ویرگول
ورودثبت نام
زهرا سالاری نویسنده
زهرا سالاری نویسندهسلام من زهرا سالاری هستم نویسنده رمان خانه ای که زنده ست و.... پیج انیستا salari1387zahra2025
زهرا سالاری نویسنده
زهرا سالاری نویسنده
خواندن ۱ دقیقه·۳ روز پیش

رمان خانه ای که راه میرود 🏡👽پارت شصت و دوم به قلم فاطمه عباسی و زهرا سالاری✍️

پارت شصت و دوم

خانه ای که زنده است🏡👽

بعد از چند دقیقه فرشاد با کتابی که من از اون کلبه پیدا کردم اومد پایین

کنار من نشست و کتاب رو گذاشت روی میز و گفت: این همون کتابیه که نگین از اون کلبه پیدا کرد باید ببینیم چی داخلش نوشته شده

خواست کتاب رو باز کنه که یلدا دستشو گذاشت رو کتاب و گفت: نه باز نکن اگه طلسم شده باشه چی؟

سرمو تکون دادم راست میگفت ممکنه که کتابه طلسم شده باشه

مهراب: آره موافقم پس چطوری داخلشو ببینیم

فرشاد: این مزخرفات چیه من داخلشو نگاه میکنم

کتاب رو باز کرد هیچ اتفاقی نیوفتاد

ولی یهویی برقا خاموش شد و لامپ ها شروع کردن به لرزیدن و تمام وسایل خونه داشت شکسته میشد منو یلدا جیغ کشیدیم

صدای خنده بلندی اومد و بعدش گفت: شما میمیرید شما دیگه راه فراری ندارید لوستر کنده شد و افتاد پایین

با صدای بلند جیغ زدم خداااا

یهویی همه جا ساکت شد برق اومد ولی خونه حسابی بهم ریخته بود.

#رمان #داستان #نویسنده #زهرا_سالاری

برق اومد ولی خونه حسابی بهم ریخته بود

رمان داستان
۲
۰
زهرا سالاری نویسنده
زهرا سالاری نویسنده
سلام من زهرا سالاری هستم نویسنده رمان خانه ای که زنده ست و.... پیج انیستا salari1387zahra2025
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید