زهرا سالاری نویسنده·۱۳ روز پیشرمان خانه ای که راه میرود🏡👽پارت پنجاه و شیشم به قلم فاطمه عباسی و زهرا سالاری ✍️پارت پنجاه و شیشمخانه ای که زنده است🏡👽هرچی نزدیک تر میشدیم مه غلیظ تر میشدکم کم چراغ های ماشین پلیس اومد تو دیدمون به همون سمت حرکت کردیم…
زهرا سالاری نویسنده·۱ ماه پیشرمان خانه ای که راه میرود 🏡👽پارت پنجاه و پنجم به قلم فاطمه عباسی و زهرا سالاری ✍️پارت پنجاه و پنجمخانه ای که زنده است🏡👽دیشب راحت گذشت انگاری که اصلا هیچ اتفاقی نیوفتاده باشهصبح اماده شدیم که بریم ویلاولی قبلش باید میرف…
زهرا سالاری نویسنده·۱ ماه پیشرمان خانه ای که راه میرود🏡👽پارت پنجاه و چهارم به قلم زهرا سالاری ✍️پارت پنجاه و چهارخانه ای که زنده است 🏘👽از زبان یلداصبح زود ساعت ۶ بیدار شدیم و منتظر بودیم فرشاد تک بزنه تا بریم ببرون امروز باید راهی شما…
زهرا سالاری نویسنده·۱ ماه پیشرمان خانه ای که راه میرود🏡👽پارت پنجاه به سوم به قلم فاطمه عباسی و زهرا سالاری ✍️پارت پنجاه و سهخانه ای که زنده است🏡👽به اصرار یلدا و مادرش به خونشون رفتمپدر مادر من که همش بیمارستان بودناز فرشاد و مهراب حسابی تشکر کردی…
زهرا سالاری نویسنده·۲ ماه پیشرمان خانه ای که راه میرود🏡👽پارت پنجاه پنجاه و دوم به قلم فاطمه عباسی و زهرا سالاری✍️پارت پنجاه و دوخانه ای که زنده است 🏘👽از زبان یلداترس تمام وجودمو گرفته بود ، تازه الان مامانمو خاله جونم پیش ما بودن و جون اوناهم در خطر ب…
زهرا سالاری نویسنده·۲ ماه پیشرمان خانه ای که راه میرود🏡👽پارت پنجاه و یک به قلم فاطمه عباسی و زهرا سالاری✍️پارت پنجاه و یک – خانهای که زنده است 🏘👽از زبان «نگین»همینکه نگاه یلدا به گوشهی دیوار افتاد، فهمیدم چیزی دیده. نگاهم دنبال نگاهش رفت و ق…
زهرا سالاری نویسنده·۲ ماه پیشرمان خانه ای که راه میرود 🏡👽پارت پنجاه به قلم فاطمه عباسی و زهرا سالاری✍️پارت پنجاهخانه ای که زنده است 🏘👽از زبان یلداچشمام رو اروم اروم باز کردماینجا کجاست بلند شدم و رو تخت نشستم یه نگاه به دوروبرم کردم عه اینج…
زهرا سالاری نویسنده·۲ ماه پیشرمان خانه ای که راه میرود🏡👽پارت چهل و نهم به قلم فاطمه عباسی و زهرا سالاری ✍️پارت چهل و نهمخانه ای که زنده است🏘👽گوشی فرشاد زنگ خورد جواب داد انگاری که مهراب بود فرشاد بهش گفت:باشه باشه بگو بیارنش تو این اتاقخوشحال ش…
زهرا سالاری نویسنده·۲ ماه پیشرمان خانه ای که راه میرود🏡👽پارت چهل هشتم به قلم فاطمه عباسی و زهرا سالاری ✍️پارت چهل و هشتمخانه ای که زنده است🏘👽از زبان نگینپرستار بعد از پانسمان گلوم رفت بیرون دیگه میترسیدم بخوابم فرشاد هم روی صندلی نشسته بود تو…
زهرا سالاری نویسنده·۲ ماه پیشرمان خانه ای که راه میرود🏚️👽پارت چهل و هفتم به قلم فاطمه عباسی و زهرا سالاری ✍️پارت چهل و هفتمخانه ای که زنده است 🏘👽از زبان یلداقدمهامو تند برمیداشتم تا زود تر برسم به در خونه با احساس اینکه کسی داره نگام میکه شروع به…