حنآ.·۱۳ روز پیشیآد توگاهی به این می اندیشم که خوشا به حال آیینه ی اتاقت که می تواند چند صباحی تو را نگاه کند ، آنگاه که زلف پریشانت بر روی پیشانی ات افتاده و سع…
حنآ.·۱ ماه پیشغَریبهبه آیینه نگاهی گذرا بیاندازید و به غریبه ای که می بینید لبخند بزنید . حال صبح خود را جوری شروع کنید گویی متوجه نیستید غریبه ثانیه به ثانیه…
حنآ.·۱ ماه پیشزمآن اشتباهخیال می کردم روزگار برایمان همانند عشق درون چشمانم می خواهد . گمان می کردم شبانگاهان که به یادت می افتم و عطر آغوشی که هرگز تجربه نکرده ام…