ویرگول
ورودثبت نام
بردیوار
بردیوار
بردیوار
بردیوار
خواندن ۳ دقیقه·۸ ساعت پیش

مشهد شهری با مسافران زیاد و خاطرات کم

چرا مسافر مشهد می‌آید اما عاشق مشهد نمی‌شود؟

سال‌هاست مشهد یکی از مهم‌ترین مقصدهای گردشگری ایران است. شهری که میلیون‌ها نفر در طول سال به آن سفر می‌کنند. شهری که برای خیلی‌ها فقط یک مقصد نیست؛ یک حس، یک خاطره و یک اتفاق مهم در زندگی است.

این سوالی است که نه از روی یک مطالعه، بلکه از دل سال‌ها حضور در فضای گردشگری مشهد برای من شکل گرفته است:

چرا با وجود این حجم از سفر، خیلی از مسافران بعد از برگشت، آن ارتباط عمیق با شهر مشهد را پیدا نمی‌کنند؟

چرا بعضی‌ها بعد از سفر فقط می‌گویند:

«زیارت انجام شد و برگشتیم»

اما کمتر می‌گویند:

«دلم برای مشهد تنگ شده.»

این دو جمله تفاوت بزرگی با هم دارند.

یکی یعنی سفر انجام شده.

دیگری یعنی یک تجربه ساخته شده.

مشکل گردشگری مشهد فقط کمبود مسافر نیست

وقتی درباره وضعیت گردشگری مشهد صحبت می‌کنیم، معمولاً اولین چیزی که به ذهن می‌رسد تعداد مسافر است.

چند نفر آمدند؟

چند اتاق پر شد؟

چند درصد ظرفیت هتل‌ها تکمیل شد؟

اما شاید سوال مهم‌تر این باشد:

از این همه مسافری که آمدند، چند نفر با یک حس خوب از مشهد برگشتند؟

چون مقصدی که فقط مسافر جذب کند، لزوماً موفق نیست.

مقصد موفق، مقصدی است که در ذهن مسافر جای بگیرد.

ما هنوز سفر را با اقامت و زیارت اندازه می‌گیریم

یکی از مشکلات گردشگری این است که خیلی وقت‌ها همه چیز قابل اندازه‌گیری را می‌بینیم.

تعداد هتل‌ها

تعداد تخت‌ها

تعداد رستوران‌ها

تعداد مراکز خرید

اما چیزهای مهم‌تری وجود دارند که در هیچ آماری ثبت نمی‌شوند.

مثل:

حسی که مسافر هنگام ورود به شهر گرفته.

رفتاری که از مردم دیده.

خاطره‌ای که ساخته.

تصویری که از شهر با خودش برده.

شاید همین چیزهای دیده نشده هستند که باعث می‌شوند یک نفر دوباره به یک مقصد برگردد.

مشهد فقط یک مکان نیست

مشهد یک شهر معمولی برای گردشگری نیست.

بسیاری از مسافران با یک انتظار خاص وارد این شهر می‌شوند.

بعضی‌ها با انگیزه معنوی.

بعضی‌ها برای آرامش.

بعضی‌ها برای دیدن خانواده.

بعضی‌ها برای تجربه یک سفر متفاوت.

اما سوال اینجاست:

آیا تجربه‌ای که در شهر دریافت می‌کنند با احساسی که با خودشان آورده‌اند هماهنگ است؟

جایی که گردشگری اشتباه می‌کند

گاهی ما فکر می‌کنیم وظیفه گردشگری فقط این است که مسافر را بیاورد، اسکان بدهد و خدمات ارائه کند.

اما گردشگری واقعی از جایی شروع می‌شود که مسافر احساس کند دیده شده.

مسافر فقط یک شماره رزرو نیست.

فقط یک تخت اشغال شده نیست.

فقط یک مشتری برای فروش خدمات نیست.

او یک انسان است با یک داستان، یک انتظار و یک حس.

چرا بعضی سفرها فراموش می‌شوند؟

حتماً برای همه ما پیش آمده که به جایی سفر کنیم و بعد از مدتی حتی جزئیات آن را به یاد نیاوریم.

نه به خاطر اینکه آن مکان بد بوده.

بلکه چون چیزی در ذهن ما ثبت نشده است.

در مقابل، بعضی سفرها سال‌ها در ذهن می‌مانند.

گاهی به خاطر یک برخورد ساده.

یک جمله.

یک آدم.

یک اتفاق کوچک.

همین چیزهای کوچک هستند که یک مقصد را از یک مکان معمولی جدا می‌کنند.

گردشگری مشهد نیاز به یک تغییر نگاه دارد

شاید بزرگ‌ترین نیاز امروز گردشگری مشهد، فقط ساخت امکانات جدید نباشد.

شاید قبل از هر چیز نیاز داریم نگاه خودمان را تغییر دهیم.

از اینکه فقط بپرسیم:

چند مسافر آمد؟

به اینکه بپرسیم:

چه حسی با خودشان بردند؟

از اینکه فقط به فروش فکر کنیم،

به اینکه به ارتباط فکر کنیم.

از اینکه فقط مقصد را معرفی کنیم،

به اینکه تجربه مقصد را بسازیم.

آینده گردشگری متعلق به کسانی است که احساس می‌سازند

در آینده، شهرها فقط با تعداد جاذبه‌ها رقابت نمی‌کنند.

با احساسی که در ذهن مسافر ساخته‌اند رقابت می‌کنند.

ممکن است دو شهر امکانات مشابهی داشته باشند.

اما یکی در ذهن مسافر ماندگار شود و دیگری نه.

تفاوت در همین جاست:

یکی فقط دیده شده.

یکی احساس شده.

جمع‌بندی

من مهدی بردبار تکلیمی هستم و در مسیر شناخت تجربه‌های گردشگری، هر روز بیشتر به یک موضوع می‌رسم:

گردشگری فقط جابه‌جایی آدم‌ها نیست.

گردشگری یعنی ساختن یک ارتباط بین انسان و مقصد.

و شاید سوال اصلی برای گردشگری مشهد این نباشد که:

چطور مسافر بیشتری جذب کنیم؟

بلکه این باشد:

چطور کاری کنیم مسافری که آمد، با یک حس خوب برگردد؟

چون مقصدی که فقط دیده شود، فراموش می‌شود.

اما مقصدی که احساس شود، دوباره انتخاب می‌شود.

مشهدتجربه سفرگردشگری ایرانخاطرهعاشقانه
۰
۰
بردیوار
بردیوار
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید