ویرگول
ورودثبت نام
حنآ.
حنآ.و او نمیخواست پیش از مرگش بمیرد ...
حنآ.
حنآ.
خواندن ۱ دقیقه·۸ روز پیش

یآد تو

گاهی به این می اندیشم که خوشا به حال آیینه ی اتاقت که می تواند چند صباحی تو را نگاه کند ، آنگاه که زلف پریشانت بر روی پیشانی ات افتاده و سعی در مرتب کردن آن داری یا وقتی که میخواهی لباست را مرتب کنی و لبه پیراهنت را دست بکشی ...

ای کاش میتوانستم مثل او به لبخند رضایتت خیره شوم و محو آن چال گونه ی بی نقص شوم اما گویی این آرزوی محال طلسم شده است و من نیز محکوم به تماشایت از فاصله ای هستم که دستی میان آن نیست :))

پس تو را قسم به این دوری ، خودت را از یاد مبر که تو همواره در یاد و جان من رخنه کرده ای ...


رویآ
رویآ

عشقعشق یک طرفهیاد توفاصله
۰
۰
حنآ.
حنآ.
و او نمیخواست پیش از مرگش بمیرد ...
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید