داخل ویلا فرشاد برای خرید مواد غذایی و اینجور چیزا رفت

ویلای بزرگی بود حیاطش با گل گیاه و درخت تزئین شده بود یه فواره ی اب خیلی خوشگل هم وسط حیاط بود توی حیاط یه انباری هم داشت از حیاط گذشتیم و وارد خونه شدیم خونه هم خیلی خوشگل بود و کاملا با سلیقه چیده شده بود مهراب اتاقامونو بهمون نشون داد سریع کیفارو گذاشتیم تو اتاق و امیدیم بیرون میترسیدیم تنها باشیم

بعد از گشت و گزار اینا نشستیم پای تلویزیون و شروع به دیدن یه سریال شدیم که نه تهش معلوم بود و نه سرش

مهراب : اخ یادم رفت

منو نگین بهش نگاه کردیم که اونم بلند شد و گفت الان میام

بعد از رفتن مهراب یه چند دقیقه ای میگذشت نشسته بودیم و همون سریال مزخرف رو تماشا میکردیم که ..یهو برق رفت

زربان قلبم شدت گرفت سریع نگینو بغل کردم وایی دوباره باز

صدای در قریژ قریژ اومد یکی درو باز کرد نگین : مهراب، مهراب ،تویی

اما صدایی نیومد صدای قدمهایی از در خونه اومد قدمها هعی نزدیک تر میشدن و بعد مردی که تبر به دست داشت منو نگین شروع به جیغ کشیدن کردیم که همون موقع برق اومد و با چیزی که دیدم به شدت عصبانی شدم

اونی گه تبر دستش بود مهراب بود که بلا فاصله شروع به قه قهه زدن شد

مهراب: هه هه هه واییی هه باید قیافه هاتونو میدیدین ها هه اخ دلم هه هه هه

من : مرض رو اب بخندی بیشعور داشتیم سکته میکردیم و بعد دمپایی های تو خونه ایم رو در اوردم و به طرفش پرت کردم مهراب جلو در وایستاده بود جاخالی داد که همون موقع در باز شد و فرشاد اومد تو دمپایی داشت میرفت تو صورتش که اونم جاخالی داد

نگین افتاد دنبال مهراب که بزنتش

فرشاد: اینجا چه خبرهه

# رمان # داستان # نویسنده # زهرا- سالاری

فرشاد : اینجا چه خبره

رمان داستانمواد غذایی
۱
۰
زهرا سالاری نویسنده
زهرا سالاری نویسنده
سلام من زهرا سالاری هستم نویسنده رمان خانه ای که زنده ست و.... پیج انیستا salari1387zahra2025
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید