ویرگول
ورودثبت نام
فرهاد
فرهاد
فرهاد
فرهاد
خواندن ۱ دقیقه·۱ ماه پیش

گاهی سکوت، بلندترین فریادِ دلِ خسته است.

گاهی در میانه‌ی بی‌پایان زندگی، جایی هست که نه صدا می‌خواهد و نه بیان؛ جایی که آدم در آغوش آرامش فرو می‌رود و تنها صدای نفس‌هایش را می‌شنود. آن‌جا قلمروِ سکوت است، سرزمینی پررمز و راز که کلمات در برابرش رنگ می‌بازند. سکوت، شاید ظاهری خاموش داشته باشد، اما در درونش هزاران فریاد پنهان است.

سکوت همیشه به معنای بی‌زبانی نیست. گاهی انسان در سکوت خود، هزار سخن ناپیدا دارد. کسی که سکوت می‌کند، شاید در درونش طوفانی از احساسات نهفته باشد؛ اندوه، شوق، خشم یا عشق. سکوت می‌تواند سپری باشد در برابر دردها، یا پلی باشد برای اندیشیدن.

در دل سکوت، می‌توان صدای درون خویش را شنید؛ همان صدایی که در غوغای روزمرگی گم می‌شود. وقتی جهان پر از فریادهای بی‌معنی است، سکوت بهترین پاسخ می‌شود. پیامبران، عارفان و خردمندان همیشه از قدرت سکوت سخن گفته‌اند؛ زیرا در سکوت است که انسان به خودِ واقعی‌اش نزدیک می‌شود.

سکوت می‌تواند نشانه‌ی صبر باشد، نشانه‌ی درک، یا حتی نشانه‌ی عشق. گاهی با سکوت می‌توان چیزی گفت که هیچ واژه‌ای توان گفتنش را ندارد.

سکوت تنها نبود صدا نیست، بلکه حضورِ معناست. گاهی لازم است ازهمه دور شویم تا دوباره صدای آرام دل خود را بشنویم. در جهانی پر از هیاهو، سکوت نعمتی است که انسان را به آرامش می‌رساند؛ همان آرامشی که شاید در هیچ واژه‌ای یافت نشود.

پس بیاییم بیاموزیم که سکوت کنیم، تا جهان درونمان سخن بگوید.

سکوتزندگیعشقمحبت
۳
۰
فرهاد
فرهاد
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید